فرش قرمز و در

جوزف اف.داموند

عیسی 6: 9-12 و او گفت: «بروید و به این قوم بگویید، حقیقتاً می شنوید، اما نمی فهمید. و با دیدن تو می بینی، اما نمی دانی. دل این قوم را فربه کن و گوش هایشان را سنگین کن و چشمانشان را ببند. مبادا با چشم ببینند و با گوش بشنوند و با دل بفهمند و برگردند و شفا پیدا کنند. سپس گفتم: پروردگارا تا کی؟ و او پاسخ داد تا شهرها بی‌سکنه و خانه‌ها بدون انسان ویران شود و زمین ویران شود، ویران شود، و تا زمانی که خداوند انسان‌ها را دور کند، و ویرانی در وسط زمین بسیار باشد.

خبرنامه 5854-006
دومین سال از چهارمین دوره ساباتیک
بیست و سومین سال از چرخه 23 سالگرد
روز نهم از ماه دوم 18 سال پس از خلقت حضرت آدم
ماه دوم در سال دوم از سیکل چهارم شنبه
چهارمین سبت از هفت سبت
چهارمین سیکل ساباتیک پس از چرخه 4 جوبیلی
چرخه ساباتیک شمشیر، قحطی، و طاعون

5 مه 2018

شبات شالوم به خانواده سلطنتی،

 

هفته چهارم شمارش عمر

روز بیست و هشتم | آرزوی یهوه | مزمور 63: 1-8
امروز هفتمین روز از هفته چهارم از هفت هفته است. امروز بیست و هشتمین روز شمارش پنجاه روز از روز تکان دادن عمر در فردای سبت است. امروز سبت است، چهارمین سبت از هفت سبت. امروز چهارمین هفته از هفت هفته تمام می شود. خداوند بر ما رحمت کند و بر ما برکت دهد و صورت خود را بر ما بدرخشد، ای سله تا راه تو در زمین شناخته شود و قدرت نجات تو در میان همه ملتها. ای خدا، قومها تو را ستایش کنند. بگذار همه مردم تو را ستایش کنند! بگذارید ملتها شادی کنند و از شادی سرود دهند، زیرا تو قومها را به عدالت داوری می کنی و امتها را بر روی زمین هدایت می کنی. صلاح
ای خدا، قومها تو را ستایش کنند. بگذار همه مردم تو را ستایش کنند! زمین افزایش خود را داده است. خدا، خدای ما، ما را برکت خواهد داد. خداوند به ما برکت خواهد داد. همه انتهای زمین از او بترسند (مزمور 67:1-7)
خدایا تو خدای منی. صمیمانه به دنبال تو هستم روح من تشنه توست؛ گوشت من برای شما غش می کند، مانند زمین خشک و خسته که در آن آب نیست. پس من در محراب به تو نگاه کردم و قدرت و جلال تو را دیدم. چون عشق استوار تو بهتر از زندگی است، لبانم تو را ستایش خواهد کرد. پس تا زمانی که زنده هستم تو را برکت خواهم داد. به نام تو دستانم را بلند خواهم کرد. روح من مانند غذای چرب و غنی سیر خواهد شد، و دهانم تو را با لبهای شادمانی ستایش خواهد کرد، هنگامی که تو را بر بسترم یاد کنم و در شب در مراقب تو باشم. زیرا تو یاری من بوده ای و در سایه بالهای تو از شادی آواز خواهم خواند. روح من به تو می چسبد؛
دست راست تو مرا نگه می دارد. (مزمور 63:1-8)

ماه خونی بر فراز بالی و فیلیپین

 

با تشکر از Alexander Dietzsch برای این تصویر.

ما چند گزارش از دیدن این ماه خونین در بالی، اندونزی و فیلیپین داشته‌ایم. ما در این ماه تبلیغ ویژه‌ای را با هدف فیلیپین اجرا کرده‌ایم که آموزش ویدیویی خود را در مورد ماه‌های خونی و آنچه را که آنها به ما فاش می‌کنند یا به ما می‌گویند به اشتراک بگذاریم. ما با بیش از 1000 نفر جدید که در فیس بوک به ما ملحق شده اند، پاسخ بسیار قوی به این تبلیغ داشته ایم.
اگرچه ماه خونین در این ماه در روز مقدس فرود نمی‌آید، امیدواریم این روز شنبه برای تماشای کل این ویدیو وقت بگذارید و سپس اخبار اخیر را در نظر بگیرید و ببینید چقدر این ویدیو امروزی مرتبط است.

 

 

عشق

در سال 2015، من در فیلیپین بودم و با این امید دوباره آمدم که افرادی هستند که هنوز می‌خواهند حقایق کتاب مقدس را بدانند. اکنون در سال 2018، من دوباره از فیلیپین بازگشته‌ام و درک عمیق‌تری از این افراد، از فروتنی و احترام آنها به اقتدار و والدینشان دارم. اما بیشتر از همه برای یهوه.

وقتی آن را با نظرات کسانی که یهوه را از غرب می شناسند مقایسه می کنم، عمیقاً متأسف می شوم. این بسیار واضح است که قلب غربی ها چقدر سخت است. آنها ممکن است نام یا نسخه خود را از آن بدانند. آنها ممکن است قادر به نقل قول از کتاب مقدس باشند و این کار را با دقت انجام دهند، اما به برادر خود علاقه ندارند چه رسد به کسانی که خدا را می جویند اما چیزی در مورد او نمی دانند. این مردم غرب آنقدر خودپسند شده اند که جویندگان را از خود دور می کنند. پدر، لطفا ببخش که من اینطور بودم. ما که تورات را می شناسیم باید نسبت به کسانی که هنوز نمی دانند محبت بیشتری داشته باشیم. من امسال از دوستم و برادرم آیک چیزهای زیادی یاد گرفتم که چگونه با کسانی که هنوز در تاریکی هستند رفتار کنم و فقط نمی دانند زیرا هیچ کس به آنها نشان نداده است.

این ویدیویی که در اینجا به اشتراک می گذارم فقط نمونه ای از قلب کسانی است که اگر بخواهید هنوز ایمان ندارند. و این قلب تمام ملتی است که به دنبال خدا هستند اما هنوز معلمان کافی برای آموزش آنها ندارند.

شما ممکن است کلمات این آهنگ را که در یک جشن فارغ التحصیلی خوانده شده است درک نکنید، اما نمی توانید حالات چهره عشق و احترام عمیق را انکار کنید. من کلمات را برای شما به زبان انگلیسی قرار داده ام تا بتوانید بدانید چه چیزی گفته می شود.

در دنیای غرب که اکثر نوجوانان مشتاق ترک لانه و دور شدن از کسانی هستند که آنها را بزرگ کرده اند و از آنها حمایت می کنند، فکر مراقبت از والدین سالخورده خود دور از وجدان آنها است. باز هم ما چیزهای زیادی برای یادگیری از فیلیپین داریم.

عنوان: Awit Ng Anak
آهنگ کودک
ترجمه بهتر: آهنگ یک کودک
مدت‌ها پیش، یک کودک کوچک در هر قدمی که دارد کمک می‌شود، کمک و راهنمایی می‌شود
حالا من روی پای خودم ایستاده ام
ممنون مادرم پدرم
من کلمات کافی ندارم
هیچ چیز به اندازه مراقبت شما نیست،
حالا که پیر و ضعیف شدی، خواهش می کنم به من اجازه بده مراقبت باشم
گروه کر 1: به شما کمک می شود و از آنها مراقبت می شود
اگه گریه کنی کمکت میکنم گریه نکنی
وقتی مریض شدی ازت مراقبت میکنم
پیشانی تو را می بوسد
و وقتی شب سرد است، تو را آنقدر محکم در آغوش خواهد گرفت
من برای شما دعا می کنم و شما را با عشق می پوشانم
سختی هایت را برای من به یاد می آورم - شب های بی خوابی، خسته کننده و غمگین - فداکاری کردی
هرگز فراموش نمی کنم
عشق شما بی نظیر است
لطفا نگران نباشید
در ذهن و قلبم،
در تمام خانواده ام نیز عشق بی پایان تو را تمرین خواهم کرد
گروه کر 2: فرزندان من دست شما را خواهند گرفت
اگر گریه می کنید، به شما کمک می کنند متوقف شوید
در هنگام بیماری از شما مراقبت خواهد کرد، بچه ها از پیشانی شما
و اگر عصر سرد باشد شما را محکم در آغوش می گیریم
دعا می کنم و تو را در عشق می پیچم
گروه کر 1: شما مورد محبت و مراقبت قرار خواهید گرفت
به شما کمک می کند گریه نکنید
پیشانی تو را می بوسد
.........
کودا: هیچ چیز قابل مقایسه نیست، هیچ چیز با شما برابری نمی کند، مادر مهربان، پدر مهربان، متشکرم!

فرش قرمز

زمانی که در فیلیپین بودم، این فرصت را داشتم که در برابر 500 کشیش فارغ التحصیل در کاگایان د اورو صحبت کنم. و امروز به خودم لگد می زنم که این فرصت نادر و عالی را از دست دادم تا با آنها در مورد فرش قرمز صحبت کنم که همه آنها در مراسم راهپیمایی برای شروع روز پیاده روی کردند. چرا من این را انتخاب نکردم اکنون من را ناامید می کند.

پاییز گذشته در سال 2017، زمانی که من و جیمز در بوروندی بودیم و برای دیدن مراسم دعای رئیس جمهور این کشور رفتیم، فرش قرمز را برای او پهن کردند تا از لیموزین خود به سمت صندلی خود و سپس از صندلی خود به سمت سالن برود. صحنه. هزاران نفر برای تماشا آمدند. آنهایی که مجبور بودیم از فرش قرمز عبور کنیم تا به صندلی خود برسیم، از روی آن پریدیم و به احترام، جرأت نکردیم پاهایمان را روی فرش بگذاریم. وقتی گروه های بزرگ آمدند فرش را پیچیدند تا کسی روی آن راه نرود. برای بالاترین مقام کشور و آن رئیس جمهور بود.


ما اکنون عمر را می شماریم. همه ما باید هر روز این را بشماریم. من مزمور 69 را برای خواندن هر روز دارم و سپس مزمور دیگری را دارم که هر روز در صفحه فیس بوک ما sightedmoon.com تغییر می کند. به یاد سال شنبه 2016 و یا در sightedmoon.com در فیسبوک.
این شمارش برای عید هفته ها یا عید سوگند که به آن نیز معروف است می باشد.
پس این چه ربطی به فرش قرمز دارد؟

اولین مرجع شناخته شده راه رفتن روی فرش قرمز در ادبیات در نمایشنامه آگاممنون اثر آیسخولوس نوشته شده در سال 458 قبل از میلاد است. هنگامی که شخصیت عنوان از تروی بازمی گردد، همسر انتقام جوش کلیتمنسترا به او خوشامد می گوید که به او یک مسیر قرمز پیشنهاد می کند تا در آن راه برود:
ای عزیزم، از ارابه ات پایین بیای و پای تو ای سرورم به زمین نرسد. بندگان، اجازه دهید در برابر خانه ای که هرگز انتظار دیدنش را نداشت، جایی که عدالت او را به آنجا می برد، راهی سرخ رنگ شود.
آگاممنون که می‌داند تنها خدایان با چنین تجملاتی راه می‌روند، با ترس پاسخ می‌دهد:
من یک انسان فانی هستم، یک مرد. من نمی توانم این شکوه های رنگارنگ را زیر پا بگذارم، بدون ترسی که در مسیرم انداخته شود.

فرش‌های شرقی در نقاشی‌های رنسانس اغلب قالی‌ها و فرش‌هایی را نشان می‌دهند که نقش‌دار اما با رنگ قرمز اغلب رنگ پس‌زمینه اصلی است، روی پله‌های تاج و تخت، یا روی باغی که در آن حاکمان یا پیکره‌های مقدس قرار گرفته‌اند.
فرش قرمزی برای استقبال از ورود جیمز مونرو رئیس جمهور ایالات متحده در سال 1821 روی رودخانه پهن شد.[1] در سال 1902، راه‌آهن مرکزی نیویورک از فرش‌های زرشکی مجلل برای هدایت مردم هنگام سوار شدن به قطار مسافربری قرن بیستم استفاده کرد. اعتقاد بر این است که منشأ عبارت «درمان فرش قرمز» از همین جا باشد.[20] اولین نمایش فیلم اغلب با فرش قرمز گذاشته می شود.

در دهه 1920 بود که فرش قرمز و هالیوود واقعاً مترادف شدند. فرش قرمز رنگ برای اولین نمایش رابین هود در هالیوود با بازی داگلاس فیربنکس در مقابل تئاتر مصر در سال 1922 گشوده شد. و برای دهه‌های بعد، تنها مکان‌های کمی وجود داشت که مردم می‌توانستند نگاهی اجمالی به ستاره‌های کاریزماتیکی مانند آن داشته باشند. کلارک گیبل، جیمی استوارت و گریس کلی، و فرش قرمز یکی از آنها بود.[3]

سپس، در سال 1961، فرش قرمز در مراسم اسکار در سالن اجتماعات سانتا مونیکا معرفی شد. چند سال بعد، پخش کنندگان مراسم تصمیم گرفتند در خارج از سالن فیلمبرداری کنند و ورود مهمانان را در حالی که از لیموزین خود بیرون می‌آمدند نشان دادند. از این نقطه در سال 1964، فرش قرمز به نقطه کانونی شناخته شده جهانی برای بازیگران و بازیگران زن تبدیل شد تا یک ورودی بزرگ داشته باشند و خود را در اسکار به نمایش بگذارند.[4]

این پاسخ دانشگاه بود، حالا اجازه دهید چیز دیگری را به شما پیشنهاد کنم. چیزی به قدری واضح و واضح که با دیدن آن، فراموش نمی کنید.

پیدایش 15:1-21 پس از این امور، کلام خداوند در رؤیا به ابرام نازل شد: «نترس، ای ابرام، من سپر تو هستم. پاداش شما بسیار بزرگ خواهد بود.» اما ابرام گفت: «ای خداوند، خداوندا، چه چیزی به من می‌دهی، زیرا من بی‌فرزند می‌مانم و وارث خانه من الیزار دمشقی است؟» و ابرام گفت: «اینک تو فرزندی به من ندادی و یکی از اعضای خانواده من وارث من خواهد بود.» و اینک، کلام خداوند به او نازل شد: «این مرد وارث تو نخواهد بود. پسر خودت وارث تو خواهد بود.» و او را بیرون آورد و گفت: «به آسمان بنگر و ستارگان را بشمار، اگر می‌توانی آنها را بشماری.» سپس به او گفت: نسل تو نیز چنین خواهد بود. و به خداوند ایمان آورد و آن را برای او عدالت شمرد.

و او به او گفت: «من خداوند هستم که تو را از اور کلدانیان بیرون آوردم تا این سرزمین را به تو بدهم تا در اختیارت بگذارم.» اما او گفت: "خداوندا، از کجا بدانم که مالک آن خواهم شد؟" به او گفت: برای من یک تلیسه سه ساله و یک بز ماده سه ساله و یک قوچ سه ساله و یک لاک پشت و یک کبوتر جوان بیاور. و همه اینها را برای او آورد و نصف کرد و هر یک را بر روی دیگری گذاشت. اما پرندگان را از وسط نبرد. و چون پرندگان شکاری بر لاشه ها فرود آمدند، ابرام آنها را راند.

وقتی خورشید در حال غروب بود، خواب عمیقی بر ابرام فرود آمد. و اینک تاریکی هولناک و بزرگی بر او فرود آمد. آنگاه خداوند به ابرام گفت: «به یقین بدان که فرزندان تو در سرزمینی که مال آنها نیست، مهاجر خواهند بود و در آنجا خدمتگزار خواهند بود و چهارصد سال مصیبت خواهند داشت. اما من بر قومی که آنها خدمت می کنند داوری خواهم کرد و پس از آن با اموال فراوان بیرون خواهند آمد. اما تو با سلامتی نزد پدرانت برو. تو در دوران پیری خوب به خاک سپرده میشی و در نسل چهارم به اینجا باز خواهند گشت، زیرا گناه اموریان هنوز کامل نشده است.»

هنگامی که خورشید غروب کرد و هوا تاریک شد، اینک یک دیگ آتش دود و یک مشعل شعله ور از میان این قطعات عبور کرد. در آن روز خداوند با ابرام عهد بست و گفت: «این سرزمین را به نسل تو می‌دهم، از نهر مصر تا نهر بزرگ، نهر فرات، سرزمین کنیان، کنیزیان، کادمونیان، هیتی‌ها. فرزییان، رفایمیان، اموریان، کنعانیان، جرجاشیان و یبوسیان.»

یَهُوَه به تازگی «عهد» خود را با ابرام اعلام کرده بود.

H1285 beri^yth ber-eeth'
از H1262 (به معنای برش (مانند H1254)); جمع و جور (چون با عبور از بین تکه های گوشت ساخته می شود): - هم پیمانی، [هم-]فدر[-ate]، عهد، لیگ.

به گفته تئوپدیا، این کلمه عبری از ریشه ای گرفته شده است که به معنای «بریدن» است و از این رو عهد با اشاره به رسم باستانی بریدن یا تقسیم حیوانات به دو قسمت با طرف های متعاهد بین آنها، «بریدن» است. یک عهد، برای مثال ببینید

ارمیا 34: 17-19 «بنابراین خداوند چنین می‌گوید: هر کس با اعلام آزادی از من اطاعت نکردی. خداوند می‌گوید، اینک، من به شما آزادی شمشیر و طاعون و قحطی را اعلام می‌کنم. من تو را برای همه پادشاهی های زمین ترسناک خواهم ساخت. و مردانی که از عهد من تجاوز کردند و به عهدی که با من بستند وفا نکردند، آنها را مانند گوساله ای خواهم ساخت که دو نیم کردند و از میان آن گذشتند، یعنی مقامات یهودا، مقامات اورشلیم، خواجه‌ها و کاهنان و همه مردم آن سرزمین که از میان قسمت‌های گوساله می‌گذشتند.

از این رو طرفین عهد در اصل می‌گویند: «اگر نتوانم به سهم خود از این عهد پایبند باشم، مانند این حیوانات از هم پاشیده شوم.»
بنابراین آنچه در این پیدایش 15:17 می خوانیم یک «تعفیه» است - تجلی بیرونی خدای نامرئی. (مثل سوزاندن بوته برای موسی، ستون آتش در هنگام خروج ... اغلب نوعی آتش است. در عهد جدید می خوانیم که یهوه آتشی تمام کننده است. این یک روش عادی برای آشکار کردن خود است.)
خود یهوه بین تکه های حیوانات حرکت می کند.
یَهُوَه به تنهایی از میان حیوانات ذبح شده عبور می کند (در حالی که ابرام می خوابد!)، بار دیگر بر ماهیت یک طرفه این عهد، و همچنین سطح نهایی تعهد درگیر تأکید می کند.
یَهُوَه زندگی خود را به عنوان تضمینی به خطر انداخته است.
یَهُوَه در حال اثبات اعتبار وعده خود به ابرام است.
یَهُوَه می‌گفت: «اگر نتوانم به قولم وفا کنم... ممکن است از هم پاشیده شوم!»
هنگامی که ابراهیم حیوانات را از وسط دو نیم کرد و نیمی از آن ها را در هر طرف قرار داد، خون به وسط می رفت. و در وسط بود که مشعل و دیگ آتش شعله ور از آن گذشت. یَهُوَه بین نیمه‌های حیوان راه می‌رفت و پاهایش روی خون سرخی که زمین را فرش کرده بود راه می‌رفت.
من پیشنهاد می کنم که فرش قرمز نشان دهنده عهد و پیمان بریدن حیوانات و عهد و پیمان بستن در حالی که روی خون این حیوانات قدم می زدید. از بالاترین دستورات بود و نباید آن را سهل انگاری کرد و باید مورد احترام قرار می گرفت.
به همین دلیل است که امروزه فرش قرمز برای عالی ترین مقام ها یا سران کشورها برگزار می شود. وقتی هالیوود همه جا را زیر پا می گذارد و فکر می کند که شایسته این فراخوان هستند، بسیار کاهش می یابد.

چرا عروس را در روز عروسی از در می برند؟

الان فقط 3 هفته با شاووت فاصله داریم. همانطور که می دانید شاوووت زمانی است که خداوند به اسرائیل پیشنهاد داد و ما آن پیشنهاد را پذیرفتیم. این همان چیزی است که کتوبه نامیده می شود و عقد ازدواج است. این همان چیزی است که هر سال سابتیال در سوکوت می خوانیم، که نشان دهنده هفته عروسی است. جشن روز هشتم که درست بعد از سوکوت است نشان دهنده تایید عروسی یا شب عروسی است.
چند هفته پیش در مورد جشن سوگند که نام دیگر جشن هفته ها یا شاووت است با شما صحبت کردیم.

پس از عروسی، این سنت وجود دارد که عروس را از آستانه عبور می دهند و به خانه جدید یا سوئیت ماه عسل می برند. این سنت چه ربطی به عید سوگند و کتوبه ما با یهوه دارد؟
چند سالی است که مردم را به شهر دو دروازه در دره الاه می برم و این مکان معروف را که داوود پیش از آن که برای کشتن جالوت به دره فرود آمد، به آنها نشان می دهم. بارها ما به تازگی از شهر گات که جالوت در آن زندگی می کرد آمده ایم. در حالی که در اینجا ما به برادران هر یک از شهرهای ذکر شده در کتاب مقدس را نشان می دهیم که فلسطینیان پس از کشتن غول توسط داوود از آنجا گریختند. این یکی از آن مکان هایی است که کتاب مقدس در آن زنده می شود. اینجا جایی است که من داستان غول روبرویمان را برایشان تعریف می‌کنم، در حالی که سعی می‌کنیم به دنیا از خطری که آنها در آن هستند هشدار دهیم، چرا که سال‌های ساباتیک را حفظ نمی‌کنند. ما دیوید هستیم و سازمان ملل جالوت است. اما من پرت می شوم.
اینجا در این شهر دو دروازه ای، عکس دسته جمعی خود را در این یک دروازه مشرف به دره الهه می گیریم. از این دروازه است که من آموزش هایم را از آن انجام می دهم.


اما در دروازه دیگر چیزهای بسیار جالبی وجود دارد که کمتر کسی آنها را دیده است. این دروازه دوم است.

در این دروازه دوم به خوبی آستانه حفظ شده است.


و در این آستانه یک سوراخ در یک طرف است.

اکنون می‌خواهم کار کلی ترامبول را که مطالعات گسترده‌ای در مورد سنت‌های خاور نزدیک درباره عهد خون، عهد نمک و میثاق آستانه انجام داده است، قدردانی کنم. همچنین می‌خواهم از ریکو کورتس برای کارش در این زمینه و جلب توجه ما تشکر کنم. (در صورت تمایل می توانید هر سه ویدیو را اینجا ببینید. بخش اولبخش دوم و قسمت سوم)

در این مقاله قرار نیست در مورد عهد نمک صحبت کنیم، اما عهد نمک پیمانی است که نمک به عنوان نشانه صلح بین مردم ارائه می شود.

ما قصد داریم در مورد این آستانه و عهدهایی که بر آن بسته شده است صحبت کنیم و معنای آن چیست و چگونه به ما رسیده است، اگرچه بسیاری آن را نمی‌فهمند و نمی‌دانند.
وقتی مردم را می برم تا این سوراخ در آستانه را در اینجا در شهر دو دروازه (خربت قیافه، شرائیم (به عبری: She'arayim) یا در کلیسای مقبره مقدس به آنها نشان دهم، همه فکر می کنند این سوراخی است که در آن محورهای درب اینطور نیست.

بیایید به زکریا نگاه کنیم تا در مورد این سوراخ در آستانه بیشتر بدانیم.

Zec 12: 2  اینک من اورشلیم را جامی لرزان برای تمامی قومهای اطراف خواهم ساخت و همچنین در محاصره اورشلیم علیه یهودا خواهد بود.

بیایید کلمه به جام را صفر کنیم و ببینیم به ما چه می گویند.

H5592    ساف   خالص

از جانب H5605، به معنای اصلی آن حاوی؛ به ویتامین (به عنوان یک محدود کردن) همچنین یک ظرف (برای نگه داشتن خون یا شراب): – باسن، کاسه، جام، در (پست)، دروازه، پست، آستانه.

H5605   سافاف    اره فاف

ریشه بدوی؛ به درستی به قاپ زنی دور، یعنی خاتمه دادن; اما فقط به عنوان مخرج از استفاده می شود H5592 (به معنای الف ویتامین)، به صبر کنيد at la آستانه: - دربان باش

اورشلیم ظرفی برای نگهداری خون یا شراب خواهد بود. قرار است یک تیرک در یا دروازه باشد. اورشلیم آستانه و نگهبان در خواهد بود. از این به بعد باید این را در نظر داشته باشید. شما باید درک کنید که اورشلیم آستانه معبد است و از آنجا که جهان این را به رسمیت نمی شناسد، آنها بهای گزافی را خواهند پرداخت.

ما تازه شروع کرده ایم اما می خواهم کلمه ای که یوشوا گفت را به شما یادآوری کنم.

Joh 10: 1  به راستی، به راستی به شما می گویم، هر که از در به آغل گوسفندان وارد نشود، بلکه از راه دیگری بالا رود، دزد و دزد است. 2  اما کسی که از در وارد می شود، شبان گوسفندان است. 3  دربان به سوی او باز می شود و گوسفندان صدای او را می شنوند و او صدا می زند خود را گوسفندان را به نام خود دارد و آنها را بیرون می برد. 4  و چون گوسفندان خود را بیرون می آورد، پیشاپیش آنها می رود و گوسفندان به دنبال او می آیند. زیرا صدای او را می شناسند. 5  و به دنبال غریبه ای نمی روند، بلکه از او فرار می کنند، زیرا صدای غریبه ها را نمی شناسند. 6  عیسی این مَثَل را برای آنها گفت، اما آنها نفهمیدند آن چه بود که با آنها گفت.

Joh 10: 7  سپس عیسی دوباره به آنها گفت: «به راستی، به راستی به شما می‌گویم که من دروازه گوسفندان هستم.

Joh 10: 8  همه کسانی که قبل از من آمدند دزد و دزد بودند، اما گوسفندان آنها را نشنیدند.

جان 10: 9  من در هستم. اگر کسی از طریق من وارد شود، نجات خواهد یافت و داخل و خارج خواهد شد و چراگاه خواهد یافت.

جان 10:10  دزد جز برای دزدی و کشتن و نابود کردن نمی آید. من آمده ام تا آنها زندگی کنند و بتوانند زندگی کنند it به وفور بیشتر 11  من شبان خوب هستم. شبان خوب جان خود را برای گوسفندان فدا می کند. 12  اما کسی که مزدور است و نه چوپان که صاحب گوسفندان نیست، گرگ را می بیند که می آید و گوسفند را رها می کند و فرار می کند. و گرگ آنها را می گیرد و گوسفندان را پراکنده می کند. 13  اجیر فرار می کند، زیرا اجیر است و به گوسفندان اهمیت نمی دهد. 14  من شبان خوب هستم و آنها را می شناسم هستند مال من است و من را کسانی می شناسند که مال من هستند. 15  همانطور که پدر مرا می شناسد، من نیز پدر را می شناسم. و جانم را برای گوسفندان می‌سپارم. 16  و من گوسفندان دیگری دارم که از این گله نیستند. من نیز باید آنها را رهبری کنم و صدای مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهد بود. 17  پس پدرم مرا دوست دارد، زیرا جان خود را می‌سپارم تا دوباره آن را بگیرم. 18  هیچ کس آن را از من نمی گیرد، اما من آن را از خودم می سپارم. من اختیار دارم که آن را بگذارم، و اختیار دارم که دوباره آن را بگیرم. من این فرمان را از پدرم دریافت کرده ام.

چیز دیگری که می خواهم همه شما از آن آگاه باشید. الف نماینده یهوه است. بیت خانه اوست. گیمل اقتدار اوست و دالت نمایانگر در است.

dgba

وقتی از در خانه یهوه می‌روید، تحت اقتدار او وارد می‌شوید. شما قوانین او را می پذیرید که در خانه او حاکم است.

این آستانه در خانه به عنوان ورودی خانه یهوه بسیار مهم است و اهمیت آن را نباید نادیده گرفت.

در عید فصح، اولین روز مقدس، به ما گفته می شود که خون را روی تیرهای درب بگذاریم. برای بنی‌اسرائیل، این امری عادی بود زیرا آنها معنای عهد آستانه را درک می‌کردند.

خروجی 12:22  و یک دسته زوفا بردارید و در خون کاسه غوطه ور شوید و با خون داخل کاسه به لنگه و تیرهای در بکوبید. و هیچ یک از شما تا صبح از در خانه خود بیرون نروید. 23  زیرا خداوند از آنجا عبور خواهد کرد تا مصریان را بزند. و هنگامی که خون را بر روی لنگرگاه و در دو ستون کناری ببیند، خداوند از در می گذرد و اجازه نخواهد داد که ویرانگر به خانه های شما بیاید تا شما را بزند. 24  و این امر را به عنوان شریعت برای خود و پسرانتان تا ابد رعایت کنید.

کلمه کاسه در اینجا دوباره همان کلمه Saph است که سوراخی است که در آستانه درگاه وجود دارد.

قرار بود این بره ها در آستانه کشته شوند و خون آنها در "صف" جمع آوری شود. از آن ساف باید خون را با استفاده از زوفا به تیرک در و مانتو بمالند.

آیا می دانید که شهر سیلوان در مقابل محل معبد واقعی در اورشلیم قرار دارد؟ وقتی برای اولین بار به آنجا رفتم، یکی از صاحبان خانه که ملاقات کردم، نام را به من گفت و سیلوان در عربی به معنای ستون یا پست است. این همچنین به عنوان کوه جرم شناخته می شود.

در این کوه آفن بود که یهوشوا کشته شد و خون او بر آن پست جاری شد. تمام قربانی های گناه در خارج از شهر انجام می شد. هدایای تلیسه سرخ نیز در خارج از شهر در اینجا در کوه آفنس انجام شد. و سپس خون در سراسر دره کیدرون حمل شد، همانطور که آنها روی پل (مانتل) راه می رفتند و از دروازه شرقی به سمت محراب می رفتند، جایی که خون در سمت شمال یا جنوب محراب ریخته می شد، جایی که سپس پایین می آمد. سمت معبد به دره قیدرون.

سپس دره قیدرون را به آستانه‌ای تبدیل می‌کند که خون روی تیرک در کوه گناه و تیرک در معبد و محراب است. دره قیدرون به دره یهوشافات نیز معروف است.

جو 3:2  جمیع امتها را نیز جمع خواهم کرد و آنها را به وادی یهوشافاط پایین خواهم آورد. و در آنجا برای قوم و میراث خود اسرائیل که آنها را در میان امتها پراکنده کرده و زمین مرا تقسیم کرده اند، با آنها می جنگم. 3  و برای قوم من قرعه انداختند و پسری را به فاحشه دادند و دختری را به شراب فروختند تا بنوشند.

جو 3:11  ای جمیع قوم ها، خود را جمع آورید و بیایید، و خود را دور هم جمع کنید. ای خداوند، قدرتمندان خود را در آنجا فرود آور. 12  بگذارید ملتها بیدار شوند و به دره یهوشافات برآیند. زیرا آنجا خواهم نشست تا همه امتهای اطراف را داوری کنم. 13  داس را در آن بگذارید، زیرا محصول رسیده است. بیا، بیا پایین؛ برای مطبوعات پر است. خمره‌ها سرریز می‌شوند، زیرا شرارت آنها بسیار است. 14  انبوهی، انبوهی در وادی تصمیم. برای روز یهوه is نزدیک در وادی تصمیم!

اکنون باید مکاشفه 14:14-20 را بخوانیم تا بفهمیم این خونی که در شرف جاری شدن است چقدر عمیق است. ارتفاع آن به اندازه یک افسار اسب است و حدود 184 مایل طول می کشد.

آنگاه نگاه کردم، و اینک ابری سفید، و بر ابر نشستم، یکی مانند پسر انسان، با تاجی طلایی بر سر و داس تیز در دست. و فرشته دیگری از معبد بیرون آمد و با صدای بلند او را که بر ابر نشسته بود ندا داد: «داس خود را بگذار و درو کن، زیرا ساعت درو فرا رسیده است، زیرا محصول زمین کاملاً رسیده است.» پس آن که بر ابر نشسته بود داس خود را بر روی زمین تاب داد و زمین درو شد.
سپس فرشته دیگری از معبد در بهشت ​​بیرون آمد و او نیز داس تیز داشت. و فرشته دیگر از مذبح بیرون آمد، فرشته ای که بر آتش مسلط است و با صدای بلند به صاحب داس تیز ندا داد: «داس خود را بگذار و خوشه ها را از درخت انگور زمین جمع کن. زیرا انگورهایش رسیده است.» پس فرشته داس خود را بر روی زمین تاب داد و خرمن انگور زمین را جمع کرد و در شرابخانه بزرگ خشم خدا انداخت. و شراب در بیرون شهر پایمال شد و خون از شراب به بلندی افسار اسب به اندازه 1,600 استادیوم جاری شد.

صبر کن. فکر می‌کردم داریم درباره عهدی که یهوه با ابراهیم بسته است صحبت می‌کنیم. و حالا گفته‌ام که کسانی که روی زمین هستند، در این آستانه کشته می‌شوند، مانند روی فرش قرمز.
یَهُوَه گفت که اگر در این قرارداد به قول خود عمل نکند، او نیز مانند این حیوانات تکه تکه شود. اما اکنون آنچه را که در اشعیا درباره کل زمین به شما گفته شده است بخوانید.

اشعیا 24:1-6 اینک خداوند زمین را خالی و ویران خواهد کرد.
و سطح آن را خواهد پیچید و ساکنانش را پراکنده خواهد کرد.
و مانند مردم، کاهن نیز چنین خواهد بود.
همانطور که با غلام، با ارباب او نیز.
همانطور که با خدمتکار، همچنین با معشوقه او.
همانطور که با خریدار، همچنین با فروشنده;
مانند قرض دهنده، وام گیرنده نیز.
همانطور که با طلبکار، همچنین با بدهکار.
زمین کاملاً خالی و کاملاً غارت خواهد شد.
زیرا خداوند این کلمه را گفته است.
زمین ماتم می گیرد و پژمرده می شود.
جهان از بین می رود و پژمرده می شود.
مرتفع ترین مردم زمین از بین می روند.
زمین آلوده است
زیر دست ساکنان آن؛
زیرا آنها از قوانین تخطی کرده اند،
قوانین را نقض کرد،
عهد همیشگی را شکست.
پس لعنتی زمین را می بلعد،
و ساکنان آن برای گناه خود رنج می برند.
پس ساکنان زمین سوخته اند
و تعداد کمی از مردان باقی مانده است.

پس چگونه همه انسانها تحت این قانون قرار گرفتند و اکنون باید بهای شکستن این عهد را بپردازند؟

غلاطیان 3: 7-9 پس بدانید که ایمانداران فرزندان ابراهیم هستند. و کتاب مقدس چون پیش‌بینی می‌کرد که خدا غیریهودیان را با ایمان عادل می‌سازد، پیشاپیش انجیل را به ابراهیم موعظه کرد و گفت: «در تو همه امت‌ها برکت خواهند یافت.» پس کسانی که ایمان دارند همراه با ابراهیم، ​​مرد با ایمان، برکت می یابند.
پیدایش 12: 3
و برکت دهندگان تو را برکت خواهم داد و هر که تو را لعنت کند نفرین خواهم کرد. و همه خانواده های زمین در تو برکت خواهند داشت.»
پیدایش 18: 18
زیرا ابراهیم قطعاً قومی بزرگ و نیرومند خواهد شد و تمامی امتهای زمین در او برکت خواهند یافت؟
پیدایش 22: 18
«از ذریت تو همه امتهای زمین برکت خواهند یافت، زیرا صدای من را اطاعت کردی.»
پیدایش 26: 4
«من نسل تو را مانند ستارگان آسمان زیاد خواهم کرد و همه این سرزمین ها را به نسل تو خواهم داد. و به وسیله نسل تو همه امتهای زمین برکت خواهند یافت.

تمام جهان از این عهد با ابراهیم برکت یافته است. اما آیا تمام دنیا متقابلاً عمل کرده و شروع به اطاعت از یَهُوَه که این برکات را داده است، کرده است؟ نه! در همه جا دین مسیحی وجود دارد که ادعا می کند از کتاب مقدس پیروی می کند.

مرقس 16:15 و به آنها گفت: «به تمام جهان بروید و انجیل را به تمام خلقت اعلام کنید. هر که ایمان آورد و تعمید یابد نجات خواهد یافت، اما هر که ایمان نیاورد محکوم خواهد شد.
متی 28:18 عیسی آمد و به آنها گفت: «تمام قدرت در آسمان و زمین به من داده شده است. پس بروید و همه امتها را شاگرد سازید و آنها را به نام پدر و پسر و روح القدس تعمید دهید و به آنها بیاموزید که همه آنچه را که به شما امر کرده ام رعایت کنند. و اینک من همیشه تا آخر الزمان با شما هستم.»
لوقا 24:44 «این گونه نوشته شده است که مسیح باید رنج بکشد و در روز سوم از مردگان برخیزد، و توبه برای آمرزش گناهان باید به نام او به همه امت ها، از اورشلیم آغاز شود، اعلام شود.

و به این دلیل، زیرا این ملت‌ها و مردم مسیحی که ادعا می‌کنند از یهوه پیروی می‌کنند اما به عهد پایبند نیستند. زیرا همه آنها به خاطر شکستن این عهد گناهکارند، آنها نیز مانند آن حیوانات پاره پاره خواهند شد.
اما در این زمان خداوند این کار را انجام می‌دهد نه بقیه.
این عهد و پیمانی که خداوند با ابراهیم بست و به نام خود سوگند خورد و سپس با قدم زدن در خون خود آن را تأیید کرد. یَهُوَه به ابراهیم و سپس به کل جهان وعده می‌داد. این یک سوگند نامزدی توسط یهوه بود.

باز هم الف بت گیمل، دالت. dgba این تصویر یهوه، الف را در خانه اش، بت، رفتن، گیمل، به سمت در، یِهشوا، تصویر می کند. نامه بعدی هی است. h.  هی برای مرد است من از عبری پالئو استفاده کرده ام. در اینجا حروف عبری مدرن است. hdgba بنابراین انسان فرا خوانده می شود تا از در خانه خداوند بیاید. و این فقط 5 حرف اول الفبای عبری است. اما شما باید با راه رفتن روی فرشی که یهوه روی آن رفت، بیایید. کلمه عبری که برای عهد استفاده می شود کلمه است trk قیراط برای بریدن.
این عهد اوست و شما باید با آن موافقت کنید. شما باید با قوانین خانه او موافقت کنید تا وعده ای که او به ما داده است را بپذیرید. و شما این کار را با عبور از این در انجام می دهید، دری که در عید فصح بر آن خون آغشته شده است. اون در یهشواست. یهوه نجات می دهد.

و ما در شاووت در کوه سینا با این موافقت کردیم.
یَهُوَه از طریق عهد ابراهیم به ما پیشنهاد داد. ما آن پیشنهاد را در کوه سینا پذیرفتیم و در این زمان شرایط این قرارداد ازدواج را پذیرفتیم. این ازدواج قرار است در پایان هزاره هفتم درست قبل از آغاز هزاره هشتم انجام شود. این کل آموزش سوکوت است.

قبل از اینکه ادامه دهیم یک چیز دیگر وجود دارد که باید از شما یادداشت کنیم.

خروجی 21:1  و اینها هستند احکامی که در برابر آنها قرار خواهید داد. 2  اگر یک خدمتکار عبری بخرید، او باید شش سال خدمت کند. و در هفتم او به رایگان بیرون خواهد رفت. 3  اگر خودش وارد شد، خودش بیرون می‌رود. اگر او بود ازدواج کرد، سپس همسرش با او بیرون برود. 4  اگر اربابش به او زن داده باشد و او برای او پسران یا دخترانی به دنیا آورد، زن و فرزندانش مال او باشند و او به تنهایی بیرون رود. 5  و اگر خادم صریحاً بگوید من صاحب و همسرم و پسرانم را دوست دارم. نمی خوام آزاد برم بیرون 6  ارباب او را نزد داوران خواهد آورد. او را نیز باید به در یا به دروازه در بیاورد. و ارباب او گوش خود را با خر می شکافد و او را تا ابد خدمت خواهد کرد.

تثنیه 15:12  اگر برادرت، یک مرد عبری یا یک زن عبری، به تو فروخته شود و شش سال به تو خدمت کند، در سال هفتم او را از دست خود آزاد کن. 13  و هنگامی که او را از خود بیرون می فرستید، او را خالی نگذارید. 14  از گله خود و از کف غلات و از شراب زنی خود به او اعطا خواهی کرد. آنچه یَهُوَه خدایت تو را برکت داده است، به او بده. 15  و به یاد آور که در زمین مصر غلام بودی و یهوه خدایت تو را فدیه داد. پس امروز به شما این امر را امر می کنم. 16  و اگر به تو بگوید، من از تو دور نمی شوم، زیرا او تو و خانه ات را دوست دارد، زیرا آن را دوست دارد بوده است برای او با شما خوب است. 17  سپس یک جغد را بردارید و بگذارید it از طریق گوش او به در، و او برای همیشه خادم تو خواهد بود. و همچنین با کنیز خود چنین کنید. 18  اگر او را آزادانه از خود دور کنید، برای شما سخت نخواهد بود، زیرا او ارزش یک خدمتکار مضاعف را داشته که شش سال به شما خدمت کند. و یهوه خدایت تو را در هر کاری که انجام می دهی برکت خواهد داد.

اولین چیزی که یَهُوَه پس از اینکه ده فرمان را در کوه سینا در شاوووت به بنی اسرائیل داد، به آن‌ها می‌گوید، این قانون خادم باند بود. دوباره شامل خون روی تیرک می شود که تا آستانه می چکید. گوش شما باید همانطور که بود به در فشار داده شود و سپس سوراخ شود. خون شما هم اکنون در عهد با استاد ما بر آن در است.

این آستانه یک مکان بسیار جدی و معنادار در خانه است و ما باید به آن معنا توجه کنیم. این در مورد وعده یهوه، فرش قرمز و گذر از در، یهشوا است. اما بیشتر هم هست.

آنچه را که در زکریا 12: 2 در مورد جام، ساف و آستانه آمده است می خوانیم، اکنون آیه 3 را می خوانیم.

Zec 12: 3  و در آن روز اورشلیم را سنگ سنگینی برای همه مردم خواهم ساخت، همه کسانی که بر خود بار می کنند. باید تکه تکه شودهر چند همه مردم زمین در برابر آن جمع شوند.

عبارت قطعه قطعه شده رابطه مستقیمی با حیوانات کشته شده در آستانه خانه ها دارد. این رابطه مستقیم با خونی است که به تیرک در و شومینه مالیده شد.

وقتی عهد می بندید حیوان را می گیرید و ذبح می کنید و بدنش را تکه تکه می کنید و در دو طرف می گذارید تا خون از وسط آن جاری شود. سپس هر کس در خون پاهای برهنه خود می گذرد و چیزی می گوید که اگر این عهد را بین خود وفا نکردند، مانند این حیوان تکه تکه شوند.

یَهُوَه همین کار را با ابراهیم کرد. به ابراهیم وعده ای دادند که یهوه نمی توانست آن را زیر پا بگذارد. یَهُوَه تنها بود که بین حیوانات راه می رفت و خونشان را روی پاهایش می ریخت.

پیدایش 15:7 و او به او گفت: «من خداوند هستم که تو را از اور کلدانی بیرون آوردم تا این زمین را به تو بدهم تا وارث آن بشوی. 8 و گفت: خداوندا، از کجا بدانم که وارث آن خواهم شد؟ 9 و او به او گفت: یک تلیسه سه ساله و یک بز سه ساله و یک قوچ سه ساله و یک لاک پشت و یک کبوتر جوان برای من بیاور. 10 و همه اینها را نزد خود گرفت و آنها را در میان تقسیم کرد و هر تکه را بر یکدیگر گذاشت، اما پرندگان او را تقسیم نکردند. 11 و چون پرندگان بر لاشه ها فرود آمدند، ابرام آنها را راند. 12 و چون خورشید غروب کرد، خواب عمیقی بر ابرام فرود آمد. و اینک وحشتی از تاریکی عظیم بر او فرود آمد. 13 و او به ابرام گفت: «به یقین بدان که نسل تو در سرزمینی که مال آنها نیست غریب خواهند بود و آنها را خدمت خواهند کرد. و آنها را چهارصد سال مصیبت خواهند کرد. 14 و همچنین آن قومی را که آنها را خدمت خواهند کرد، داوری خواهم کرد، و پس از آن با ثروت فراوان بیرون خواهند آمد. 15 و با سلامتی نزد پدران خود برو. تو در یک پیری خوب دفن خواهی شد. 16 اما در نسل چهارم دوباره به اینجا خواهند آمد زیرا که گناه اموریان هنوز کامل نشده است. 17 و چنین واقع شد که هنگامی که خورشید غروب کرد و هوا تاریک شد، کوره دودی و چراغی سوزان را مشاهده کنید که از میان آن قطعات می گذشت. 18 در همان روز خداوند با ابرام عهد بست و گفت: «این زمین را به نسل تو دادم، از نهر مصر تا نهر بزرگ، نهر فرات. 19 و هیتیان و فرزیان و رفایمیان 20 و اموریان و کنعانیان و جرجاشیان و یبوسیان.

دوباره یَهُوَه اورشلیم را آستانۀ لرزه خواهد ساخت. من کلمه "کاپ" را با کلمه دیگری که به معنای آن است جایگزین می کنم و آن یک آستانه است.

Zec 12: 2  اینک من اورشلیم را یک می سازم آستان از لرزیدن برای تمام قوم اطراف، هنگامی که در محاصره یهودا باشند و علیه اورشلیم

Zec 12: 3  و در آن روز اورشلیم را سنگ سنگینی برای همه مردم خواهم ساخت، همه کسانی که بر خود بار می کنند. باید تکه تکه شودهر چند همه مردم زمین در برابر آن جمع شوند.

هر کس از این آستانه عبور کند و به دنبال وفای به عهد نباشد، با بدی در دل خود این کار را انجام می دهد. آنها تکه تکه خواهند شد و این همان چیزی است که در وادی تصمیم، دره داوری رخ می دهد، هنگامی که لشکریان جهان در آن روز خداوند به اورشلیم می آیند. اما همچنین بقیه جهان که به این عهد پایبند نبوده اند، اکنون همانطور که توافق شده بود، اگر ما به این عهد پایبند نباشیم، تکه تکه خواهند شد. این بسیار جدی است و ما اکنون به سرعت به این زمان نزدیک می شویم که این خوب اجرا شده است.

رسم دیگر با آستانه این بود که پا بر آستانه نمی گذاشتی. شما از آن عبور کردید تا نشانی از احترام به اهل خانه و قربانی که در آن نقطه برای عهد انجام شده بود نشان دهید. آنهایی که پا به آستانه گذاشتند، برای بی‌اعتنایی به ساکنان خانه، آن را زیر پا گذاشتند.

سنت یهودی دیگری نیز وجود دارد که اکنون باید به آن نگاه کنیم.

یک مزوزه (عبری: «دور در»؛ جمع: ? ​​mezuzot) شامل یک قطعه پوست به نام کلافت (همیشه در یک جعبه تزئینی موجود است) که با آیات عبری خاصی از تورات حک شده است (تثنیه 6:4-9 و 11:13-21). . این آیات شامل دعای یهودیان «شما اسرائیل» است که با این جمله آغاز می شود: «ای اسرائیل بشنو، خداوند خدای ما است، خداوند یکی است». در جریان اصلی یهودیت خاخام، یک مزوزه به تیرک در خانه‌های یهودیان چسبانده می‌شود تا میتزوه (فرمان کتاب مقدس) را انجام دهد که «کلمات خدا را بر دروازه‌ها و تیرک‌های خانه‌تان بنویسید» (تثنیه 6:9). برخی قوانین یهودی را اینگونه تفسیر می کنند که در هر دری خانه باید مزوزه وجود داشته باشد[1] به جز حمام (که فضای نشیمن نیست) رخت شویی و کمدها، اگر آنقدر کوچک باشند که نمی توانند اتاق شوند.[2] پوست کلافت توسط یک کاتب واجد شرایط ("سوفر استم") که سالها آموزش دقیق را گذرانده است، تهیه می شود و آیات با مرکب سیاه و غیرقابل پاک شدن با قلم قلاب مخصوص نوشته شده است. سپس پوسته رول شده و داخل کیس قرار می گیرد.

شاید اکنون با همه چیزهایی که تا به حال به اشتراک گذاشته ایم، مزوزا ممکن است تأثیر معنی داری بر شما داشته باشد. در و ستون آن نشان دهنده عهد کوه سینا است که با خون به تصویب رسید. مزوزه روی در، یادآور بصری آن عهد است، زیرا مزوزه بخشی از آن را در داخل خود دارد.
در عید فصح، چیزی وجود دارد که باید بدانید و درک کنید. وقتی آن غذا را می خورید و آن شراب را می نوشید، دوباره شرایط آن عهد بسته شده در کوه سینا را می پذیرید. همه کسانی که در آن وعده غذایی به شما می پیوندند نیز آن توافق را می پذیرند. به همین دلیل است که به کسانی که تورات را نگه نمی دارند اجازه نمی دهید برای عید فصح به شما ملحق شوند.

خروجی 12:47  تمام جماعت اسرائیل آن را نگاه دارند. 48  و هنگامی که غریبه ای نزد تو اقامت کند و عید فصح را برای خداوند بجا آورد، همه نرهای او ختنه شوند، سپس نزدیک شود و آن را نگه دارد. و او مانند کسی خواهد بود که در زمین متولد شده است، زیرا هیچ شخص ختنه نشده نباید از آن بخورد. 49  برای کسی که در خانه به دنیا می آید و برای غریبه ای که در میان شما ساکن است یک قانون خواهد بود.

دوباره این کلمه بریتانیایی است. فقط این بار میلا بریتانیایی است

H1285 beri^yth ber-eeth'
از H1262 (به معنای برش (مانند H1254)); جمع و جور (چون با عبور از بین تکه های گوشت ساخته می شود): - هم پیمانی، [هم-]فدر[-ate]، عهد، لیگ.
Gen 17:10 10 این عهد و پیمان من است که بین من و خود و فرزندانت بعد از تو نگاه دارید. 11 و در گوشت پوست ختنه گاه خود ختنه خواهید شد. و این نشانه عهد و پیمانی بین من و تو خواهد بود. 12 و هر که هشت روزه باشد در میان شما ختنه شود، هر نر در نسلهای شما، هر که در خانه به دنیا آمده باشد یا با پول خارجی خریداری شود که از نسل تو نباشد. 13 هر که در خانه تو متولد شود و با پول تو خریداری شود، باید ختنه شود. و عهد من در جسم شما برای عهد جاودانی خواهد بود. 14 و مرد ختنه نشده که در گوشت ختنه گاه خود ختنه نشده باشد، آن روح از قوم خود منقطع خواهد شد. او عهد من را شکست.

در آن شب عید فصح، بنی اسرائیل اولین قرارداد را بستند. آنها از یهوه اطاعت کردند و همه کسانی که در داخل آن آستانه بودند توسط یهوه از فرشته مرگ محافظت شدند.

خروجی 12:22  و یک دسته زوفا بردارید و در خون کاسه غوطه ور شوید و با خون داخل کاسه به لنگه و تیرهای در بکوبید. و هیچ یک از شما تا صبح از در خانه خود بیرون نروید. 23  زیرا خداوند از آنجا عبور خواهد کرد تا مصریان را بزند. و هنگامی که خون را بر روی لنگه و دو ستون کناری ببیند، خداوند از در می گذرد، و اجازه نخواهد داد که ویرانگر وارد خانه های شما شود تا به شما ضربه بزند. 24  و این امر را به عنوان شریعت برای خود و پسرانتان تا ابد رعایت کنید.

قبل از اینکه اسرائیل حتی با این عهد موافقت کند، یَهُوَه به آنها نشان می‌داد که اگر از او اطاعت کنند، از آنها محافظت می‌کند و از آنها محافظت می‌کند.

سپس در کوه سینا موسی و هارون، نداب و ابیهو و 70 تن از بزرگان غذا خوردند و شروط این عهد را پذیرفتند. مردم نیز موافقت کردند و سپس خون بر آنها و خود قانون پاشیده شد. تو عهد، (عهد) داری و سفره عهد داری و قربانی، ریختن خون.

خروجی 24:1  و به موسی گفت: «تو و هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد تن از مشایخ اسرائیل نزد خداوند بیا. و از دور تعظیم کنید. 2  و موسی به تنهایی به خداوند نزدیک خواهد شد، اما آنها نزدیک نخواهند شد. مردم نیز با او بالا نخواهند رفت. 3  و موسی آمد و تمامی سخنان خداوند و تمامی احکام را به مردم گفت. و همه مردم به یک صدا پاسخ دادند و گفتند: «تمام سخنانی را که خداوند گفته است، انجام خواهیم داد. 4  و موسی جمیع کلام خداوند را نوشت و صبح زود برخاست و قربانگاهی در زیر کوه و دوازده ستون بر حسب دوازده قبیله اسرائیل بنا کرد. 5  و جوانانی از بنی اسرائیل فرستاد تا قربانیهای سوختنی بگذرانند و گاوهای نر سلامتی را برای خداوند قربانی کنند. 6  و موسی نیمی از خون را گرفت و گذاشت it در طشتها و نیمی از خون را بر قربانگاه پاشید. 7  و کتاب عهد را گرفت و در گوش مردم خواند. و گفتند: هر آنچه خداوند گفته است انجام خواهیم داد و اطاعت خواهیم کرد. 8  و موسی خون را گرفت و پاشید it بر مردم گفت: «اینک خون عهدی که خداوند در مورد همه این سخنان با شما بسته است. 9  و موسی و هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد تن از مشایخ اسرائیل بالا رفتند. 10  و خدای اسرائیل را دیدند. و در آنجا بود زیر پاهای او مانند سنگ فرشی از یاقوت کبود و به عنوان جوهر آسمان برای زلالی. 11  و بر اشراف بنی اسرائیل دست خود را دراز نکرد. همچنین خدا را دیدند و خوردند و نوشیدند. 12  و خداوند به موسی گفت: «در کوه نزد من بیا و آنجا باش. و لوحهای سنگی و شریعت و احکامی را که نوشته ام به شما خواهم داد تا آنها را تعلیم دهید.

خروجی 24:13  و موسی و خدمتکارش یوشع قیام کردند. و موسی به کوه خدا رفت. 14  و به بزرگان گفت: شما برای ما اینجا بمانید تا ما دوباره نزد شما بیاییم. و اینک هارون و حور هستندبا تو. اگر کسی کاری برای انجام دادن دارد، به او مراجعه کند. 15  و موسی به کوه رفت و ابری کوه را پوشاند. 16  و جلال یَهُوَه بر کوه سینا ماند و ابر آن را شش روز پوشاند. و روز هفتم موسی را از میان ابر ندا داد. 17  و منظر جلال یهوه بود در نظر بنی‌اسرائیل مانند آتشی است که بر بالای کوه می‌خورد. 18  و موسی به میان ابر رفت و به کوه بالا رفت. و موسی چهل روز و چهل شب در کوه بود.

این یک غذای عهد و پیمانی بود، مانند غذای عید فصح، اما اکنون این غذا در شاوووت برگزار می شود. اگر آن را بشکنید یا زیر پا بگذارید، عواقب مرگباری دارد.

یهشوع در آستانه اورشلیم در کوه عفت در لبه قیدرون کشته شد. همان طور که بره را در آستانه خانه ذبح می کنند و خونش را در ساف یا کاسه عدس می گیرند.

او مجبور نبود بمیرد. قرار بود بمیریم چون آن عهد را شکستیم. اما او این بهای را به جای ما پرداخت.

ولی……

اگر توبه نکنیم، می‌توانیم بهای آن را با جان خود بپردازیم. برای کسانی که توبه کنند و به عهد و عهد برمی گردند، دیه وفای نکردن به عهد پرداخت شده است. کسانی که می خواهند نسبت به خانواده نفرت نشان دهند، از آستانه عبور نمی کنند. درعوض، آنها با بی احترامی روی آستانه پا می گذاشتند. آنها دارند بر عهد، ده فرمان، پا می گذارند.

آن ارتشی که قرار است از آستانه قیدرون بالا بیاید تا اورشلیم را زیر پا بگذارد، علیه تورات و یهوه چنین می کند.

Rev 14: 15  و فرشته دیگری از معبد بیرون آمد و با صدای بلند نزد او که بر ابر نشسته بود ندا کرد، داس خود را درو کن، زیرا زمان درو تو فرا رسیده است، زیرا محصول زمین خشک شده است. 16  و او بر ابر نشسته داس خود را بر زمین افکند و زمین درو شد. 17  و فرشته دیگر از معبد بهشت ​​بیرون آمد که داس تیز نیز داشت. 18  و فرشته دیگری از مذبح بیرون آمد که بر آتش مسلط بود. و با فریاد بلند به آن که داس تیز داشت گفت: داس تیز خود را فرو کن و خوشه های درخت انگور زمین را بچین زیرا که انگورهایش کاملاً رسیده است. 19  و فرشته داس خود را در زمین افکند و تاک زمین را جمع کرد و انداخت it به شراب خوری بزرگ خشم خدا. 20  و شراب در بیرون شهر پایمال شد و خون از شرابخانه بیرون آمد، حتی تا افسار اسبها به اندازه هزار و ششصد استادیوم.

حال به آنچه در کتاب عبرانیان نوشته شده است توجه کنید.

Heb 10: 26  برای اگر پس از دریافت معرفت حقیقت، عمداً گناه کنیم، دیگر قربانی برای گناهان باقی نمی‌ماند. 27  اما ترسناکی به دنبال قضاوت و خشم آتشین است که دشمنان را خواهد بلعید. 28  کسی که شریعت موسی را تحقیر می کرد، بدون رحم مرد کلمه از دو سه شاهد 29  آیا تصور می کنید که چه مجازاتی بدتر است، آیا او را شایسته مجازات می دانند؟ یک کیست که پسر خدا را زیر پا گذاشته و خون عهدی را که با آن تقدیس شده است را امری نامقدس شمرده و روح فیض را دشنام داده است؟ 30  زیرا ما او را می شناسیم که گفته است: «انتقام متعلق به من، من جبران می کنم، می گوید la خداوند." و دوباره، "خداوند قوم خود را داوری خواهد کرد." 31  است چیزی ترسناک که به دست خدای زنده بیفتد.

بسیاری از معلمان در مورد عهد خون و عهد آستانه و عهد نمک تدریس می کنند. با این حال، آنها سال های ساباتیک و یوبیل را حفظ نمی کنند و به شما می آموزند که آنها را نیز نگه ندارید. اطاعت نخواهند کرد. تو چطور؟ آستان یهوه را زیر پا می گذاری؟ سالهای سبتیک و ژوبیلگی بخشی از آن میثاق سینا بود. روزهای مقدس لو 23 بخشی از آن عهد سینا است. سبت هفتگی بخشی از آن میثاق سینا است. این کتوبه ماست، قرارداد ازدواج ما که با آن موافقت کردیم.

خروجی 23:10  و زمین خود را شش سال بکارید و از ثمره آن جمع کنید. 11  اما هفتم سال بگذارید آرام بگیرد و رها کنید تا فقیران قوم شما بخورند. و هر چه بگذارند، حیوانات صحرا بخورند. به همین ترتیب با تاکستان خود رفتار کنید و با حیاط زیتون شما 12  شش روز کار خود را انجام ده و در روز هفتم استراحت کن تا گاو و الاغت آسوده شود و پسر کنیزت و غریبه شاداب شوند.

در اینجا فقط چند مورد از دستورات دیگر این توافق آستانه است که بسیاری از آنها زیر پا می گذارند و به آنها توجه نمی کنند.

خروج 20: 1-3 و خدا همه این سخنان را گفت و گفت:
«من یهوه خدای شما هستم که شما را از سرزمین مصر و از خانه بردگی بیرون آوردم.
«شما جز من خدایان دیگری نخواهید داشت.

فقط یک یهوه وجود دارد و دیگری وجود ندارد.

خروج 20:4-6 «برای خودتصویر حکاکی شده یا هیچ شبیهی از چیزی که در بالا در آسمان است یا در زمین پایین یا در آب زیر زمین است، نسازی. در برابر آنها سجده نکن و آنها را خدمت نکن، زیرا من یهوه، خدای تو، خدای حسودی هستم که گناه پدران را بر فرزندان تا نسل سوم و چهارم کسانی که از من نفرت دارند عیادت می کنم، اما به هزاران نفر محبت می کنم. از کسانی که مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه می دارند.

پس چرا ما می بینیم که این همه در برابر مجسمه ها تعظیم می کنند و آنها را از جایی به مکان دیگر حمل می کنند؟ اگر در خانه خود قوانینی دارید که نماینده خدا یا عیسی یا مریم یا بودا یا فرشتگان هستند، باید فوراً آنها را حذف کنید.

خروج 20:7 «نام یهوه خدای خود را بیهوده نبرید، زیرا خداوند کسی را که نام او را بیهوده می‌برد بی‌گناه نخواهد دید.

این به معنای دشنام دادن نیست. هنگامی که با یَهُوَه همانطور که در این عهد موافقت کرده‌اید ازدواج می‌کنید، نام او را می‌پذیرید و او نام جدیدی را به شما خواهد داد، همانطور که در مکاشفه به ما گفته شده است. مثل این است که وقتی زن ازدواج می کند نام شوهرش را می گیرد. او در حال حاضر نام او را در تمام کارهایی که انجام می دهد به کار می برد. اگر او را فاحشه یا زن بدکار می دانند، نام شوهرش را بیهوده می برد. این است که او نام نیک او را خراب می کند. پس نباید با اعمال شیطانی که انجام می دادید نام یهوه را خراب کنید.

مکاشفه 2:17 به کسی که پیروز می شود مقداری از مانای پنهان می دهم و به او سنگ سفیدی می دهم که نام جدیدی روی آن سنگ نوشته شده است که جز کسی که آن را دریافت می کند، آن را نمی شناسد.
اشعیا 56:5 در خانه خود و در حصارهای خود یادی برای آنها خواهم داد و نامی بهتر از پسران و دختران. من برای آنها نامی جاودانی خواهم گذاشت که قطع نخواهد شد.
اشعیا 62:2 امت‌ها عدالت تو را خواهند دید و همه پادشاهان جلال تو را خواهند دید. و شما را به نام جدیدی که دهان خداوند معین خواهد کرد خوانده خواهید شد.
اشعیا 65:15 «نام خود را برای برگزیدگان من لعنت خواهی گذاشت و خداوند یهوه تو را خواهد کشت. اما بندگان من به نام دیگری خوانده خواهند شد.

این فرمان بعدی همان است که بسیاری می گویند به صلیب میخکوب شده و از بین می رود. آنچه آنها می گویند این است که تسلیم قوانین خانه یهوه نمی شوند. آنها با عهد خون موافقت نخواهند کرد و فقط از یهوه اطاعت نخواهند کرد.

 خروج 20:8-11 «روز سبت را به خاطر داشته باشید تا آن را مقدس نگه دارید. شش روز کار کنید و تمام کارهای خود را انجام دهید، اما روز هفتم سبت برای یهوه خدای شماست. در آن هیچ کاری انجام نده، نه تو، نه پسرت، یا دخترت، نه غلامت، نه کنیزت، و نه دام هایت، و نه مهاجری که در دروازه های توست. زیرا خداوند در شش روز آسمان و زمین و دریا و هر چه در آنهاست را آفرید و در روز هفتم آرام گرفت. بنابراین خداوند روز سبت را برکت داد و آن را مقدس کرد.

همچنین در همان آیه اول لاو 23 به ما گفته شده است که عید تعیین شده یهوه نیز سبت های او هستند. آنها روزهای مقدس خدا هستند و نه روزهای یهودی. آنها مدتها قبل از اینکه یک یهودی وجود داشته باشد، به قوت خود باقی مانده بودند. یهوه دیروز امروز و برای همیشه همین است. او تغییر نمی کند.

لاو 23:1-3 خداوند به موسی گفت: «به قوم اسرائیل سخن بگو و به آنها بگو: اینها عیدهای مقرر خداوند است که آنها را به عنوان جلسات مقدس اعلام خواهید کرد. آنها عیدهای تعیین شده من هستند.
سبت
«شش روز کار باید انجام شود، اما در روز هفتم، یک سبت استراحت رسمی، یک جلسه مقدس است. هیچ کاری نخواهی کرد در تمام مکانهای شما سبت برای خداوند است.

اکنون پس از اولین زمان تعیین شده برای ملاقات با یهوه، او شروع به فهرست کردن هر یک از آن زمان‌ها در طول هر سال می‌کند که قرار است با شما ملاقات کند. این به شما بستگی دارد که به موقع در آنجا حضور داشته باشید تا بتوانید در آن جلسه شرکت کنید.

فصح عید نان فطیر

لاوی 23: 4-8 «اینها عیدهای تعیین شده خداوند هستند، جلسات مقدسی که در زمان تعیین شده برای آنها اعلام خواهید کرد. در ماه اول، در روز چهاردهم ماه هنگام گرگ و میش، عید فصح خداوند است. و در روز پانزدهم همان ماه، عید فطیر برای خداوند است. به مدت هفت روز نان فطیر بخورید. در روز اول شما یک جلسه مقدس خواهید داشت. شما نباید هیچ کار معمولی انجام دهید. اما برای هفت روز قربانی غذایی به خداوند تقدیم کنید. در روز هفتم یک جلسه مقدس است. شما نباید هیچ کار معمولی انجام دهید.»

لاوی 23:9-11 عید اولین میوه ها

و خداوند به موسی خطاب کرده، گفت: «به قوم اسرائیل بگو و به ایشان بگو: هنگامی که به زمینی که به شما می‌دهم وارد شوید و محصول آن را درو کنید، باطن اولین محصول خود را برای کاهن بیاورید. و او میل را به حضور خداوند تکان خواهد داد تا شما پذیرفته شوید. در روز بعد از سبت، کاهن آن را تکان دهد.

Lev 23:15-16 عید هفته ها

«از روز بعد از سبت، از روزی که غلاف هدایای موج را آوردی، هفت هفته کامل بشمار. پنجاه روز را تا روز بعد از سبت هفتم بشمارید. سپس هدایای آردی از غلات تازه به خداوند تقدیم نما.

لاو 23:23-25 ​​عید شیپورها

و خداوند به موسی خطاب کرده، گفت: «به قوم اسرائیل صحبت کن و بگو: در ماه هفتم، در روز اول ماه، یک روز استراحت بزرگ، یادبودی که با نواختن شیپورها اعلام می‌شود، برگزار کنید. مجمع مقدس هیچ کار معمولی انجام نده و برای خداوند هدایایی تقدیم کن.»

لاوی 23:26-32 روز کفاره

و خداوند به موسی خطاب کرده، گفت: «اکنون در روز دهم این ماه هفتم، روز کفاره است. برای شما زمان اجتماع مقدس خواهد بود، و خود را مصیبت زده، قربانی غذا به خداوند تقدیم خواهید کرد. و در آن روز هیچ کاری انجام ندهید، زیرا روز کفاره است تا برای شما در حضور یهوه خدایتان کفاره شود. زیرا هر که در آن روز مصیبت نبیند از قوم خود منقطع خواهد شد. و هر که در آن روز کاری انجام دهد، آن شخص را از میان قومش هلاک خواهم کرد. شما نباید هیچ کاری انجام دهید. این حکمی است تا ابدالاباد در تمام اقوام شما در تمامی مکانهای مسکونی شما. برای شما یک سبت استراحت بزرگ خواهد بود و خود را رنج خواهید داد. در روز نهم ماه که از غروب شروع می شود، از شام تا شام، سبت خود را نگه دارید.»

لاو 23:33-36 عید غرفه

و خداوند به موسی خطاب کرده، گفت: «به قوم اسرائیل بگو، در روز پانزدهم این ماه هفتم و به مدت هفت روز، عید غرفه برای خداوند است. در روز اول، یک جلسه مقدس خواهد بود. شما نباید هیچ کار معمولی انجام دهید. برای هفت روز هدایای غذا به خداوند تقدیم کنید.

Lev 23:36 عید هشت روزه

در روز هشتم، اجلاس مقدسی برگزار کنید و به خداوند هدایای غذایی تقدیم کنید. این یک مجلس رسمی است; شما نباید هیچ کار معمولی انجام دهید.
«این‌ها عیدهای تعیین‌شده خداوند است که آنها را به‌عنوان زمان‌های اجتماع مقدس اعلام کنید، برای تقدیم هدایای غذا، قربانی‌های سوختنی، قربانی‌های غلات، قربانی‌ها و هدایای نوشیدنی، هر کدام در روز خود، به غیر از سبت‌های خداوند و علاوه بر هدایای خود و علاوه بر همه هدایای نذری خود و علاوه بر همه هدایای اختیاری خود را که به خداوند می دهید.

همه اینها بخشی از قرارداد ازدواج است. این همه بخشی از کتوبه ازدواج است که همه ما با آن موافقت کردیم.

پس از این، یَهُوَه روزهای مقدسی را که باید حفظ کنند، مجدداً بیان کرد و سپس قرارداد را منعقد کرد. بلافاصله بعد از آن می خوانیم که چگونه همه مردم با پاشیدن خون به آن رضایت دادند.

خروجی 24:3  و موسی آمد و تمامی سخنان خداوند و تمامی احکام را به مردم گفت. و همه مردم به یک صدا پاسخ دادند و گفتند: «تمام سخنانی را که خداوند گفته است، انجام خواهیم داد. 4  و موسی جمیع کلام خداوند را نوشت و صبح زود برخاست و قربانگاهی در زیر کوه و دوازده ستون بر حسب دوازده قبیله اسرائیل بنا کرد. 5  و جوانانی از بنی اسرائیل فرستاد تا قربانیهای سوختنی بگذرانند و گاوهای نر سلامتی را برای خداوند قربانی کنند. 6  و موسی نیمی از خون را گرفت و گذاشت it در طشتها و نیمی از خون را بر قربانگاه پاشید.7  و کتاب عهد را گرفت و در گوش مردم خواند. و گفتند: هر آنچه خداوند گفته است انجام خواهیم داد و اطاعت خواهیم کرد. 8  و موسی خون را گرفت و پاشید it بر مردم گفت: «اینک خون عهدی که خداوند در مورد همه این سخنان با شما بسته است.

اگر بگویید به یهوشوا، یا یهشوا یا عیسی ایمان دارید یا به نام عیسی اعتراف می کنید که در رومیان به ما گفته شده است، آیا متوجه می شوید که به چه چیزی اعتراف می کنید؟

Rom 10: 9  زیرا اگر به خداوند عیسی اعتراف کنید و در دل خود ایمان داشته باشید که خدا او را از آنجا برانگیخته است la مرده، نجات خواهی یافت

به کلمه اعتراف در رومیان 10:9 نگاه کنید

G3670   homologeo     هوم-اول-اگ-ه-و

از ترکیبی از پایه G3674 و G3056؛ به رضایت، است که، عهداذعان: – اقرار- (طرف-) اقرار، اعتراف انجام می شود، شکرگزاری، قول.

G3674    همو   هموو

مورد جنسی از  homos ( همان; شبیه به G260) به عنوان قید; at la همان مکان یا زمان: – با هم.

G3056     آرم    log'-os

از جانب G3004چیزی گفت: (از جمله فکر) به طور ضمنی الف موضوع (موضوع گفتمان)، نیز استدلال (قویه ذهنی) یا انگیزه; با پسوند a محاسبه; به طور خاص (با مقاله جان) الهی اصطلاح (به این معنا که، مسیحی): - حساب، علت، ارتباط، X مربوط به، مکتب، شهرت، X باید انجام دهم، قصد، ماده، دهان، موعظه، سؤال، دلیل، + حساب، حذف، گفتن (-ing)، نشان دادن، X گوینده، گفتار، صحبت، چیز، + هیچ یک از این چیزها مرا تکان نمی دهد، بشارت، رساله، قول، کلمه، اثر.

یَه‌شوا کلمه بود. او تورات بود. وقتی در او اعتراف می کنید، در واقع می گویید به آن کلمه باز می گردید و به آن کلمه ایمان دارید. آن کلمه ای که در کوه سینا گفته شد. فقط دانستن اینکه او بود یا گفتن نام او نیست. توبه از شکستن آن عهد، اعتراف به گناهانمان به خاطر عدم رعایت آن و سپس بازگشت به اطاعت است. این قولی است که می دهیم. همه اینها در قسمت اول کلمه، homologeo؟ وجود دارد.

یوحنا 1:1 در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. او در آغاز با خدا بود.

آن کلمه در آستانه کشته شد. خون آن کلمه عهد بر روی تیرک در گذاشته شد. دوباره به مزوزا فکر کنید. آن کلمه، آن کلمات در کتاب مقدس شما، 5 کتاب اول کلماتی هستند که هنگام اعتراف به نام یهشوا با آنها موافقت کرده ایم. آن کلمات یهوه است و آن کلماتی است که در خونی است که از آستانه خانه خداوند جاری است. این خون او در آستانه است که با عبور از پادشاهی او موافقت می کنیم.

حال به آنچه در ارمیا گفته شده توجه کنید

Jer 31: 31  خداوند می‌گوید: اینک روزهایی فرا می‌رسد که با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد جدیدی خواهم بست. 32  نه بر طبق عهدی که با پدران ایشان در روزی که دست ایشان را گرفتم تا ایشان را از سرزمین مصر بیرون بیاورم، نبستم. خداوند می‌گوید که عهد من را شکستند، اگرچه من برای آنها شوهر بودم. 33  اما این باید باشد عهدی که با خاندان اسرائیل خواهم بست: پس از آن ایام، خداوند می‌گوید، شریعت خود را در باطن ایشان خواهم گذاشت و آن را در دل ایشان خواهم نوشت. و من خدای آنها خواهم بود و آنها قوم من خواهند بود.

کلمه کات به معنای؛

H3772   ka^rath   کاو راث

ریشه بدوی؛ به برش (خاموش، پایین یا از هم جدا)؛ به طور ضمنی به از بین بردن or مصرف; به طور خاص به عهد (یعنی ائتلاف یا معامله، در اصل با بریدن گوشت و عبور از بین قطعات): - جویده شدن، باهم شدن، خوردن، عهد، بریده شدن، نابود کردن، شکست خوردن، افتادن آزاد شد، فرو ریخت (پایین)، یک لیگ ([پیمان])، X باخت، نابود شد، X کاملاً، X خواست.

به کلماتی که در اینجا مصرف می شود توجه کنید، عهد جویده شده، یک لیگ درست کنید، همه مواد تشکیل دهنده غذای عهدنامه همراه با توافق است.

توجه داشته باشید که این عهد هنوز باید قطع شود و برای تایید آن خون ریخته شود. بیشتر مردم این قسمت را درست می خوانند و به اصل برمی گردد.

قوانین تغییر نخواهد کرد. آنها همان قوانینی هستند که در Lev می یابیم اما اکنون در قلب ما هستند. آنها از بین نمی روند. آنها هرگز به صلیب نمیخکوب نشدند. آنها هرگز تغییر نکرده اند.

حال به داستان لوط توجه کنید.

Gen 19: 1  و در شام دو فرشته به سدوم آمدند. و لوط در دروازه سدوم نشست. و لوط با دیدن آنها به استقبال آنها برخاست آنها را. و با صورت به زمین خم شد، 2  و گفت: اکنون ای سروران من، لطفاً به خانه بنده خود بروید و تمام شب بمانید و پاهای خود را بشویید. تو باید زود برخیز و راهت را برو و گفتند: نه، اما در خیابان می مانیم. 3  اما او به سرعت بر آنها فشار آورد و آنها به او بازگشتند و به خانه او وارد شدند. و برای آنها عید درست کرد و نان فطیر پخت و آنها خوردند. 4  اما قبل از اینکه بخوابند، مردان شهر، مردان سدوم، از پیر و جوان، همه مردم از هر طرف خانه را احاطه کردند. 5  و لوط را صدا کردند و گفتند: مردانی که در این شب نزد تو آمدند کجا هستند؟ آنها را برای ما بیاور تا آنها را بشناسیم. 6  و لوط به سوی آنها بیرون رفت و در را به دنبال خود بست. 7  و گفت: برادران، از شما می‌خواهم که کار بد نکنید. 8  اکنون من دو دختر دارم که مردی را نمی شناسند. من از شما دعا می کنم، بگذارید آنها را برای شما بیرون بیاورم، و شما هر طور که صلاح می دانید با آنها رفتار کنید. اما با این مردان کاری نکنید، زیرا به همین دلیل زیر سایه سقف من آمدند. 9  و گفتند: عقب بایست! و گفتند: این یکی برای ماندن وارد شد و آیا باید همیشه داوری کند؟ حالا ما با شما بدتر از آنها برخورد خواهیم کرد. و بر مرد لوط سخت فشار آوردند و نزديك شدند در را بشكنند. 10اما مردان دستان خود را دراز کردند و لوط را به خانه نزد خود آوردند و در را بستند.

لوط دو فرشته را به خانه خود آورد. از آستانه لات هاوس گذشتند. این اقدام ساده بیانیه ای بود که لوط بدون توجه به هر اتفاقی از این مردان محافظت خواهد کرد. وقتی از آستانه عبور کردند و وارد خانه لات ها شدند، وظیفه او بود که این کار را انجام دهد. و به همین دلیل بود که حتی به تقدیم دو دخترش به مردان بیرون از خانه متوسل شد. اما مردان بیرون شروع به شکستن در کردند و می خواستند از آستانه خانه لوط عبور کنند و به فرشتگان آسیب برسانند. لوط قول داده بود از این غریبه ها محافظت کند. و این مردان سودومی آن آستانه خانه لوط را زیر پا می گذاشتند.

آنچه را از یوحنا 10 به اشتراک گذاشتیم، به خاطر دارید؟ هر کس از راه دیگری وارد خانه شود و آن آستانه را رعایت نکند، دزد است.

Joh 10: 1  به راستی، به راستی به شما می گویم، هر که از در به آغل گوسفندان وارد نشود، بلکه از راه دیگری بالا رود، دزد و دزد است. در بالای آستانه وقتی این کار را انجام می‌دهی، مرد می‌گوید، من حافظ تو خواهم بود، من با تمام قدرتم تأمین‌کننده تو خواهم بود.

داستان دو شاهد دوباره به این دو پیام رسان که به لوط فرستاده شده اند وصل می شود تا به او هشدار دهند که فرار کند. لوط آنها را برای محافظت به داخل آستانه آورد. تمام شهر به دنبال آنها بودند تا به آنها آسیب برسانند و آنها آستانه لات را زیر پا گذاشتند. اکنون اجازه دهید این بخش از مکاشفه را با این درک جدید بخوانیم.

Rev 11: 1  و نی مانند میله به من داده شد. و فرشته ایستاد و گفت: برخیزید و معبد خدا و مذبح و عبادت کنندگان را اندازه بگیرید. 2  اما صحن را که بیرون معبد است کنار بگذارید و آن را اندازه نگیرید، زیرا به قوم ها داده شده است. و شهر مقدس را چهل و دو ماه زیر پا خواهند گذاشت. 3  و من می دهم قدرت به دو شاهد من، و آنها هزار و دویست و شصت روز در لباس نبوت خواهند کرد in گونی 4  این دو درخت زیتون و دو چراغدان هستند که در حضور خدای زمین ایستاده اند. 5  و اگر کسی آنها را آزار دهد، آتش از دهانشان بیرون می آید و دشمنانشان را می بلعد. و اگر کسی آنها را آزار دهد، پس درست است که او کشته شود. 6  اینها اختیار دارند که آسمان را ببندند تا در ایام نبوتشان باران نبارد. و بر آبها اختیار دارند که آنها را به خون تبدیل کنند و هر دفعه که بخواهند زمین را با هر بلائی بزنند. 7  و هنگامی که شهادت خود را کامل کنند، وحشی که از ورطه بیرون می آید، با آنها جنگ می کند و بر آنها غلبه می کند و آنها را می کشد. 8  و بدن آنها دروغ خواهد گفت در خیابان شهر بزرگی که از نظر معنوی سدوم و مصر نامیده می شود، جایی که خداوند ما نیز در آنجا مصلوب شد. 9  و بسیاری از اقوام و قبایل و زبانها و امتها اجساد آنها را سه روز و نیم خواهند دید و نخواهند گذاشت که اجساد آنها را در قبر بگذارند. 10  و ساکنان زمین بر آنها شادی خواهند کرد و شادی خواهند کرد و هدایایی برای یکدیگر خواهند فرستاد، زیرا این دو پیامبر ساکنان روی زمین را عذاب دادند. 11  و پس از سه روز و نیم، روح حیات از جانب خدا در آنها وارد شد و بر پاهای خود ایستادند. و ترس بزرگی بر آنهایی که آنها را می دیدند فرو گرفت. 12  و صدای بلندی از آسمان شنیدند که به آنها می‌گفت: اینجا بالا بیایید. و در ابری به آسمان رفتند و دشمنان آنها را تماشا کردند. 13  و در آن ساعت زلزله بزرگی رخ داد و دهمین بخش شهر سقوط کرد و هفت هزار نام مرد در زلزله کشته شدند. و بقیه ترسیدند و خدای بهشت ​​را جلال دادند.

این دو شاهد در همان مکانی کشته می شوند که یهشوا در کوه آفنس کشته شد. این در آستانه معبد است. این افراد مانند مردم سدوم به دنبال کشتن دو شاهد خواهند بود و شهر مقدس را به مدت 42 ماه زیر پا خواهند گذاشت. سپس خداوند 7000 نفر از آنها را در یک زلزله نابود خواهد کرد.

اجازه دهید به مثال دیگری در خود کوه سینا نیز نگاه کنیم.

خروج 29: 10-12 «گاو را نیز به خیمه ملاقات بیاورند و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر گاو بگذارند. سپس گاو نر را در حضور خداوند بکش، کنار در از خیمه ملاقات مقداری از خون گاو را بگیرید و با انگشت خود بر شاخ های مذبح بگذارید و تمام خون را در کنار قاعده مذبح بریز.

قربانی به خیمه، خانه یهوه آورده می شود و در آن کشته می شود DOORو بقیه خون در قاعده محراب بر زمین ریخت. آستانه به عنوان محراب خانه در نظر گرفته می شود.

در اینجا یک مثال دیگر است، دوباره در کوه سینا.

خروج 32: 15-29 و موسی برگشت و از کوه پایین آمد و دو لوح شهادت در دست او بود. الواح در دو طرف نوشته شده بود. از یک طرف و از طرف دیگر نوشته شده بودند. الواح کار خدا بود و نوشته، نوشته خدا بود که بر الواح حک شده بود.
و چون یوشع صدای مردم را که فریاد می‌کردند شنید، به موسی گفت: «در لشکرگاه صدای جنگ است.»
اما او گفت:
«این سر و صدای فریاد پیروزی نیست،
نه سر و صدای فریاد شکست،
اما صدای آواز را می‌شنوم.»
به محض اینکه به اردوگاه رسید، گوساله و رقصان را دید. پس خشم موسی داغ شد و الواح را از دست خود انداخت و در دامنه کوه شکست. سپس گوساله ای را که ساخته بودند گرفت و در آتش سوزاند و پودر کرد. و آن را روی آب پراکنده کرد و بنی‌اسرائیل را نوشید. و موسی به هارون گفت: این قوم با تو چه کردند که گناه بزرگی بر آنها آوردی؟
پس هارون گفت: «غضب پروردگارم داغ نشود. تو مردم را می دانی که در شرارت هستند. زیرا به من گفتند: «ما را خدایانی بساز که پیشاپیش ما خواهند رفت. اما این موسی، مردی که ما را از مصر بیرون آورد، نمی دانیم چه بر سر او آمده است. و من به آنها گفتم: هر که طلا دارد، آن را بشکند. پس آن را به من دادند و من آن را در آتش انداختم و این گوساله بیرون آمد.»
وقتی موسی دید که قوم بی بند و بار هستند (زیرا هارون آنها را مهار نکرده بود و باعث شرمساری آنها در میان دشمنانشان شد) سپس موسی در ورودی اردوگاه ایستادو گفت: «هر که طرف خداوند است، نزد من بیا!» و همه پسران لاوی نزد او جمع شدند. و به ایشان گفت: «خداوند، خدای اسرائیل چنین می‌گوید: «هر کس شمشیر خود را بر پهلوی خود بگذارد و از ورودی تا ورودی در سرتاسر اردوگاه داخل و خارج شود و هر کس برادر خود را بکشد. همنشین، و هر کس همسایه خود. «پس پسران لاوی طبق کلام موسی عمل کردند. و حدود سه هزار نفر از مردم در آن روز سقوط کردند. سپس موسی گفت: «امروز خود را به خداوند تقدیم کنید تا امروز بر شما برکت دهد، زیرا هر کس با پسر و برادر خود مخالفت کرده است.»

بار دیگر موسی در درگاه خیمه ایستاده است. کسانی که با خداوند ایستاده بودند به در آمدند و کسانی که عهد را پایمال می کردند این کار را نکردند و کشته شدند.

امروز شما بقایای این عهد آستانه را می بینید، زمانی که ملت ها فرش قرمز را برای مقامات بلندپایه پهن می کنند. فرش قرمز نشان دهنده خون در آن آستانه است. این می گوید که امنیت شما توسط دولت تضمین می شود در حالی که شما مهمان ما در اینجا هستید.
در اینجا مثال دیگری است که من تا زمانی که این عهد آستانه را درک نکردم در مواجهه با آن مشکل داشتم. ابنر یک ژنرال در ارتش شائول پادشاه بود که داوود را شکار کرد. یوآب ابنر را کشت و داوود بعداً یوآب را به قتل رساند. چرا داوود این کار را با ژنرال مورد اعتماد و وفادار خود یوآب کرد؟

2Sa 3: 12  و اَبنیر از جانب داوود قاصدانی فرستاد و گفت: «چه کسی is سرزمین؟ او گفت: عهد خود را با من قطع کن و اینک دست من است باید باشد با تو، تا تمام اسرائیل را نزد تو بیاورم.

2Sa 3: 17  کلام اَبنیر با مشایخ اسرائیل بود که می‌گفت: «تو در گذشته به دنبال داوود بودی به پادشاه بر شما 18  و سپس انجام دهید itزیرا خداوند در مورد داوود گفته است، به دست بنده خود داود قوم خود اسرائیل را از دست فلسطینیان و از دست تمامی دشمنان ایشان نجات خواهم داد. 19  و اَبنیر نیز در گوش بنیامین سخن گفت. و اَبنیر نیز رفت تا به گوش داوود در حبرون هر آنچه را که برای اسرائیل خوب می‌آید و برای کل خاندان بنیامین خوب می‌نماید، بیان کند. 20  و اَبنیر نزد داوود در حبرون آمد و بیست نفر با او آمدند. و داوود برای اَبنیر و مردانی که بودند، ضیافتی ترتیب داد بود با او. 21  و اَبنیر به داوود گفت: «من برمی‌خیزم و می‌روم و تمامی اسرائیل را نزد آقایم پادشاه جمع خواهم کرد تا با تو عهد ببندند و تو بر هر آنچه دلت می‌خواهد سلطنت کنی. و داوود اَبنیر را فرستاد و او با آرامش رفت.

2Sa 3: 22  و اینک، بندگان داوود و یوآب از آنجا آمدند پیگیری یک لشکر، و غنایم بزرگ با خود آوردند. اما آبنر بود نه با داوود در حبرون، زیرا او را فرستاده بود و با سلامتی رفته بود. 23  و یوآب و تمام لشکر با او آمدند و به یوآب گفتند: «ابنیر بن نیر نزد پادشاه آمد و او را فرستاد و او با سلامتی رفت. 24  و یوآب نزد پادشاه آمد و گفت: چه کردی؟ بنر نزد تو آمد. چرا is این، که تو او را فرستادی و او قبلاً رفته است؟ 25  تو می دانی که اَبنیر پسر نِر آمده است تا تو را فریب دهد و از بیرون رفتن و ورود تو آگاه شود و آنچه انجام می دهی بداند. 26  و یوآب داوود را ترک کرد و قاصدانی را به دنبال اَبنیر فرستاد تا او را از چاه سیره بازگردانند. اما داوود نمی دانست. 27  و اَبنیر به حبرون بازگشت. و یوآب او را در دروازه به کناری برد تا خصوصی با او صحبت کند. و he در آنجا به شکم او زد و او به خاطر خون برادرش آساهل درگذشت. 28  پس از آن داود شنید و گفت: من و پادشاهی من هستنداز خون اَبنیر پسر نیر تا ابد در پیشگاه خداوند بی گناه. 29  بگذارید اطراف سر یوآب و تمام خانه پدرش بچرخد. و از خاندان یوآب کسی که مشکلی دارد یا جذامی است یا بر عصا تکیه می‌کند یا بر شمشیر می‌افتد یا بی‌نان است کوتاه نمی‌آید.

2Sa 3: 30  و یوآب و برادرش ابیشای، اَبنیر را کشتند، زیرا او برادرشان آساهیل را در جِبعون در جنگ کشته بود. 31  و داوود به یوآب و به تمامی قوم با او گفت: «لباس خود را پاره كنید و جامه بپوشید و در حضور اَبنیر ماتم بگیرید. و داوود پادشاه به دنبال منقل رفت. 32  و ابنر را در الخلیل دفن کردند. و پادشاه صدای خود را بلند کرد و بر قبر ابنیر گریست. و همه مردم گریستند. 33  و پادشاه برای اَبنیر سوگواری کرد و گفت: «آیا اَبنیر مانند مردن احمق مرد؟ 34  دست های شما بود نه بند و نه پاهای شما در بند. همانطور که یک انسان در برابر مردان شریر سقوط می کند، شما نیز سقوط کردید. و همه مردم دوباره بر او گریستند. 35  و تمام قوم آمدند تا داوود را در حالی که هنوز روز بود غذا بخورند. داوود سوگند یاد کرد و گفت: «خداوند با من چنین کند، و اگر نان یا هر چیز دیگری را تا غروب آفتاب بچشم. 36  و همه مردم توجه کردند و آنها را خشنود کرد، همانطور که هر کاری که پادشاه کرد همه مردم را خشنود کرد. 37  زیرا تمام قوم و تمامی اسرائیل در آن روز فهمیدند که کشتن اَبنیر پسر نیر از عهده پادشاه نیست. 38  و پادشاه به خادمان خود گفت: آیا نمی دانید که امروز در اسرائیل یک شاهزاده و مرد بزرگی افتاده است؟ 39  و من am این روز ضعیف است، هر چند پادشاه مسح شده است. و این مردان، پسران صرویه، هستند برای من خیلی سخت است یَهُوَه شخص بدی را برحسب شرارت او پاداش خواهد داد.

یوآب و برادرش ابیشای، اَبنیر را که با داوود پذیرایی کرده بود و اکنون طبق عهد آستانه تحت حمایت او بود، کشتند. اَبنر به قولی بر عهد سرخ شهر داوود گام نهاده بود. یوآب آن عهد آستانه را شکست و اکنون نمی‌توان به داوود اعتماد کرد تا از کسانی که تحت مراقبت او بودند محافظت کند. به همین دلیل یوآب باید بمیرد.

میثاق آستانه یک معامله بسیار جدی است.

ما داستان لوط و آنچه در آنجا اتفاق افتاد را با شما در میان گذاشتیم. ما همچنین آن را به دو شاهد وصل کردیم. داستان دیگری در قضات وجود دارد که همان داستان سدوم و عموره است.

قضات 19:1 و در آن روزها واقع شد که پادشاهی در اسرائیل نبود، یک لاوی در کوههای دورافتاده افرایم ساکن بود. او از بیت لحم یهودا برای خود کنیز گرفت. اما کنیز او با او فاحشه کرد و از او به خانه پدرش در بیت لحم یهودا رفت و چهار ماه تمام در آنجا بود. سپس شوهرش برخاست و به دنبال او رفت تا با او به نیکی سخن بگوید و او را در حالی که خدمتکار خود و چند الاغ همراه داشت، بازگرداند. پس او را به خانه پدرش آورد. و چون پدر زن جوان او را دید، از دیدار او خوشحال شد. حالا پدر شوهرش، پدر زن جوان، او را بازداشت کرد. و سه روز نزد او ماند. پس خوردند و نوشیدند و در آنجا اقامت کردند.
سپس در روز چهارم واقع شد که صبح زود برخاستند و او ایستاد تا برود. اما پدر زن جوان به دامادش گفت: دلت را با یک لقمه نان تازه کن و بعد برو.
پس نشستند و آن دو با هم خوردند و نوشیدند. سپس پدر زن جوان به مرد گفت: لطفاً به ماندن تمام شب راضی باش و بگذار دلت شاد باشد. و چون آن مرد ایستاد تا برود، پدر شوهرش او را اصرار کرد. بنابراین او دوباره در آنجا اقامت کرد. سپس در روز پنجم صبح زود برخاست تا برود، اما پدر زن جوان گفت: «لطفاً دلت را تازه کن.» پس تا بعدازظهر به تأخیر افتادند. و هر دو خوردند.
و هنگامی که مرد ایستاد تا برود - او و کنیز و خدمتکارش - پدر شوهرش، پدر زن جوان، به او گفت: «ببین، روز به شام ​​نزدیک شده است. لطفا شب را بگذرانید ببینید، روز به پایان می رسد. اینجا اقامت کن تا دلت شاد شود. فردا زود برو تا به خانه برسی.»
اما مرد حاضر نبود آن شب را بگذراند. پس برخاست و رفت و مقابل یبوس (یعنی اورشلیم) آمد. با او دو الاغ زین شده بودند. صیغه اش نیز با او بود. آنها در نزدیکی یبوس بودند و آن روز بسیار سپری شده بود. و خادم به ارباب خود گفت: «خواهش می کنم بیا و به این شهر یبوسیان برویم و در آن اقامت کنیم.»
اما اربابش به او گفت: «ما در اینجا به شهر بیگانگان که از بنی اسرائیل نیستند، تبدیل نخواهیم شد. ما به جبعه خواهیم رفت.» پس به غلام خود گفت: «بیا تا به یکی از این مکانها نزدیک شویم و شب را در جبعه یا رامه بمانیم.» و از آنجا گذشتند و به راه خود رفتند. و خورشید در نزدیکی جبعه که متعلق به بنیامین است بر آنها غروب کرد. آنها از آنجا دور شدند تا برای اقامت در جبعه وارد شوند. و چون داخل شد، در میدان شهر نشست، زیرا کسی آنها را به خانه اش نمی برد تا شب بمانند.
در آن هنگام، پیرمردی از کار در مزرعه، شامگاهان وارد شد که او نیز از کوههای افرایم بود. او در جبعه اقامت داشت، در حالی که مردان آن محل بنیامی بودند. و چون چشمان خود را برافراشت، مسافر را در میدان باز شهر دید. و پیرمرد گفت: کجا می روی و از کجا می آیی؟
پس به او گفت: «از بیت لحم یهودا به سوی کوههای دورافتاده افرایم می‌گذریم. من اهل آنجا هستم. من به بیت لحم در یهودا رفتم. اکنون به خانه خداوند می روم. اما کسی نیست که مرا به خانه‌اش ببرد، هر چند برای الاغ‌هایمان کاه و علوفه داریم و برای خودم، برای کنیز تو و برای جوانی که با خدمتکار توست، هم نان و شراب داریم. هیچ چیزی کم نیست.»
و پیرمرد گفت: درود بر شما! با این حال، اجازه دهید تمام نیازهای شما مسئولیت من باشد. فقط شب را در میدان باز نگذرانید.» پس او را به خانه‌اش آورد و به الاغ‌ها علوفه داد. و پاهای خود را شستند و خوردند و نوشیدند.

به همان اندازه که این داستان آزاردهنده است، می‌خواهم اکنون به این که آن زن چه می‌کند و دست‌هایش کجاست، توجه کنید.

در حالی که مشغول خوشگذرانی بودند، ناگهان مردانی از شهر، مردان منحرف، خانه را محاصره کردند و در را زدند. با صاحب خانه پیرمرد صحبت کردند و گفتند: مردی را که به خانه تو آمده است بیرون بیاور تا او را از نظر جسمی بشناسیم.
اما آن مرد، صاحب خانه، نزد آنها رفت و به آنها گفت: «نه، برادران من! التماس میکنم اینقدر بد رفتار نکن! وقتی دیدی این مرد به خانه من آمده است، مرتکب این عصبانیت نشو. ببین، اینجا دختر باکره من و صیغه مرد است. بذار الان بیارمشون بیرون آنها را فروتن کن و هر چه می خواهی با آنها رفتار کن. اما با این مرد چنین کار زشتی نکن!» اما مردان به او توجه نکردند. پس آن مرد صیغه خود را گرفت و نزد آنها آورد. و او را شناختند و تمام شب تا صبح او را مورد آزار قرار دادند. و چون روز شروع شد، او را رها کردند.
آنگاه زن آمد چون روز طلوع می کرد و بر در خانه مردی که اربابش بود به زمین افتاد تا روشن شد.
صبح که صاحبش برخاست و درهای خانه را باز کرد و بیرون رفت تا به راه خود برود، کنیزش در آنجا بود که دستانش را در آستانه درب خانه افتاده بود. و به او گفت: برخیز و بگذار برویم. ولی جوابی وجود نداشت. پس مرد او را بر روی الاغ بلند کرد. و مرد برخاست و به جای خود رفت.
وقتی وارد خانه شد، چاقویی گرفت، صیغه خود را گرفت و او را به دوازده تکه تقسیم کرد و او را به تمام سرزمین اسرائیل فرستاد. و چنین شد که همه کسانی که آن را دیدند گفتند: «از روزی که بنی‌اسرائیل از سرزمین مصر بیرون آمدند تا امروز چنین عملی انجام نشده و دیده نشده است. آن را در نظر بگیرید، مشورت کنید و صحبت کنید!»

این امر منجر به نابودی قبیله بنجامن شد.

اکنون به جای این که این داستانی در مورد بت پرستان باشد که مانند سدوم و عموره عمل کردند، یهوه به ما نشان می دهد که در اسرائیل نیز اتفاق افتاده است. همچنین دو شاهد کشته شدن در آستانه در محلی به نام سدوم و غموره را به شما نشان دادیم و از دره یهوشافات و کشتار آن روز به شما نشان دادیم. همچنین به شما نشان دادیم که یهشوا بره خدا و تلیسه سرخ در بیرون دروازه شهر در آستانه کشته شد. یهشوا در است و وقتی خونش در آن روز بر زمین افتاد، یک بار که نیزه را در او فرو کردند، آن آستانه مقدس شد. قبل از حرکت به همه اینها اضافه کنید که سازمان ملل متحد بزرگترین مروج حقوق LGBTQ به عنوان حقوق بشر است. به همه اینها رای های بسیار بسیار بسیار زیادی را که سازمان ملل علیه ملت اسرائیل به دلیل به اصطلاح نقض حقوق بشر صادر می کند، اضافه کنید.

آیا اکنون شروع به دیدن دلیل اتفاقات این روزهای آخر کرده اید و چرا؟ همه اینها به آستانه و توافقی که با یهوه بسته‌ایم و توافقی که از طرف او انجام داده است برای محافظت از ما در هنگام عبور از آن آستانه مرتبط است. عبری به معنای کسی است که عبور می کند، اینطور نیست؟

در اینجا داستان دیگری از کتاب مقدس است. نمادهای مورد استفاده در رابطه با عهد آستانه را درک کنید.

یوشع 2: 17-21 پس مردان به او گفتند: «از این سوگند تو که ما را به آن سوگند داده‌ای بی‌عیب خواهیم بود، مگر اینکه وقتی به زمین آمدیم، این ریسمان قرمز را در پنجره ببندی. که ما را ناامید کردی و مگر اینکه پدر و مادرت و برادرانت و تمام اهل بیت پدرت را به خانه خود بیاوری. پس هر کس از درهای خانه شما بیرون رود به کوچه، خونش بر سر او باشد و ما بی گناه خواهیم بود. و هر که در خانه با شما باشد، اگر دستی بر او گذاشته شود، خون او بر سر ما خواهد بود. و اگر این کار ما را بگویی، از سوگند تو که ما را به آن سوگند دادی رهایی می‌یابیم.»
سپس او گفت: "طبق گفته شما، چنین باشد." و او آنها را فرستاد و آنها رفتند. و طناب قرمز رنگ را در پنجره بست.

نخ قرمز رنگ نمایانگر خون روی آستانه بود و کسانی که بیرون از در بودند می میرند در حالی که آنهایی که داخل در هستند زنده می مانند.

باز هم آستانه تضمینی برای محافظت از طرف صاحب خانه بود. امروز فرش قرمزی است که برای بزرگان کشورهای دیگر پهن می شود.

حالا وقتی مردی با عروسی ازدواج می کند و سپس او را از آستانه عبور می دهد، عهد خون است. او در واقع می گوید که از او محافظت خواهد کرد و تمام روزهایش از او مراقبت خواهد کرد. همانطور که یهوه از اسرائیل در برابر فرشته مرگ محافظت کرد. همانطور که لوط از فرشتگان در برابر مردان سدوم محافظت کرد. شوهر در صورت لزوم با جان خود از زن و خانواده خود در برابر همه شرارت ها محافظت می کند. زن هم می گوید من با عهد یا قوانین این خانه موافقم.

اسرائیل عروس یهوه است و در پایان روز هفتم عید خیمه ها، خداوند در روز هشتم، اسرائیل را به خانه خود می برد. اسرائیل باید موافقت کند که از قوانین خانه او پیروی کند. هر کس در جهان که به عهد اطاعت کند بخشی از اسرائیل می شود.

آیا این دقیقاً همان کاری نیست که یهوه به جای ما روی درخت مرده است؟ و او این کار را در آستانه اورشلیم در لبه کوه عفریت انجام داد، جایی که تلیسه‌های سرخ را ذبح کردند و خون آنها به قیدرون جاری شد. و همانطور که یهشوا در لبه قیدرون که نماینده آستانه خاندان یهوه بود کشته شد، بره‌ها در عید فصح در آستانه در خیمه کشته شدند.

سال‌هاست که هشدار می‌دهم شمشیر در راه است و لعنت‌هایی برای کسانی که احکام، عهد کوه سینا را رعایت نمی‌کنند. اما بیشتر فراموش می‌کنند که کسانی که اطاعت می‌کنند توسط یهوه بسیار حسود محافظت می‌شوند که تمام لشکر بهشت ​​را در اختیار دارد. به ما گفته می شود که نترسید. اگر اطاعت کنیم، هیچ ترسی نداریم. کسانی که اطاعت نمی کنند همان هایی هستند که باید بلرزند.

اکنون آنچه را که در زکریا به شما گفته شده است دوباره بخوانید.

زکریا 14:1 اینک روز خداوند می آید،
و غنیمت در میان شما تقسیم خواهد شد.
زیرا من جمیع امتها را برای جنگ با اورشلیم جمع خواهم کرد.
شهر گرفته می شود،
خانه ها تفنگ زدند،
و زنها شیطنت کردند.
نیمی از شهر به اسارت خواهد رفت،
اما بقایای مردم از شهر منقطع نخواهند شد.
سپس خداوند بیرون خواهد رفت
و با آن ملتها مبارزه کنید،
همانطور که او در روز جنگ می جنگد.
و در آن روز پاهای او بر کوه زیتون خواهد ایستاد،
که در شرق رو به اورشلیم است.
و کوه زیتون به دو نیم خواهد شد،
از شرق تا غرب،
ساخت یک دره بسیار بزرگ؛
نیمی از کوه به سمت شمال حرکت می کند
و نیمی از آن به سمت جنوب.
آنگاه از دره کوه من فرار خواهی کرد،
زیرا دره کوه تا ازل خواهد رسید.
آری فرار خواهی کرد
همانطور که از زلزله فرار کردی
در روزگار عزیا پادشاه یهودا.

 

یَهُوَه برای کسانی از ما که از او اطاعت می‌کنند و احکام او و عهد او را نگاه می‌دارند، می‌جنگد. او برای ما خواهد جنگید. چقدر عالیه

کیدوشین و نیسوین

من به دنبال دلیلی بودم که مردی یک زن را از آستانه بلند می کند و متوجه موارد زیر شدم. من فکر می کنم شما از این نعمت برخوردار خواهید شد. از یهودیت 101;

روند ازدواج در دو مرحله متمایز رخ می دهد: کیدوشین (که معمولاً به نامزدی ترجمه می شود) و نیسوین (ازدواج تمام عیار). کیدوشین زمانی اتفاق می‌افتد که زن پول، قرارداد یا روابط جنسی پیشنهاد شده توسط شوهر آینده را بپذیرد. کلمه «کیدوشین» از ریشه قوف دلت شین به معنای «مقدس» گرفته شده است. نشان دهنده قداست رابطه زناشویی است. با این حال، ریشه کلمه نیز دلالت بر چیزی دارد که برای هدفی خاص (مقدس) کنار گذاشته شده است، و آیین کیدوشین، زن را به همسری مردی خاص و نه دیگری کنار می‌گذارد.

من متوجه شدم Dalet که نماینده Door و Shin که یهوه است، در ریشه این کلمه است و آنچه را که اریک بیسل در مورد آنچه که قوف برای آن بیان می کرد، جستجو کردم.

ستون آتش/ابر. • پشت سر، پشت، پوشش. • مسیح پشت الوهیم است، تجلی که موسی دید. • او بر ما نظارت می کند و ما را با شکوه خود می پوشاند.

و سپس به یک سایت کابالا رسیدم که موارد زیر را داشت.

معنی خوف- نوزدهمین حرف الفبای عبری
حرف خوف در اصل به معنای پشت سر یا چشم سوزن بوده و به معنای میمون نیز می باشد. این نماد هر دو کیدوشاه مقدس ?????، و ناسزا - کلیپه ?????، پوست، پوشش، یا پوسته است که نشان دهنده منفی در جهان است. خوف با الزام برداشتن پوسته ظاهری برای آشکار ساختن تقدس درون است.
در زبان عبری، خوف به معنای میمون است، موجودی که شبیه انسان است، اما کاملاً حیوانی است و هیچ یک از ظرفیت های بالاتر انسان را ندارد. این نشان می‌دهد که انسان باید بر ماهیت کاملاً حیوانی خود غلبه کند و از تصویر خالقی که در آن ساخته شده است تقلید کند تا ماهیت معنوی واقعی خود را فراتر از ماهیت فیزیکی درک کند. خوف تنها حرفی است که زیر خط حروف دیگر امتداد دارد و نشان دهنده نزول به جهان پایین است، اما همچنین توانایی صعود از آنجا را نشان می دهد.
کوف هم هست ???? - دور بزن، دور بزن خوف تمام چرخه های طبیعت، تغییر فصول، چرخه های ماهانه و سالانه را نشان می دهد. این حرکت، گردش و تغییر مداوم زندگی است. همچنین می تواند نشان دهنده این باشد که از طریق چرخه های زندگی که می بینیم - تکامل، رشد، تغییر، رنج، شادی، تجربه زندگی - دائماً روی ما کار می شود تا تکامل پیدا کنیم و ماهیت معنوی واقعی خود را درک کنیم.

هفته گذشته 7 بار با شما صحبت کردیم که زن در اطراف شوهرش قدم می زند و هفتمین روز سبت و 7 روز مقدس و 7 سال سبت و 7 هفته تا شوووت و 7 دوره سبتایی منتهی به سال جوبیلی را به شما نشان دادیم. عمل هفت گانه شدن و نزدیک شدن به یهوه. باکره های خردمند در حالی که نادانان زمان لازم برای توسعه این فرآیند هفت گانه را ندارند، زیرا هر سال زمان می برد تا هر یک از اعیاد در زمان مناسب برگزار شود.
در این یک کلمه، کیدوشین عروس یهوه است که 7 بار او را در آستانه عهد دور می‌زند. چنین کلمه قدرتمندی بازگشت به یهودیت 101.

همانطور که ما این اصطلاح را در انگلیسی مدرن درک می کنیم، کیدوشین بسیار الزام آورتر از نامزدی است. در واقع، رامبام از یک دوره نامزدی قبل از کیدوشین صحبت می کند. وقتی کیدوشین کامل شد، زن قانوناً همسر مرد است. رابطه ایجاد شده توسط کیدوشین فقط با مرگ یا طلاق قابل حل است. اما زوجین در زمان کیدوشین با هم زندگی نمی‌کنند و تعهدات متقابلی که رابطه زناشویی ایجاد می‌کند، تا زمانی که نسوان کامل نشود، نافذ نمی‌شود.
نیسوین (از کلمه ای به معنای "ارتفاع") روند ازدواج را کامل می کند. شوهر زن را به خانه خود می آورد و زندگی مشترک خود را آغاز می کنند.

من رفتم تا این یک کلمه را جستجو کنم و بحث طولانی در مورد آن پیدا کردم.

معنای رایج از ریشه کلمه nissuin "بالا بردن یا بلند کردن". و این که چیزی را بلند کردن شامل دو معنای حمل و برداشتن است. با توجه به تفاوت بین کیدوشین و نیسوین، این است که کیدوشین آنقدر که او را از دیگران دور می کند، او را نزد خود می برد، در حالی که نیسوین، بردن واقعی او به شما به عنوان یک موجودیت/شرکت است.

یَهُوَه عهد خود را با ابراهیم در قربانگاه یوشع بست. ما در کوه سینا نامزد بودیم. کیدوشین. باکره های خردمند منتظرند تا در روز هشتم بلند شوند و با او یکی شوند.

در گذشته، کیدوشین و نیسوین به طور معمول به فاصله یک سال از هم رخ می دادند. در این مدت، شوهر خانه ای برای خانواده جدید آماده می کرد. همیشه این خطر وجود داشت که در طول این مدت طولانی جدایی، زن متوجه شود که می‌خواهد با مرد دیگری ازدواج کند یا مرد ناپدید شود و زن را در وضعیت نامناسبی قرار دهد که متاهل است اما بدون شوهر. امروزه این دو مراسم به طور معمول با هم انجام می شود.
از آنجا که ازدواج طبق قوانین یهود اساساً یک قرارداد خصوصی بین زن و مرد است، بنابراین نیازی به حضور خاخام یا هیچ مقام مذهبی دیگری نیست. با این حال، معمولاً برای خاخام ها، تا حدی به تقلید از سنت مسیحی و تا حدی به این دلیل که حضور یک مقام مذهبی یا مدنی بر اساس قانون مدنی ایالات متحده الزامی است، مراسم رسمی را انجام می دهند.
همانطور که می بینید، ازدواج بسیار آسان است، بنابراین خاخام ها مجازات های شدید (معمولا شلاق و طلاق اجباری) را در جایی که ازدواج بدون برنامه ریزی و جدیت انجام می شد، وضع کردند.

حالا ببین یشوع چی گفت.

یوحنا 14:1 «دلهای شما مضطرب نشود. اعتقاد به خدا؛ به من هم ایمان داشته باش در خانه پدری من اتاق های زیادی وجود دارد. اگر اینطور نبود به شما می گفتم که می روم تا جایی برای شما آماده کنم؟ و اگر بروم و جایی برای شما آماده کنم، دوباره می آیم و شما را نزد خود می برم تا جایی که من هستم، شما نیز باشید. و تو راه را می دانی که به کجا می روم.»

این بخش عالی از جان است و من می خواهم آن را در اینجا نیز به اشتراک بگذارم

یوحنا 14:5 توماس به او گفت: «خداوندا، نمی‌دانیم به کجا می‌روی. چگونه می توانیم راه را بشناسیم؟» عیسی به او گفت: «من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس جز به وسیله من نزد پدر نمی آید. اگر مرا می شناختید، پدرم را نیز می شناختید. از این به بعد او را می‌شناسی و دیده‌ای.»
فیلیپ به او گفت: «خداوندا، پدر را به ما نشان بده و این برای ما کافی است.» عیسی به او گفت: «ای فیلیپس، آیا این مدت با تو هستم و هنوز مرا نمی‌شناسی؟ هر که مرا دیده است، پدر را دیده است. چگونه می توانید بگویید، "پدر را به ما نشان دهید"؟ آیا باور نمی کنید که من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخنانی را که به شما می گویم از روی خود نمی گویم، بلکه پدری که در من ساکن است اعمال خود را انجام می دهد. باور کنید که من در پدر هستم و پدر در من است، وگرنه به خاطر خود اعمال ایمان بیاورید.
«به راستی، به راستی به شما می‌گویم، هر که به من ایمان آورد، کارهایی را که من انجام می‌دهم نیز انجام خواهد داد. و کارهای بزرگتر از اینها انجام خواهد داد، زیرا من نزد پدر می روم. هر چه به نام من بخواهید، این را خواهم کرد تا پدر در پسر جلال یابد. اگر چیزی به نام من از من بپرسید، آن را انجام خواهم داد.
عیسی روح القدس را وعده می دهد
«اگر مرا دوست دارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت. و من از پدر خواهم خواست و او یاور دیگری به شما خواهد داد که تا ابد با شما باشد، یعنی روح راستی که جهان نمی تواند او را بپذیرد، زیرا نه او را می بیند و نه می شناسد. شما او را می شناسید، زیرا او با شما ساکن است و در شما خواهد بود.
من شما را یتیم نخواهم گذاشت. من میام پیش شما. با این حال، مدت کوتاهی است و جهان دیگر مرا نخواهد دید، اما شما مرا خواهید دید. از آنجا که من زندگی می کنم، شما نیز زندگی خواهید کرد. در آن روز خواهید دانست که من در پدر خود هستم و شما در من و من در شما. هر که احکام من را داشته باشد و آنها را نگاه دارد، اوست که مرا دوست دارد. و هر که مرا دوست بدارد، پدرم او را دوست خواهد داشت و من او را دوست خواهم داشت و خود را به او نشان خواهم داد.» یهودا (نه اسخریوطی) به او گفت: «خداوندا، چگونه است که خودت را بر ما ظاهر خواهی کرد، نه به جهان؟» عیسی به او پاسخ داد: «اگر کسی مرا دوست داشته باشد، به قول من نگاه خواهد داشت و پدرم او را دوست خواهد داشت و ما نزد او خواهیم آمد و با او خانه خواهیم کرد. هر کس مرا دوست نداشته باشد به قول من عمل نمی کند. و کلامی که می شنوید از آن من نیست، بلکه از آن پدری است که مرا فرستاد.
«این چیزها را تا زمانی که هنوز با شما هستم با شما گفتم. اما یاری، روح القدس، که پدر او را به نام من خواهد فرستاد، او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد و تمام آنچه را که به شما گفتم به یاد شما خواهد آورد. آرامش را با تو می گذارم. آرامشم را به تو می دهم نه آنطور که دنیا می دهد من به شما می دهم. مبادا دل شما مضطرب شود و نترسد. شنیدی که به تو گفتم من می روم و نزد تو خواهم آمد. اگر مرا دوست می‌داشتید، خوشحال می‌شدید، زیرا من نزد پدر می‌روم، زیرا پدر از من بزرگ‌تر است. و اکنون قبل از وقوع به شما گفته‌ام، تا وقتی واقع شد ایمان بیاورید. من دیگر با شما زیاد صحبت نمی کنم، زیرا حاکم این جهان در راه است. او هیچ ادعایی بر من ندارد، اما من همانطور که پدر به من دستور داده است انجام می دهم تا جهان بداند که من پدر را دوست دارم. برخیز، بگذار از اینجا برویم.
یوحنا 15:1 من تاک حقیقی هستم
«من تاک حقیقی هستم و پدر من تاک‌فروش است. هر شاخه‌ای را که در من میوه نمی‌دهد، برمی‌دارد و هر شاخه‌ای را که میوه می‌دهد، هرس می‌کند تا میوه بیشتری بدهد. شما به خاطر سخنی که با شما گفتم، از قبل پاک هستید. در من بمان و من در تو. همانطور که شاخه به خودی خود میوه نمی دهد، مگر اینکه در تاک بماند، شما نیز نمی توانید، مگر اینکه در من بمانید. من تاک هستم؛ شما شاخه ها هستید هر که در من بماند و من در او، اوست که ثمره بسیار می دهد، زیرا جز من کاری نمی توانید انجام دهید. اگر کسی در من نمی ماند مانند شاخه ای دور انداخته می شود و پژمرده می شود. و شاخه ها را جمع می کنند، در آتش می اندازند و می سوزانند. اگر در من ماندی و سخنان من در تو ماندگار شد، هر چه می خواهی بخواه که برایت انجام خواهد شد. پدر من از این طریق جلال می یابد که شما میوه بسیار می آورید و شاگردان من خواهید بود. همانطور که پدر مرا دوست داشته است، من نیز شما را دوست داشته ام. در عشق من بمان اگر احکام من را نگاه دارید، در محبت من خواهید ماند، همانطور که من احکام پدرم را نگاه داشتم و در محبت او می مانم. اینها را به شما گفتم تا شادی من در شما باشد و شادی شما کامل شود.
«این فرمان من است که یکدیگر را دوست بدارید همانطور که من شما را دوست داشتم. عشقی بزرگتر از این نیست که کسی جان خود را برای دوستانش فدا کند. شما دوستان من هستید اگر آنچه را که من به شما امر می کنم انجام دهید. دیگر شما را خادم نمی‌دانم، زیرا بنده نمی‌داند اربابش چه می‌کند. اما من شما را دوست خوانده ام، زیرا هر چه از پدرم شنیده ام به شما گفته ام. شما مرا انتخاب نکردید، بلکه من شما را برگزیدم و قرار دادم که بروید و میوه بیاورید و میوه شما بماند تا هر چه به نام من از پدر بخواهید به شما بدهد. اینها را به شما امر می کنم تا یکدیگر را دوست بدارید.
نفرت دنیا
«اگر دنیا از شما متنفر است بدانید که قبل از اینکه از شما متنفر باشد از من متنفر بوده است. اگر اهل دنیا بودی، دنیا تو را مثل خودش دوست می داشت. اما چون تو از دنیا نیستی، بلکه من تو را از دنیا برگزیدم، پس دنیا از تو متنفر است. سخنی را که به تو گفتم به خاطر بیاور: بنده از اربابش بزرگتر نیست. اگر به من جفا کردند، شما را هم آزار خواهند داد. اگر آنها به قول من وفا کردند، به قول شما هم عمل خواهند کرد. اما همه اینها را به خاطر نام من با شما خواهند کرد، زیرا فرستنده مرا نمی شناسند. اگر من نمی آمدم و با آنها صحبت نمی کردم، گناه نمی کردند، اما اکنون هیچ عذری برای گناه خود ندارند. هر که از من متنفر باشد از پدر من نیز متنفر است. اگر در میان آنها کارهایی را انجام نمی دادم که هیچ کس دیگری انجام نداده بود، گناه نمی کردند، اما اکنون هم من و هم پدرم را دیده اند و از آن متنفرند. اما کلامی که در شریعت آنها نوشته شده است باید تحقق یابد: آنها بی دلیل از من نفرت داشتند.
«اما هنگامی که یاری که او را از جانب پدر نزد شما می فرستم، یعنی روح راستی که از پدر می آید، در مورد من شهادت خواهد داد. و تو نیز شهادت خواهی داد، زیرا از ابتدا با من بودی.
یوحنا 16:1 «همه اینها را به شما گفتم تا شما را از سقوط دور نگه دارم. آنها شما را از کنیسه ها بیرون خواهند کرد. همانا ساعتی فرا می رسد که هر که تو را بکشد گمان می کند که خدا را خدمت می کند. و آنها این کارها را خواهند کرد زیرا نه پدر را می شناسند و نه من را. اما من این چیزها را به شما گفتم تا وقتی ساعت آنها فرا رسید یادتان بیاید که آنها را به شما گفتم.
کار روح القدس
«از ابتدا اینها را به شما نگفتم، زیرا با شما بودم. اما اکنون نزد کسی که مرا فرستاده می روم و هیچ یک از شما از من نمی پرسد که کجا می روی؟ اما چون اینها را به تو گفتم، اندوه دلت را پر کرده است. با این حال، من حقیقت را به شما می گویم: رفتن من به نفع شماست، زیرا اگر نروم، یاور نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را پیش شما می فرستم. و چون بیاید، جهان را به گناه و عدالت و داوری محکوم خواهد کرد: در مورد گناه، زیرا به من ایمان ندارند. در مورد عدالت، زیرا من نزد پدر می روم و دیگر مرا نخواهید دید. در مورد قضاوت، زیرا حاکم این جهان مورد قضاوت قرار می گیرد.
"من هنوز چیزهای زیادی برای گفتن به شما دارم، اما شما اکنون نمی توانید آنها را تحمل کنید. هنگامی که روح راستی آید، شما را به تمام حقیقت راهنمایی خواهد کرد، زیرا او به اختیار خود سخن نخواهد گفت، بلکه هر چه بشنود خواهد گفت و چیزهای آینده را به شما اعلام خواهد کرد. او مرا تجلیل خواهد کرد، زیرا آنچه از آن من است را خواهد گرفت و به شما اعلام خواهد کرد. تمام آنچه پدر دارد مال من است. از این رو گفتم آنچه مال من است را می گیرد و به شما اعلام می کند.

یَهُوَه ما را به عنوان عروس خود بزرگ خواهد کرد و از آن آستانه عبور خواهد کرد

دوم قرنتیان 2:4 از آنجایی که مطابق آنچه نوشته شده است، همان روح ایمان داریم که «ایمان آوردم و چنین گفتم»، ما نیز ایمان می‌آوریم، و همین‌طور سخن می‌گوییم، زیرا می‌دانیم کسی که عیسی خداوند را برخیزانید، زنده خواهد کرد. ما را نیز با عیسی و با خود به حضور او بیاور. زیرا همه به خاطر شماست، تا هر چه فیض بر مردم بیشتر می شود، شکرگزاری برای جلال خدا افزایش یابد.

 

24 نظرات

  1. سلام حضرت جو،
    ماه های خونی نشانه یهوه هستند که به زودی وقایع فاجعه آمیز پیشگویی آشکار می شوند! بله، خون همیشه مهر عهد یهوه بوده و در خون ریخته شده یشوع به اوج خود رسیده است. ممکن است برخی را توهین کند اما چه کسی اهمیت می دهد! توده‌ها از خون حیوانات آزار می‌دهند، اما رودخانه‌های قریب‌الوقوع خونی که در مصیبت بزرگ و وحشتناک جاری خواهند شد، آزارشان نمی‌دهد! به هر حال جو، آیا باید در عید فصح بره را ذبح کنیم؟ مدتی است که این کار را انجام داده ام.
    یک شنبه عالی داشته باشید و یک بار دیگر از شما سپاسگزارم که ما را در مورد حوادث وحشتناکی که به زودی در این دنیای گناه آلود رخ خواهد داد، هشدار دادید!
    شالوم و برکت
    ازرا رادوبان

  2. سلام حضرت جو،
    ماه های خونی نشانه یهوه هستند که به زودی وقایع فاجعه آمیز پیشگویی آشکار می شوند! بله، خون همیشه مهر عهد یهوه بوده و در خون ریخته شده یشوع به اوج خود رسیده است. ممکن است برخی را توهین کند اما چه کسی اهمیت می دهد! توده‌ها از خون حیوانات آزار می‌دهند، اما رودخانه‌های قریب‌الوقوع خونی که در مصیبت بزرگ و وحشتناک جاری خواهند شد، آزارشان نمی‌دهد! به هر حال جو، آیا باید در عید فصح بره را ذبح کنیم؟ مدتی است که این کار را انجام داده ام.
    یک شنبه عالی داشته باشید و یک بار دیگر از شما سپاسگزارم که ما را در مورد حوادث وحشتناکی که به زودی در این دنیای گناه آلود رخ خواهد داد، هشدار دادید!
    شالوم و برکت
    ازرا رادوبان

  3. سلام یوسف
    گفتی: «یه شوع کلمه بود.» بر اساس یوحنا 1:1 در ابتدا کلمه* بود و کلمه* نزد خدا بود و کلمه* خدا بود.
    شما دائماً معنی کلمات یونانی و عبری را می دهید پس چرا اینجا آن را دنبال نمی کنید؟
    *#3056 آرم; تعریف: گفتار، کلام، با صدای زنده، آنچه کسی گفته است، گفتار، عمل گفتار.
    آیا معنای لوگوس در سال 325 فقط به این دلیل تغییر کرد که کلیسای روم به آن نیاز داشت؟ چه چیزی صحیح تر است؟
    1] در ابتدا «صدای خدا» بود و «صدای خدا» نزد خدا بود و «صدای خدا» خدا بود.
    2] در ابتدا «پسر» بود و «پسر» نزد خدا بود و «پسر» خدا بود.
    3] در ابتدا «یَهَشَوا» بود، و «یَهُشُوا» نزد خدا بود، و «یَهشُوا» خدا بود؟
    برای اینکه اعداد 2 یا 3 صحیح باشند، باید بگوییم که یحشوا یا پسر با خود یا با خدای دیگری بوده است، که هم با عهد عتیق (OT) و هم با عهد جدید (NT) و هم در تضاد است. به تعریف واقعی کلمه یونانی "لوگوس" توجه نکنید. در حالی که در شماره 1، کلام یا صدای خدا با او بود، این کاملاً منطقی است. حرف من با من است، من هستم و من مسئول آن هستم.
    یَهُوَه گفت: «کلام من که از دهان من بیرون می‌آید، چنین خواهد بود، به من بی‌طل نمی‌گردد، بلکه آنچه را که من بخواهم به انجام می‌رساند.» (اشعیا 55:11).
    مدتهاست که گفته شده است که جان به ما می گفت کلمه پسر بود که ما حتی نمی ایستیم و به معنای کلمه نگاه می کنیم. لوگوس شخص دوم تثلیث نیست که از قرن چهارم به ما گفته شده است، بلکه گفتار یا دستورات یهوه یا صدای اوست.
    Ps 33:6 به دستور خداوند آسمانها ساخته شد. و جمیع لشکر ایشان با نفس دهان او. 9 زیرا او گفت، و تمام شد. دستور داد و محکم ایستاد.
    مز 148:5 نام خداوند را ستایش کنند زیرا او امر کرد و آفریده شدند.
    عبرانیان 11:3 از طریق ایمان می‌فهمیم که جهان‌ها با کلام خدا ساخته شده‌اند، به طوری که چیزهای دیده از چیزهایی که ظاهر می‌شوند ساخته نشده‌اند.
    2Pe 3:5 به کلام خدا آسمانها از قدیم بود و زمین از آب و در آب ایستاده بود.
    یَهُوَه با کلمات صوتی خود سخن می‌گوید، می‌خواند، یا فرمان می‌دهد که هر آنچه را که کلام او مشخص می‌کند، به وجود می‌آورد، او گفت: «کلام من... آنچه را که من بخواهم به انجام خواهد رساند» (Es 55:11). چیزهایی که هنوز وجود ندارند، اما از پیش مقدر شده اند که فقط در انتظار کلام او هستند و سپس هستند.
    تمام ترجمه های اولیه انگلیسی از عبری و یونانی این قسمت را اینگونه ترجمه کردند: «همه چیز توسط فناوری اطلاعات ساخته شد و بدون فناوری اطلاعات، هیچ چیز ساخته نشد. در فناوری اطلاعات زندگی بود و زندگی نور انسانها بود.» آنها می دانستند که "کلمه" یک IT است نه او.
    چگونه این باور که «کلام» خدا یک فرد جداگانه است به کلیسای روم خزید و بنابراین به ما منتقل شد؟
    فیلسوف یونانی به نام هراکلیتوس (600 پیش از میلاد) از واژه لوگوس برای تعیین دلیل یا نقشه الهی که جهان را کنترل می کند استفاده کرد، رواقییسم (مکتب فلسفی یونانی) آن را به عنوان یک قدرت الهی عقلانی تصور کرد که جهان را فرمان می دهد و هدایت می کند. خداوند. فیلون اسکندریه (حدود 20 سال قبل از میلاد تا 45 پس از میلاد) آن را برای آمیختن سنت یهودی و افلاطونی به عنوان یک اصل میانجی بین خدا و جهان به کار گرفت و می توان آن را به عنوان کلام خدا یا حکمت الهی درک کرد. متکلمان مسیحی اولیه، مفهوم مسیحا را به عنوان لوگوس با عبارات آشکارا افلاطونی توسعه دادند. (Microsoft (R) Encarta)
    کلام خدا هر چه دستور داده بود ساخته شد. کلام خدا نور شد، کلام خدا علف شد، کلام خدا خورشید و ماه شد و بالاخره کلام خدا جسم شد. زمانی که خداوند جهان را خلق کرد، یَهشوا کلام یهوه یا یهوه یا با یهوه نبود، یَهشوا از طریق مریم به وسیله کلام یهوه زاده شد، مثل همه چیزهای دیگر. بله، در مزمور 2: 7 یَهُوَه فرمان پسرش را اعلام کرد، گفت، یا دستور داد که «از زن ساخته شده و تحت شریعت ساخته شده باشد» (غز 4:4). یَهُوَه کلام را گفت و روح القدس بر مریم نازل شد و قدرت اعلی بر او سایه افکند (لو 1:35).
    شالوم،
    دیوید اسمیت

  4. سلام یوسف
    گفتی: «یه شوع کلمه بود.» بر اساس یوحنا 1:1 در ابتدا کلمه* بود و کلمه* نزد خدا بود و کلمه* خدا بود.
    شما دائماً معنی کلمات یونانی و عبری را می دهید پس چرا اینجا آن را دنبال نمی کنید؟
    *#3056 آرم; تعریف: گفتار، کلام، با صدای زنده، آنچه کسی گفته است، گفتار، عمل گفتار.
    آیا معنای لوگوس در سال 325 فقط به این دلیل تغییر کرد که کلیسای روم به آن نیاز داشت؟ چه چیزی صحیح تر است؟
    1] در ابتدا «صدای خدا» بود و «صدای خدا» نزد خدا بود و «صدای خدا» خدا بود.
    2] در ابتدا «پسر» بود و «پسر» نزد خدا بود و «پسر» خدا بود.
    3] در ابتدا «یَهَشَوا» بود، و «یَهُشُوا» نزد خدا بود، و «یَهشُوا» خدا بود؟
    برای اینکه اعداد 2 یا 3 صحیح باشند، باید بگوییم که یحشوا یا پسر با خود یا با خدای دیگری بوده است، که هم با عهد عتیق (OT) و هم با عهد جدید (NT) و هم در تضاد است. به تعریف واقعی کلمه یونانی "لوگوس" توجه نکنید. در حالی که در شماره 1، کلام یا صدای خدا با او بود، این کاملاً منطقی است. حرف من با من است، من هستم و من مسئول آن هستم.
    یَهُوَه گفت: «کلام من که از دهان من بیرون می‌آید، چنین خواهد بود، به من بی‌طل نمی‌گردد، بلکه آنچه را که من بخواهم به انجام می‌رساند.» (اشعیا 55:11).
    مدتهاست که گفته شده است که جان به ما می گفت کلمه پسر بود که ما حتی نمی ایستیم و به معنای کلمه نگاه می کنیم. لوگوس شخص دوم تثلیث نیست که از قرن چهارم به ما گفته شده است، بلکه گفتار یا دستورات یهوه یا صدای اوست.
    Ps 33:6 به دستور خداوند آسمانها ساخته شد. و جمیع لشکر ایشان با نفس دهان او. 9 زیرا او گفت، و تمام شد. دستور داد و محکم ایستاد.
    مز 148:5 نام خداوند را ستایش کنند زیرا او امر کرد و آفریده شدند.
    عبرانیان 11:3 از طریق ایمان می‌فهمیم که جهان‌ها با کلام خدا ساخته شده‌اند، به طوری که چیزهای دیده از چیزهایی که ظاهر می‌شوند ساخته نشده‌اند.
    2Pe 3:5 به کلام خدا آسمانها از قدیم بود و زمین از آب و در آب ایستاده بود.
    یَهُوَه با کلمات صوتی خود سخن می‌گوید، می‌خواند، یا فرمان می‌دهد که هر آنچه را که کلام او مشخص می‌کند، به وجود می‌آورد، او گفت: «کلام من... آنچه را که من بخواهم به انجام خواهد رساند» (Es 55:11). چیزهایی که هنوز وجود ندارند، اما از پیش مقدر شده اند که فقط در انتظار کلام او هستند و سپس هستند.
    تمام ترجمه های اولیه انگلیسی از عبری و یونانی این قسمت را اینگونه ترجمه کردند: «همه چیز توسط فناوری اطلاعات ساخته شد و بدون فناوری اطلاعات، هیچ چیز ساخته نشد. در فناوری اطلاعات زندگی بود و زندگی نور انسانها بود.» آنها می دانستند که "کلمه" یک IT است نه او.
    چگونه این باور که «کلام» خدا یک فرد جداگانه است به کلیسای روم خزید و بنابراین به ما منتقل شد؟
    فیلسوف یونانی به نام هراکلیتوس (600 پیش از میلاد) از واژه لوگوس برای تعیین دلیل یا نقشه الهی که جهان را کنترل می کند استفاده کرد، رواقییسم (مکتب فلسفی یونانی) آن را به عنوان یک قدرت الهی عقلانی تصور کرد که جهان را فرمان می دهد و هدایت می کند. خداوند. فیلون اسکندریه (حدود 20 سال قبل از میلاد تا 45 پس از میلاد) آن را برای آمیختن سنت یهودی و افلاطونی به عنوان یک اصل میانجی بین خدا و جهان به کار گرفت و می توان آن را به عنوان کلام خدا یا حکمت الهی درک کرد. متکلمان مسیحی اولیه، مفهوم مسیحا را به عنوان لوگوس با عبارات آشکارا افلاطونی توسعه دادند. (Microsoft (R) Encarta)
    کلام خدا هر چه دستور داده بود ساخته شد. کلام خدا نور شد، کلام خدا علف شد، کلام خدا خورشید و ماه شد و بالاخره کلام خدا جسم شد. زمانی که خداوند جهان را خلق کرد، یَهشوا کلام یهوه یا یهوه یا با یهوه نبود، یَهشوا از طریق مریم به وسیله کلام یهوه زاده شد، مثل همه چیزهای دیگر. بله، در مزمور 2: 7 یَهُوَه فرمان پسرش را اعلام کرد، گفت، یا دستور داد که «از زن ساخته شده و تحت شریعت ساخته شده باشد» (غز 4:4). یَهُوَه کلام را گفت و روح القدس بر مریم نازل شد و قدرت اعلی بر او سایه افکند (لو 1:35).
    شالوم،
    دیوید اسمیت

  5. «یَهُوَه برای کسانی که احکام او را نگاه می دارند می جنگد.» بله، او پیامبر جو است و کسانی که فکر می‌کنند احکام لغو شده و قرار است در طول مصیبت مخفیانه ربوده شوند، وقتی یشوآ به آنها می‌گوید: "من هرگز شما را نشناختم!" وحشتی که آنها در معرض آنها قرار خواهند گرفت به آنها نشان خواهد داد که یهوه در مورد احکام و تورات ارزشمند خود جدی است. اوامر و تورات را به خطر خود نادیده می گیرند!!
    درود بر همه پیروان یهوه و حافظان تورات. با دانستن حقایقی که انجام می دهیم، یک سبت شگفت انگیز داشته باشید.
    شالوم،
    ازرا رادوبان

  6. «یَهُوَه برای کسانی که احکام او را نگاه می دارند می جنگد.» بله، او پیامبر جو است و کسانی که فکر می‌کنند احکام لغو شده و قرار است در طول مصیبت مخفیانه ربوده شوند، وقتی یشوآ به آنها می‌گوید: "من هرگز شما را نشناختم!" وحشتی که آنها در معرض آنها قرار خواهند گرفت به آنها نشان خواهد داد که یهوه در مورد احکام و تورات ارزشمند خود جدی است. اوامر و تورات را به خطر خود نادیده می گیرند!!
    درود بر همه پیروان یهوه و حافظان تورات. با دانستن حقایقی که انجام می دهیم، یک سبت شگفت انگیز داشته باشید.
    شالوم،
    ازرا رادوبان

  7. عالی .
    ترس از یهوه سرآغاز حکمت است.
    هر روز شنبه روشن تر می شود.
    مانند روغن گرانبهایی بر سر است که بر ریش هارون می‌ریزد که تا دامن جامه‌های هوس فرود می‌آید. مانند شبنم کوه هرمون، و دوه‌ای که بر کوه‌های صهیون فرود آمد، زیرا در آنجا خداوند برکت را فرمان داد. ، حتی زندگی برای همیشه.

  8. عالی .
    ترس از یهوه سرآغاز حکمت است.
    هر روز شنبه روشن تر می شود.
    مانند روغن گرانبهایی بر سر است که بر ریش هارون می‌ریزد که تا دامن جامه‌های هوس فرود می‌آید. مانند شبنم کوه هرمون، و دوه‌ای که بر کوه‌های صهیون فرود آمد، زیرا در آنجا خداوند برکت را فرمان داد. ، حتی زندگی برای همیشه.

  9. شبات شالوم به خانواده سلطنتی یهوه و عروس آینده یشوا،
    همانطور که همه می دانید، پیامبر جو روز به روز حفار خندق است و من پیشگویی این روزهای آخر را کشف کرده ام که نشان می دهد خداوند بزرگ و قدرتمند یک حفر خندق را برای انجام آخرین کار خود برمی خیزد. به برکاتی که یَهُوَه بر حفر خندق می‌ریزد توجه کنید.
    دوم پادشاهان 2:3-16 پیام (MSG)
    16-19 سپس گفت: «کلام خدا: سراسر این دره را حفر کنید. این چیزی است که اتفاق خواهد افتاد - شما صدای باد را نخواهید شنید، باران را نخواهید دید، اما این دره پر از آب خواهد شد و ارتش و حیوانات شما سیر خواهند شد. انجام این کار برای خدا آسان است; او نیز موآب را به شما تسلیم خواهد کرد. شما کشور را ویران خواهید کرد: استحکامات آن را از بین ببرید، روستاهای کلیدی را هموار کنید، باغ‌ها را پاک کنید، چشمه‌ها را مسدود کنید، و مزارع زیر کشت را با سنگ پر کنید.»
    باشد که همه شما یک سبت شگفت انگیز داشته باشید، در حالی که ما منتظر بازگشت یشوا هستیم و ممکن است رویدادهای فاجعه آمیز نبوت به زودی آشکار شوند تا یهوه بتواند سلطنت ابدی خود را بر روی این زمین آغاز کند! وقتی به اورشلیم جدید فکر می کنم که در ابرها با یهوه بر این تخت ابدی نشسته است، گریه می کنم.
    درود بر همه،
    ازرا رادوبان

  10. شبات شالوم به خانواده سلطنتی یهوه و عروس آینده یشوا،
    همانطور که همه می دانید، پیامبر جو روز به روز حفار خندق است و من پیشگویی این روزهای آخر را کشف کرده ام که نشان می دهد خداوند بزرگ و قدرتمند یک حفر خندق را برای انجام آخرین کار خود برمی خیزد. به برکاتی که یَهُوَه بر حفر خندق می‌ریزد توجه کنید.
    دوم پادشاهان 2:3-16 پیام (MSG)
    16-19 سپس گفت: «کلام خدا: سراسر این دره را حفر کنید. این چیزی است که اتفاق خواهد افتاد - شما صدای باد را نخواهید شنید، باران را نخواهید دید، اما این دره پر از آب خواهد شد و ارتش و حیوانات شما سیر خواهند شد. انجام این کار برای خدا آسان است; او نیز موآب را به شما تسلیم خواهد کرد. شما کشور را ویران خواهید کرد: استحکامات آن را از بین ببرید، روستاهای کلیدی را هموار کنید، باغ‌ها را پاک کنید، چشمه‌ها را مسدود کنید، و مزارع زیر کشت را با سنگ پر کنید.»
    باشد که همه شما یک سبت شگفت انگیز داشته باشید، در حالی که ما منتظر بازگشت یشوا هستیم و ممکن است رویدادهای فاجعه آمیز نبوت به زودی آشکار شوند تا یهوه بتواند سلطنت ابدی خود را بر روی این زمین آغاز کند! وقتی به اورشلیم جدید فکر می کنم که در ابرها با یهوه بر این تخت ابدی نشسته است، گریه می کنم.
    درود بر همه،
    ازرا رادوبان

  11. یو نووی کوئیسیل
    من عاشق این درس فرش قرمز هستم
    ..من هنوز خواندن را تمام نکرده ام اما به من درک بیشتری از حاکمیت YVHV می دهد.

  12. یو نووی کوئیسیل
    من عاشق این درس فرش قرمز هستم
    ..من هنوز خواندن را تمام نکرده ام اما به من درک بیشتری از حاکمیت YVHV می دهد.

  13. یوسف
    با تشکر از شما برای تجدید آموزش که کنار گذاشته شده است. من به این نیاز داشتم
    چیزهای زیادی برای یادگیری و چیزهای جدید زیادی در همان آموزش ظاهر می شود.
    می توانستم این را بارها و بارها بخوانم و هر بار آموزش های جدیدی دریافت کنم.
    متشکرم
    جسی

  14. یوسف
    با تشکر از شما برای تجدید آموزش که کنار گذاشته شده است. من به این نیاز داشتم
    چیزهای زیادی برای یادگیری و چیزهای جدید زیادی در همان آموزش ظاهر می شود.
    می توانستم این را بارها و بارها بخوانم و هر بار آموزش های جدیدی دریافت کنم.
    متشکرم
    جسی

  15. پاسخ به دیوید اسمیت…. یشوآ خدای عهد عتیق است و بوده است. او همه چیز را همانطور که یوحنا می گوید آفرید. آنها 2 موجود هستند، پدر قادر مطلق و پسر او یشوا. بله، یشوآ در جلال خود با دیگری شریک نخواهد شد، زیرا او تمام خلقت و عهد را با انسان آفرید، سپس از آسمان آمد و به خاطر آن عهد با برنامه پدر قادر متعال مرد. اما من از شما می پرسم اگر این آیات به چه معناست. همه یک موجودیت هستند؟ …..
    Joh_1:18 هیچ کس هرگز خدا را ندیده است. پسر یگانه که در آغوش پدر است، او را اعلام کرده است.
    Joh_5:37 و او که من را، خود پدر، فرستاد، بر من شهادت داده است. نه صدای او را شنیده ای و نه شکل او را دیده ای.
    Joh_6:46 نه اینکه کسی پدر را دیده است، مگر آنکه از جانب خداست، او پدر را دیده است.
    1Jn_4:12 هیچ کس هرگز خدا را ندیده است. اگر یکدیگر را دوست داشته باشیم، خدا در ما ساکن است و محبت او در ما کامل می شود.
    اما بعد می خوانیم……
    خروج 33:18 و او گفت: "از تو خواهش می کنم، بگذار جلال خود را ببینم."
    خروج 33:19 و او گفت: «تمام خوبیهای خود را از حضور تو خواهم گذشت و نام یهوه را در حضور تو اعلام خواهم کرد. و به هر کس رحم کنم رحم خواهم کرد و به هر که رحم کنم رحم خواهم کرد.
    خروج 33:20 و او گفت: "شما نمی توانید صورت من را ببینید. زیرا هیچ کس نمی تواند مرا ببیند و زندگی کند.
    خروج 33:21 و خداوند گفت: اینک! جایی در کنار من است و تو بر صخره ای بایستی.
    خروج 33:22 و هنگامی که جلال من می گذرد، تو را در شکافی از صخره خواهم گذاشت و تا زمانی که از آنجا می گذرم، تو را با دست خود خواهم پوشاند.
    خروج 33:23 و من دست خود را خواهم گرفت و پشت من را خواهید دید. اما صورت من دیده نمی شود.
    و می خوانیم…
    خروج 24-9 و موسی و هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد تن از مشایخ اسرائیل بالا رفتند. 10 و خدای اسرائیل را دیدند. و زیر پاهای او مانند سنگ فرشی از یاقوت کبود و به عنوان جوهر آسمان برای زلالی بود. 11 و بر اشراف بنی اسرائیل دست خود را دراز نکرد. همچنین خدا را دیدند و خوردند و نوشیدند. 12 و خداوند به موسی گفت: «در کوه نزد من بیا و آنجا باش. و لوحهای سنگی و شریعت و احکامی را که نوشته ام به شما خواهم داد تا آنها را تعلیم دهید.
    و حتی بیشتر……
    پیدایش 17:1 و هنگامی که ابرام نود و نه ساله بود، خداوند بر ابرام ظاهر شد و به او گفت: «من خدای قادر مطلق هستم! پیش من قدم بزن و کامل باش.
    پیدایش 17:2 و عهد خود را بین خود و شما خواهم بست و شما را بسیار زیاد خواهم کرد.
    پیدایش 17:3 و ابرام به روی خود افتاد. و خدا با او صحبت کرد و گفت:
    پیدایش 17:4 در مورد من، اینک! عهد من با توست و تو پدر امتهای بسیار خواهی بود.
    پس کیست که دارند به او می‌آیند و پشت او را می‌بینند و دیوون که با او غذا می‌خورد…. خود یحسوا است.
    اما وقتی یشوآ از یگانه قادر مطلق صحبت می کند، خود را شامل نمی شود. هنگامی که او به هیچ خدای دیگری "جز من" اشاره نمی کند، او قادر مطلق را در آن جمله یا مفهوم به عنوان "همه چیز زیر پای او گذاشته شد" شامل نمی شود. بنابراین او تمام اختیاراتی را دارد که خداوند متعال دارد و او به عنوان یک خدمتکار BOND از اقتدار خود استفاده می کند، یک حلقه امضا برای امضای همه قراردادها با او دارد، به نام خدای متعال. او به عنوان قادر متعال عمل می کند، اما قادر مطلق نیست.
    وقتی یهودیان بالاخره این را ببینند، هر دو برادر دوباره با هم خواهند آمد، اما نه تا آن زمان.
    ...

  16. پاسخ به دیوید اسمیت…. یشوآ خدای عهد عتیق است و بوده است. او همه چیز را همانطور که یوحنا می گوید آفرید. آنها 2 موجود هستند، پدر قادر مطلق و پسر او یشوا. بله، یشوآ در جلال خود با دیگری شریک نخواهد شد، زیرا او تمام خلقت و عهد را با انسان آفرید، سپس از آسمان آمد و به خاطر آن عهد با برنامه پدر قادر متعال مرد. اما من از شما می پرسم اگر این آیات به چه معناست. همه یک موجودیت هستند؟ …..
    Joh_1:18 هیچ کس هرگز خدا را ندیده است. پسر یگانه که در آغوش پدر است، او را اعلام کرده است.
    Joh_5:37 و او که من را، خود پدر، فرستاد، بر من شهادت داده است. نه صدای او را شنیده ای و نه شکل او را دیده ای.
    Joh_6:46 نه اینکه کسی پدر را دیده است، مگر آنکه از جانب خداست، او پدر را دیده است.
    1Jn_4:12 هیچ کس هرگز خدا را ندیده است. اگر یکدیگر را دوست داشته باشیم، خدا در ما ساکن است و محبت او در ما کامل می شود.
    اما بعد می خوانیم……
    خروج 33:18 و او گفت: "از تو خواهش می کنم، بگذار جلال خود را ببینم."
    خروج 33:19 و او گفت: «تمام خوبیهای خود را از حضور تو خواهم گذشت و نام یهوه را در حضور تو اعلام خواهم کرد. و به هر کس رحم کنم رحم خواهم کرد و به هر که رحم کنم رحم خواهم کرد.
    خروج 33:20 و او گفت: "شما نمی توانید صورت من را ببینید. زیرا هیچ کس نمی تواند مرا ببیند و زندگی کند.
    خروج 33:21 و خداوند گفت: اینک! جایی در کنار من است و تو بر صخره ای بایستی.
    خروج 33:22 و هنگامی که جلال من می گذرد، تو را در شکافی از صخره خواهم گذاشت و تا زمانی که از آنجا می گذرم، تو را با دست خود خواهم پوشاند.
    خروج 33:23 و من دست خود را خواهم گرفت و پشت من را خواهید دید. اما صورت من دیده نمی شود.
    و می خوانیم…
    خروج 24-9 و موسی و هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد تن از مشایخ اسرائیل بالا رفتند. 10 و خدای اسرائیل را دیدند. و زیر پاهای او مانند سنگ فرشی از یاقوت کبود و به عنوان جوهر آسمان برای زلالی بود. 11 و بر اشراف بنی اسرائیل دست خود را دراز نکرد. همچنین خدا را دیدند و خوردند و نوشیدند. 12 و خداوند به موسی گفت: «در کوه نزد من بیا و آنجا باش. و لوحهای سنگی و شریعت و احکامی را که نوشته ام به شما خواهم داد تا آنها را تعلیم دهید.
    و حتی بیشتر……
    پیدایش 17:1 و هنگامی که ابرام نود و نه ساله بود، خداوند بر ابرام ظاهر شد و به او گفت: «من خدای قادر مطلق هستم! پیش من قدم بزن و کامل باش.
    پیدایش 17:2 و عهد خود را بین خود و شما خواهم بست و شما را بسیار زیاد خواهم کرد.
    پیدایش 17:3 و ابرام به روی خود افتاد. و خدا با او صحبت کرد و گفت:
    پیدایش 17:4 در مورد من، اینک! عهد من با توست و تو پدر امتهای بسیار خواهی بود.
    پس کیست که دارند به او می‌آیند و پشت او را می‌بینند و دیوون که با او غذا می‌خورد…. خود یحسوا است.
    اما وقتی یشوآ از یگانه قادر مطلق صحبت می کند، خود را شامل نمی شود. هنگامی که او به هیچ خدای دیگری "جز من" اشاره نمی کند، او قادر مطلق را در آن جمله یا مفهوم به عنوان "همه چیز زیر پای او گذاشته شد" شامل نمی شود. بنابراین او تمام اختیاراتی را دارد که خداوند متعال دارد و او به عنوان یک خدمتکار BOND از اقتدار خود استفاده می کند، یک حلقه امضا برای امضای همه قراردادها با او دارد، به نام خدای متعال. او به عنوان قادر متعال عمل می کند، اما قادر مطلق نیست.
    وقتی یهودیان بالاخره این را ببینند، هر دو برادر دوباره با هم خواهند آمد، اما نه تا آن زمان.
    ...

  17. متوجه شدم برخی از شما یوسف را پیامبر خطاب می کنید. آیا کسی می تواند نبوت جدیدی بدهد یا اینکه انبیا قبلاً آن را برای روزگار ما داده اند؟ خداوند از اول می گوید من پایان را اعلام می کنم. اشعیا 46:10 من پایان را از ابتدا، از زمان های قدیم، آنچه را که هنوز خواهد آمد، می شناسم. من می گویم: "هدف من پابرجا خواهد ماند و هر چه بخواهم انجام خواهم داد." اشعیا 44:7 چه کسی شبیه من است؟ به او اجازه دهید پا به جلو بگذارد و قدرت خود را به شما ثابت کند. بگذارید او همان کاری را بکند که من از زمان های قدیم که قومی را تأسیس کردم و آینده آن را توضیح دادم انجام داده ام.
    (در خدمت شاگردی، تکرار کلمات انجیلی که قبلاً از طرف خدا، از طریق روح، به بندگان خدا و انبیای آن زمان داده شده است، ما نیز نبوت می کنیم. نبوت جدیدی نیست، بلکه آنچه قبلاً داده شده است. ) یوئیل نبی می گوید، یوئیل 2:28 «و پس از آن، روح خود را بر همه مردم خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت می کنند، پیران شما خواب می بینند، جوانان شما رؤیا می بینند. سپس پطرس رسول در اعمال رسولان 2:17 تأیید کرد: «خدا می‌گوید در روزهای آخر، روح خود را بر همه مردم خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد، جوانان شما رؤیاها را خواهند دید، پیران شما رویاها را خواهند دید. (بیدار بودن و اعلام هشدار بر سر همه کسانی است که در قبیله کاهنان پادشاه تعمید می یابند. خانه نان و دعا). از شما یوسف برای تمام زحمات شما برای پسران و دختران خانه پادشاهان و کاهنان سپاسگزارم و از عشق شما به هشدار دادن به فرزندان آینده که هنوز وارد خانه خدا نخواهند شد، شما یک گنج واقعی هستید.

  18. متوجه شدم برخی از شما یوسف را پیامبر خطاب می کنید. آیا کسی می تواند نبوت جدیدی بدهد یا اینکه انبیا قبلاً آن را برای روزگار ما داده اند؟ خداوند از اول می گوید من پایان را اعلام می کنم. اشعیا 46:10 من پایان را از ابتدا، از زمان های قدیم، آنچه را که هنوز خواهد آمد، می شناسم. من می گویم: "هدف من پابرجا خواهد ماند و هر چه بخواهم انجام خواهم داد." اشعیا 44:7 چه کسی شبیه من است؟ به او اجازه دهید پا به جلو بگذارد و قدرت خود را به شما ثابت کند. بگذارید او همان کاری را بکند که من از زمان های قدیم که قومی را تأسیس کردم و آینده آن را توضیح دادم انجام داده ام.
    (در خدمت شاگردی، تکرار کلمات انجیلی که قبلاً از طرف خدا، از طریق روح، به بندگان خدا و انبیای آن زمان داده شده است، ما نیز نبوت می کنیم. نبوت جدیدی نیست، بلکه آنچه قبلاً داده شده است. ) یوئیل نبی می گوید، یوئیل 2:28 «و پس از آن، روح خود را بر همه مردم خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت می کنند، پیران شما خواب می بینند، جوانان شما رؤیا می بینند. سپس پطرس رسول در اعمال رسولان 2:17 تأیید کرد: «خدا می‌گوید در روزهای آخر، روح خود را بر همه مردم خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد، جوانان شما رؤیاها را خواهند دید، پیران شما رویاها را خواهند دید. (بیدار بودن و اعلام هشدار بر سر همه کسانی است که در قبیله کاهنان پادشاه تعمید می یابند. خانه نان و دعا). از شما یوسف برای تمام زحمات شما برای پسران و دختران خانه پادشاهان و کاهنان سپاسگزارم و از عشق شما به هشدار دادن به فرزندان آینده که هنوز وارد خانه خدا نخواهند شد، شما یک گنج واقعی هستید.

  19. بله، ما جوزف دوموند را پیامبر می نامیم. یَهُوَه آمدن یک پیامبر بزرگ را در آخرین روزهای این عصر شیطانی پیشگویی کرد.
    تثنیه 18:18 نسخه پادشاه جیمز (KJV)
    18 برای ایشان پیامبری از میان برادرانشان مانند تو برخواهم انگیخت و سخنان خود را در دهان او خواهم گذاشت. و هر چه به او امر خواهم کرد با آنها خواهد گفت.»
    یَهُوَه نبی که به آن اشاره می‌کرد، باید برای همه کسانی که این خبرنامه را می‌خوانند، واضح باشد. این جوزف داموند است و همان کاری را انجام می دهد که یهوه به او دستور داده است. بازگرداندن حقایق تورات و حقایق سالهای جوبیلی و رمزگشایی صحیح پیشگویی های آخرالزمان. خداوند را ستایش کنید که حضرت جو را به این نسل بد و شریر فرستاد. زمان نزدیک است برادر، خود را برای آخرین رویدادهای فاجعه باری که قرار است بر روی این زمین پرتاب می شود آماده کنید و از تعالیم الهام گرفته از یهوه پیامبر جو داموند پیروی کنید!

  20. بله، ما جوزف دوموند را پیامبر می نامیم. یَهُوَه آمدن یک پیامبر بزرگ را در آخرین روزهای این عصر شیطانی پیشگویی کرد.
    تثنیه 18:18 نسخه پادشاه جیمز (KJV)
    18 برای ایشان پیامبری از میان برادرانشان مانند تو برخواهم انگیخت و سخنان خود را در دهان او خواهم گذاشت. و هر چه به او امر خواهم کرد با آنها خواهد گفت.»
    یَهُوَه نبی که به آن اشاره می‌کرد، باید برای همه کسانی که این خبرنامه را می‌خوانند، واضح باشد. این جوزف داموند است و همان کاری را انجام می دهد که یهوه به او دستور داده است. بازگرداندن حقایق تورات و حقایق سالهای جوبیلی و رمزگشایی صحیح پیشگویی های آخرالزمان. خداوند را ستایش کنید که حضرت جو را به این نسل بد و شریر فرستاد. زمان نزدیک است برادر، خود را برای آخرین رویدادهای فاجعه باری که قرار است بر روی این زمین پرتاب می شود آماده کنید و از تعالیم الهام گرفته از یهوه پیامبر جو داموند پیروی کنید!

  21. سلام عزرا
    با نظرات شما در مورد حضرت جو موافقم. یَهُوَه در زمان‌های مختلف با پیامبران مختلف کار می‌کند و در همین روزهای آخر، یهوه پیامبر جو را انتخاب کرده است تا قبل از اینکه پیش‌گویی‌های آخرالزمان، سیل آتش خود را بر بشر بیاورند، به جهان هشدار دهد. برای کسانی که نمی دانند، یوسف در زبان عبری به معنای "یهوه افزایش خواهد داد". آیا واضح‌تر می‌توان گفت که جو داموند با این هشدار جهانی افزایش یافته است؟ پیامبر جو در حال انجام آخرین سخنان یشوآ است که گفت: "این انجیل پادشاهی به عنوان شاهد در سراسر جهان خواهد رفت و سپس پایان فرا خواهد رسید!" متی 24:14.
    ستایش خداوند را که پیامبر جو را به ما داد!
    بابی فرینگتون

  22. سلام عزرا
    با نظرات شما در مورد حضرت جو موافقم. یَهُوَه در زمان‌های مختلف با پیامبران مختلف کار می‌کند و در همین روزهای آخر، یهوه پیامبر جو را انتخاب کرده است تا قبل از اینکه پیش‌گویی‌های آخرالزمان، سیل آتش خود را بر بشر بیاورند، به جهان هشدار دهد. برای کسانی که نمی دانند، یوسف در زبان عبری به معنای "یهوه افزایش خواهد داد". آیا واضح‌تر می‌توان گفت که جو داموند با این هشدار جهانی افزایش یافته است؟ پیامبر جو در حال انجام آخرین سخنان یشوآ است که گفت: "این انجیل پادشاهی به عنوان شاهد در سراسر جهان خواهد رفت و سپس پایان فرا خواهد رسید!" متی 24:14.
    ستایش خداوند را که پیامبر جو را به ما داد!
    بابی فرینگتون

  23. یَهُوَه و پیامبر جو دوموند را ستایش کنید زیرا فاش کرد که فیلیپین قبل از اینکه وقایع بزرگ و وحشتناک نبوت خود را در دنیایی غافلگیرکننده و گناه آلود رها کند، خداوند را جلال خواهند داد.
    اشعیا 24: 15
    پس در مشرق، خداوند را جلال دهید.
    نام خداوند، خدای اسرائیل را ستایش کن،
    در جزایر دریا
    اشعیا 42: 10
    برای خداوند آهنگ جدیدی بخوان،
    ستایش او از اقصی نقاط زمین،
    تو که به دریا فرود می آیی و هر چه در آن است،
    شما جزایر، و همه کسانی که در آنها زندگی می کنند.
    درود بر خانواده سلطنتی یهوه!
    ازرا رادوبان

  24. یَهُوَه و پیامبر جو دوموند را ستایش کنید زیرا فاش کرد که فیلیپین قبل از اینکه وقایع بزرگ و وحشتناک نبوت خود را در دنیایی غافلگیرکننده و گناه آلود رها کند، خداوند را جلال خواهند داد.
    اشعیا 24: 15
    پس در مشرق، خداوند را جلال دهید.
    نام خداوند، خدای اسرائیل را ستایش کن،
    در جزایر دریا
    اشعیا 42: 10
    برای خداوند آهنگ جدیدی بخوان،
    ستایش او از اقصی نقاط زمین،
    تو که به دریا فرود می آیی و هر چه در آن است،
    شما جزایر، و همه کسانی که در آنها زندگی می کنند.
    درود بر خانواده سلطنتی یهوه!
    ازرا رادوبان