جوزف اف.داموند

عیسی 6: 9-12 و او گفت: «بروید و به این قوم بگویید، حقیقتاً می شنوید، اما نمی فهمید. و با دیدن تو می بینی، اما نمی دانی. دل این قوم را فربه کن و گوش هایشان را سنگین کن و چشمانشان را ببند. مبادا با چشم ببینند و با گوش بشنوند و با دل بفهمند و برگردند و شفا پیدا کنند. سپس گفتم: پروردگارا تا کی؟ و او پاسخ داد تا شهرها بی‌سکنه و خانه‌ها بدون انسان ویران شود و زمین ویران شود، ویران شود، و تا زمانی که خداوند انسان‌ها را دور کند، و ویرانی در وسط زمین بسیار باشد.

خبرنامه 5849-033
روز 14 ماه دوازدهم 7 سال پس از خلقت حضرت آدم
ششمین ماه در چهارمین سال از سیکل سوم شنبه
سومین سیکل سابتی از سیکل 119 جوبیلی
چرخه شنبه زلزله قحطی ها و آفت ها

سپتامبر 21، 2013

 

برادران شبات شالوم و عید بر همه شما مبارک

 

از شارلوت NC و فال کریک فالز، تنسی،

من ساعت 3 صبح یکشنبه صبح را ترک کردم تا پروازی را به شارلوت برسانم، جایی که ما شروع به کار روی تبلیغات تلویزیونی و اولین مجموعه آموزشی خود کردیم.

گذرگاه های مرزی به ایالات متحده از زمانی که چند سال پیش به خاطر آوردن کتاب به ایالات متحده بازگردانده شدم، برای من یک مشکل بوده است.

آن روز صبح در دعاهایم از خداوند خواستم که برکتی برای این عید بریزد که نتوانم همه آن را مهار کنم. من تقاضای عبور سریع از گمرک را داشتم.

وقتی کیوسکی را گرفتم که شما اولین چک را در آن انجام می‌دهید، از کسی خواستم به من کمک کند، و خیلی سریع پیش رفت، اما دستگاه کارت اعتباری من را برای چمدان چک‌شده نگرفت. یکی دیگر از متصدیان برای کمک به من آمد و سپس کیفم را چک کرد و من را به جلوی خط گمرک فرستاد. دو دقیقه بعد درها باز شد و شروع کردیم به گذر از گمرک.

اکنون که به ایالات متحده می روم این همیشه برای من نگران کننده است. پس دعای دیگری برای افسری دوستانه خواندم. یکی از افسران را دیدم که در حال شوخی و صحبت با این خانم برای مدت طولانی به نظر می رسید. یکی دیگر به کسی درجه سوم می داد و سومی فقط بدخلق به نظر می رسید. من در پایان به نشانه دوستان خوشحال شدم. او پرسید که چرا به شارلوت می روم. من از سر کار گفتم که برای کتاب هایی که نوشتم یک تبلیغ بسازم. گفت از چه چیزی نوشتم. گفتم دین و نبوت. او از من پرسید که آیا من پیامبر هستم، من گفتم نه من فقط به مردم می گویم که کتاب مقدس در مورد آخرالزمان چه می گوید. چند دقیقه با هم صحبت کردیم و بعد مرا به راه انداخت.

این یکی از سریع ترین مجوزهایی بود که تا به حال داشتم. یهوه را ستایش کن.

من می دانم که اکثر شما در حال حاضر زمانی برای یک News Letter دیگر ندارید. و بسیاری از شما در حال حاضر در راه هستید یا در یک سایت جشن هستید. اما برخی هستند که در خانه هستند و من شما را فراموش نکرده ام.

من می خواهم از این لحظه استفاده کنم و آنچه را که در هفته گذشته اتفاق افتاده است با شما در میان بگذارم.

در اوایل تابستان ما شروع به جستجوی یک فیلمبردار برای ضبط تمام آموزه هایی کردیم که قرار است در هفته آینده در Sukkot ارائه کنم. در عرض یک هفته، جاشوا شالنبرگر را داشتیم که آموزه‌های Passion for Truth را ضبط کرده و اکنون برای 119 وزارتخانه کار می‌کند. دو وزارتخانه بسیار معتبر و من به راحتی می توانستم کیفیت کار او را ببینم.

ما صحبت کردیم و آن روز توافق کردیم که او بیاید و کار را در Sukkot انجام دهد. او در آن زمان به من گفت که چقدر چیزهایی را که من تدریس می کنم دوست دارد.

همین‌طور که این پنجشنبه بعد از ظهر در شارلوت می‌نویسم، جاشوا در راه است تا به تنسی برسد و همه چیز را برای ضبط این رویداد آماده کند. او همچنین قبل از دیدن آموزه‌ها با افراد مصاحبه می‌کند، برخی برای اولین بار و سپس بعد از دیدن آن تا ببیند که در آن زمان چه فکر می‌کنند. من هیجان زده هستم که ببینم آنها چقدر حفظ می کنند.

درست همان روزی که موافقت کردم جاشوا را بگیرم و از استعدادهای او استفاده کنم، کیت جانسون از آکادمی بنیادهای کتاب مقدس BFA به من نامه نوشت تا پیشنهاد کنم این افرادی را که او استفاده می کرد امتحان کنم و آموزه هایم را به امواج تلویزیونی ببرم، که آنها شایسته حضور در آن هستند.

من با همان افرادی که کیت از آنها استفاده می کند تماس گرفتم و پس از بحث آنها موافقت کردند که با من همکاری کنند و من نیز موافقت کردم که با آنها کار کنم. اینها همان افرادی هستند که نمایش مایکل رود و بسیاری از دی وی دی هایی را که او اکنون از آنها استفاده می کند، تهیه کرده اند.

بنابراین، در یک روز، یَهُوَه دو تن از بهترین‌های این صنعت را که در کار ترویج تعالیم دینی هستند، به من داد. اما آنها ماه بینا و تقویم جو را نیز نگه می دارند و من مجبور نیستم همه چیز را برای آنها توضیح دهم. آنها قبلاً مؤمن هستند. نمی‌توانستم آن را باور کنم، اما حقیقت داشت و پاسخی بود به دعا، زیرا به یهوه می‌گفتم که باید قبل از فرستادن چیزهایی که می‌آیند به مردم هشدار دهد و من به صدای بلندتری نیاز داشتم اگر واقعاً او بود. از طریق من به آنها هشدار می دهم

بنابراین ما برای این هدف کمک مالی خواستیم و بسیاری از شما هفته آینده به آن پاسخ دادیم. بسیاری از شما همچنین معتقدید که این پیام باید در تلویزیون و به مخاطبان بزرگتر شنیده شود. و در یک هفته مقدار قابل توجهی پول جمع کرده بودیم.

برای اینکه جاشوا بتواند این وقایع را ضبط کند، باید دو دوربین و تجهیزات صوتی تهیه کنیم. کمک های شما به من این امکان را داد که این کار را انجام دهم و جاشوا را استخدام کنم. تا بالاخره این پیام ضبط شود.

قسمت بعدی این بود که این پیام را دریافت کنیم و با آن به دنیایی برویم که هدف ماست. ابتدا ایالات متحده آمریکا و کانادا و بریتانیا و استرالیا و سپس بقیه جهان. اما برای اینکه به او در سایر نقاط جهان برویم، مجبور شدیم وب سایت sightedmoon.com را علامت گذاری کنیم. طبق گفته گروه در شارلوت، ما باید من را بسته بندی می کردیم و sightedmoon.

من فکر می کردم قبلاً مارک شده بود، اما این بچه ها در این شرکت گفتند که واقعاً اینطور نیست. بنابراین، آنها کودک من، sightedmoon.com را گرفتند و اکنون در شرف ارائه آن به شما و جهان به شکلی بزرگتر هستند. برای من مثل برند کردن گاو است. من آن جنبه از این را درک می کنم. هر کاری که از اینجا به بعد انجام می دهیم با وب سایت و لوگو مشخص می شود. قرار بود روز پنجشنبه راه اندازی شود اما به دلیل مشکلات پیش بینی نشده امکان راه اندازی آن در طول Sukkot وجود دارد.

بنابراین به www.sightedmoon.com بروید و اگر آماده است به سایت جدید ما نگاهی بیندازید. این بخشی از بسته بندی است که زنگ ها و سوت های زیادی دارد که به زودی از آنها استفاده خواهیم کرد.

به زودی می‌توانیم هر خبرنامه را به بخش‌هایی تقسیم کنیم و سرفصل‌هایی داشته باشند و وقتی به سایت می‌روید موسیقی پخش نمی‌شود. من موسیقی را دوست داشتم. و به زودی آموزش های صوتی ضبط شده را برای شما آغاز خواهیم کرد. ما اکنون تیمی داریم که به این امر کمک کند.

همچنین در این هفته ما 5 آگهی 30 ثانیه ای فیلمبرداری کرده ایم. شما فکر می کنید که این یک کار ساده است. اما این یکی از سخت ترین کارهایی بود که انجام دادم و خیلی از خودم ناامید شدم. در اتاقی که با دوربین صحبت می کند و هیچ کس دیگری. من به این یک نقطه می رسیدم و نمی توانستم تا آخر عمرم به یاد بیاورم که قرار بود بعداً چه بگویم. ¾ مسیر را طی می کردم و سپس یک جای خالی می کشیدم. و من این کار را 20 بار انجام دادم. و این فقط یک تبلیغ 30 ثانیه ای بود. خیلی ناامید شدم

بعداً در روز قرار شد 10 دقیقه معرفی کنیم و چند چیز را با بیننده به اشتراک بگذاریم. داشتم دچار حمله پانیک می شدم که فکر می کردم 30 ثانیه چقدر سخت است. اما من فقط تعدادی از شما را در مقابلم تصویر کردم و 15 دقیقه صحبت کردم و نه در زمان استراحت و این کار را در یک برداشت انجام دادیم. از دل من آمد. این همان چیزی بود که شب قبل در سوپر به همسرانش گفته بودم و به بسیاری از مردم درباره جایی که دقیقاً در چرخه جوبیلی هستیم می گویم. خیلی‌ها فکر می‌کنند که ما سال‌های زیادی داریم در حالی که در واقع به سختی هیچ نداریم.

من همه اینها را با شما به اشتراک گذاشته ام تا بدانید که من سخت کار می کنم و به سختی کار می کنم تا این پیام را به توده ها برسانم. من توانستم این کارها را این هفته و هفته آینده در Sukkot انجام دهم، فقط به این دلیل که برخی از شما قدم گذاشتید و وجوه مورد نیاز را برای من ارسال کردید تا بتوانم به این افراد پول بدهم و آنچه لازم است را بخرم. من دیگر نمی توانم به تنهایی از این کار حمایت کنم. اکنون بیش از توانایی من برای انجام این کار رشد کرده است و من به کمک حرفه ای که این افراد می توانند ارائه دهند نیاز دارم.

به زودی کارهایی که آنها تولید کرده‌اند را خواهید دید که گرافیک‌ها و اخبار ویژه‌ای را که من صحبت می‌کنم اضافه می‌کنند.

اما تا زمانی که آنها این کار را انجام دهند و من به آنها پرداخت کنم، پولی که برای این کار فرستاده شده است تمام می شود. این ارزان نیست و کار به نظر ارزان نیست. به آنچه کیت جانسون در حال تولید است نگاه کنید. و به من گفته شده است که sightedmoon حتی بهتر خواهد بود.

بنابراین اکنون مجبورم از شما بخواهم که در این شغلی که اکنون در دست داریم به ما کمک کنید. کار رساندن این پیام به کل بازار آمریکای شمالی و استرالیا و اروپا است.

ما می توانیم آموزش های کافی برای 50 هفته تولید کنیم. و همچنین می توانیم آن آموزش ها را یک یا حتی پنج بار در هفته روی آنتن داشته باشیم. این افراد ارتباطات دارند و می دانند چگونه این کار را انجام دهند. اگر فکر می کنید اکنون زمان ارسال این پیام فرا رسیده است، لطفاً کمک خود را برای ما ارسال کنید. هرگز از قدرت دعا غافل نشوید، زیرا این پیام خداوند است و اینها قوم او هستند. ما فقط ابزاری هستیم که او برای انجام این کار از آن استفاده می کند.

در آخرین جلسه امروزمان، از آنها پرسیدم که چقدر هزینه برای پخش و پخش این برنامه برای تمام 50 هفته سال دارد. برای تولید و تدوین و کار و سپس زمان پخش که باید خریداری شود. پاسخ تقریباً 2 میلیون بود. برای دسترسی به این تعداد از مردم فقط 2 میلیون هزینه دارد. و این فقط 1 دلار برای هر شخصی است که از زمان شروع به وب سایت آمده است.

خب حالا سوال این است که آیا همه ما دست دراز کرده و این کار را انجام خواهیم داد؟ پاسخ به شما بستگی دارد. وقتی دعا می کنید، از یهوه بپرسید که آیا این کار واقعی است؟ از او بپرسید که چه کاری انجام دهید و سپس تصمیم بگیرید.

بازم از من حمایت نمیکنی من یک کار تمام وقت دارم اما هنگامی که سرمایه اینجاست، باید به شارلوت بروم تا تمام وقت این کار را انجام دهم. اما در حال حاضر هیچ یک از کمک های شما یا درآمد حاصل از فروش کتاب برای من مصرف نمی شود. همه اینها باعث می شود که این پیام برای شما و کسانی که هنوز در راهند قرار داده شود.

از کسانی که این امکان را فراهم کرده اند تشکر می کنم. امیدوارم خیلی های دیگر اکنون به میدان بیایند و به ما کمک کنند تا حتی بیشتر پیش برویم.

من شما و کسانی از شما را که در این سوکوت در خانه هستید با این مقاله از یک دوست عزیز که طی دو سال گذشته با این خبرنامه کمک بزرگی به من کرده است، می گذارم.

ما همچنین در حال آغاز چرخه جدید چرخه 3 و نیم ساله تورات خوانی هستیم.

باشد که همه شما یک عید بزرگ داشته باشید.

صبح و شام: برای همیشه ایستادن
توسط سگولا

مدتی است که می‌خواهم چیزی را با دیگران به اشتراک بگذارم. شاید حداقل یک سال در مورد این موضوع خاص (معمولاً حدود ده موضوع در ذهن من وجود دارد که می خواهم درباره آنها بنویسم و ​​به اشتراک بگذارم). این شخص خاص بعد از دعای بسیار و در واقع انجام دستورالعملی که درک من را تا حد زیادی باز کرده است، واقعاً شروع به شکل گیری می کند که اتفاقاً کل موضوع است. من می خواهم تجربه شخصی خود را به اشتراک بگذارم و بسیار لذت می برم که شما را به چالش بکشم، نظرات شما را بشنوم و تجربیات شما را در مورد همین موضوع بخوانم، اگر هر یک از شما در خارج از کشور تحت فشار قرار گرفته اید که من مجبورم این "کلمه" را به انجام برسانم.

با یک کنجکاوی شروع شد، زیرا من در مورد آن در کتاب مقدس می خواندم که بیشتر مربوط به نبوت بود. به نظر می رسد که این یکی از آن «نشانگرها» باشد که باید با نزدیک شدن به پایان عصر به دنبال آن باشیم. من از "آنچه مستمر است" صحبت می کنم و این واقعیت که قرار است "برداشته شود"
اگر قرار باشد آن چیزی که مستمر است از بین برود... پس من از خود می پرسیدم: "دقیقا چیست؟" و "چه کسی این کار را انجام می دهد؟" و "آیا من هم باید این کار را انجام دهم؟"

اینها سوالات اولیه من بود.

بنابراین من تصمیم گرفتم در مورد "صبح و عصر" و آنچه که مستلزم آن است بیاموزم به بهترین روشی که امروز می دانم... و آن با انجام دادن است. بنابراین در اینجا جستجوی من و آنچه تا کنون به آن رسیده ام است.

"چیست؟" بخش همیشه با مطالعه کتاب مقدس شروع می شود. از جست‌وجوی تمام مواقعی که در کتاب مقدس از آن صحبت می‌شود، زمینه، معنای تحت اللفظی، معنای استعاری و معنای پنهان لذت می‌برم. اکنون آن را برای شما بیان می کنم:

به مدت هفت روز برای مذبح کفاره کنید و آن را جدا کنید. و مذبح باید از همه جدا شود – هر چه به قربانگاه برسد باید جدا شود. و این همان چیزی است که شما در قربانگاه آماده می کنید: دو بره، یک ساله، روزانه، پیوسته.

یک بره را صبح و بره دیگر را که بین عصرها تهیه می کنید، یک دهم هین آرد مخلوط با یک چهارم هین روغن فشرده و یک چهارم هین شراب آماده کنید. پیشکش نوشیدنی، با یک بره.

و بره دیگر را بین عصرها آماده کنید. و با آن هدیه آردی و هدای نوشیدنی را مانند صبح برای عطر خوش، قربانی آتشین برای خداوند مهیا کنید - قربانی سوختنی دائمی برای نسلهای شما در درب خیمه اجتماع در حضور خداوند، جایی که من در آنجا هستم. با شما ملاقات خواهد کرد تا با شما صحبت کند.

و در آنجا با بنی اسرائیل ملاقات خواهم کرد و به احترام من از هم جدا خواهد شد.
و خیمه اجتماع و مذبح را جدا خواهم کرد. و آهارون و پسرانش را جدا کردم تا برای من کاهن کنند. و من در میان بنی اسرائیل ساکن خواهم شد و خدای آنها خواهم بود. و خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان هستم که ایشان را از سرزمین مصر بیرون آورد تا در میان ایشان ساکن شود. من یهوه خدای آنها هستم. خروج 29:37-46

دفعه بعد که این هدایای مداوم صبح و عصر ذکر می شود در اعداد فصل 28 است

یَهُوَه به موشه گفت: «به بنی اسرائیل امر کن تا به ایشان بگو: «مراقب باش که قربانی من را بیاور، غذای من برای هدایای من که به‌عنوان عطری خوش برای من در زمان مقرر شده‌اند. زمان،'

و به ایشان بگویید: «هدیه آتشی که برای خداوند می آورید این است: دو بره نر یک ساله، روزانه، قربانی سوختنی دائمی.

بره‌ای را که صبح‌ها آماده می‌کنی، و بره‌ی دیگر را در بین شب‌ها، با یک دهم افه آرد خوب به عنوان هدیه غلات، مخلوط با یک چهارم هین روغن فشرده، قربانی سوختنی دائمی که در کوه سینا برای عطر خوش، قربانی آتشین برای خداوند و هدایای نوشیدنی آن برای هر بره یک چهارم هین تقدیم شد. نوشیدنی را به عنوان هدایایی در محل جدا شده برای خداوند بریزید.

و بره دیگری که بین عصرها تهیه می کنید. به عنوان هدایای غلات صبحگاهی و هدایای نوشیدنی آن، آن را به عنوان قربانی آتشین، عطری خوش برای خداوند آماده کنید.

و در روز سبت، دو بره یکساله کامل، و دو دهم آرد مرغوب به عنوان قربانی غلات، مخلوط با روغن، همراه با قربانی نوشیدنی آن، قربانی سوختنی برای هر سبت، غیر از همیشه. قربانی سوختنی با قربانی نوشیدنی آن. اعداد 28: 1-9
سلیمان پادشاه دربارۀ صبح و شام پیوسته گفت: ببینید، من خانه‌ای به نام یهوه، خدای من می‌سازم تا آن را برای او جدا کنم، تا در حضور او بخور شیرین، و برای نان دائمی و برای قربانی‌های سوختنی بسوزانم. صبح و عصر، در سبت ها، و در ماه های نو، و در اوقات معین خداوند، خداوند ما. این برای اسرائیل برای همیشه است. 2 تواریخ 2:4

از طریق این دستورالعمل های کتاب مقدس و زمینه آنها، من آموختم که صبح و عصر روزانه و پیوسته در واقع یک قربانی اولاه، یک قربانی *کاملاً* سوختنی، یک بره است. بره های کامل یک ساله که باید قربانی می شدند و در قربانگاه سوزاندن قرار می گرفتند. آنها قربانی سوختنی بودند، به این معنی که آنها قربانی بودند که منجر به بلند شدن یا بلند شدن بوی در دود حاصل می شد. این یک "طعم شیرین" برای یهوه الوهیم بود. و بخش بسیار مهمی در آوردن این پیشکش این بود که خداوند گفت چون این هدیه به در خیمه اجتماع آورده می شود... او در آنجا با ما ملاقات خواهد کرد و با ما صحبت خواهد کرد.

 

اله {یا قانون} یا ???? `owlah {o-law} f act part of 05927; TWOT - 1624c,1624d; nf AV – قربانی سوختنی ۲۶۴، قربانی سوختنی ۲۱، صعود ۱، بالا رفتن ۱. 264 21) قربانی سوختنی کامل 1) صعود، پله، پله

یک «بالا رفتن» مستمر و پیشکش مستمر که «بالا رفتن» است «صعود»
«الله {اول قانون» یک ریشه بدوی. TWOT – 1624; v AV - (بیا و غیره...) 676 بالا، پیشنهاد 67، بیا 22، 18 بیاور، 15 صعود، برو 12، جویدن 9، ارائه 8، نور 6، افزایش 4، سوختن 3، خروج 3، قرار دادن 3، فنر 2 , raised 2, rose 2, break 2, exalted 2, misc 33; 889 1) بالا رفتن، صعود، صعود 1a) (قال) 1a1) بالا رفتن، صعود 1a2) دیدار، بازدید، دنبال کردن، عزیمت، عقب نشینی، عقب نشینی 1a3) بالا رفتن، بالا آمدن (از حیوانات) 1a4) روییدن، رشد کردن، بیرون آمدن (از گیاهان) 1a5) بالا رفتن، بالا رفتن، بالا آمدن (پدیده طبیعی) 1a6) بالا آمدن (در پیشگاه خدا) 1a7) بالا رفتن، بالا رفتن، گسترش (از مرز) 1a8) برتری یافتن، برتر از 1b) (نیفال) 1b1) برگرفته شدن، پرورش یافتن، برداشته شدن 1b2) برداشتن خود 1b3) تعالی یافتن 1c) (Hiphil) 1c1) بالا آوردن , باعث بالا رفتن یا صعود کردن, باعث بالا رفتن 1c2) بالا آوردن, آوردن مقابل, برداشتن 1c3) بالا آوردن, ترسیم, آموزش 1c4) باعث صعود 1c5) برانگیختن, برانگیختن (ذهنی) 1c6) عرضه کردن، آوردن (از هدایا) 1c7) تعالی دادن 1c8) باعث صعود، پیشنهاد 1d) (Hophal) 1d1) برده شدن، هدایت شدن به بالا 1d2) به سمت بالا بردن، در 1d3 درج شدن پیشنهاد شود 1e) (Hithpael) بالا بردن خود

معنای ابتدایی و ابتدایی این کلمه "الله" این است که "چیزی" را از روی خود (یا چیز دیگری) بلند کنید و آن چیزی را روی گردن خود یا گردن چیز دیگری بگذارید. این ایده «یوغ زدن» است. این می تواند چیزهای زیادی باشد مانند شال، مه، برگ مانند پوشش، گردنبند. در درجه اول در دوران باستان، این "چیز" عصای چوپان بود:
آئین ها و لمدها به معنای واقعی کلمه بیان می کنند، "تجربه کارکنان" [جف بنر، مرکز تحقیقات عبری باستان]
برخی از جنبه های بسیار مهم دیگر این هدایای ویژه بره صبحگاهی و عصرانه عبارتند از:
تمام و به طور کامل همه به جز خون سوخته است.

خون باید در پایه یا در مقابل قربانگاه قربانی قرار گیرد
قربانی که توسط کاهن ذبح نمی شود، بلکه توسط شخصی که قربانی را آورده است.
قربانی‌های دیگری هم هستند که سوزانده می‌شوند، اما به آن‌ها نذری «اوله» نمی‌گویند، زیرا کاملاً سوزانده نشده‌اند... بنابراین این که به خاطر دود برآمده به آن «اوله» گفته می‌شود، دلیل نامیدن آن را «اوله» بیان نمی‌کند. همانطور که قبلاً دیدیم، بیشتر مربوط به بالا بردن گردنبند، زنجیر، عصا یا یوغ بر روی گردن است. بنابراین، به نظر می‌رسد که کلید تنها در میان قربانی‌ها است... اولاه کاملاً سوخته است. درباره اش لحظه ای فکر کن. در مورد این پیشکش وقتی به یهوشا مربوط می شود چه می گوید؟ به من؟ برای تو؟

بنابراین، تمام حیوان به قربانگاه آورده می شود و تمام آن به عنوان هدیه به خداوند تقدیم می شود. اون رو دیدی؟ «کل» به‌عنوان «هدیه» تقدیم می‌شود، ببینید، به نظر می‌رسد که بله، قربانی سوخته است، اما سوزاندن، دود و همه چیزهایی که با این هدیه اوله همراه است، بسیار ثانویه نسبت به هدف است. تصویر و هدف اولیه از این پیشکشی که مستمر است و همیشه صبح و عصر می‌ماند، این است که هدیه‌ای است که با کمال میل و به طور کامل داده می‌شود. هیچ کس از این عرضه به صورت غذا، لباس یا هر چیز دیگری سود نمی برد. نکات بسیار مهمی نیز قابل تامل است.
به طور معمول، یک قربانی توسط کشیش انجام می شد، اما برای اولاه چنین نیست. ضروری بود که خون روی محراب گذاشته شود. این بره توسط خود عبادت کننده در کنار محراب کشته می شود و پس از آن کشیش خون را بر روی مذبح می ریزد. تنها پس از اینکه نمازگزار پوست حیوان را کنده و آن را قطع کرد و اجزای آن را در آب شست، کل حیوان به کشیش منتقل شد. سپس آن را به محراب می برد و در آنجا مرتب می کند که به طور کامل سوخته است.

الاه به دلایل خاصی عرضه می شود. در مواقع شادی و جشن، اولاه هدیه ای برای ابراز آن شادی و احترام به خداوند است. اولاه با منفی گرایی یا وحشت مرگ همراه نیست. مشترك اولا، آگاهي غالب از نياز به ارج نهادن و اداي احترام به خداوندي است كه مقدس است.

یکی دیگر از جنبه های جالب این پیشکش چیزی است که با آن آورده می شود: غلات، روغن و شراب. وقتی روی این موارد مدیتیشن می کردم، درک شگفت انگیزی از این چیزها دریافت کردم. من نمی گویم آنچه که می خواهم به اشتراک بگذارم تمام و تنها معنی است ... فقط احساس کردم که در نظر گرفتن مفاهیم بسیار خارق العاده است. مطالب زیر به ذهنم رسید…
موارد دیگری نیز در تورات وجود دارد که نام مستمر را نیز دریافت می کنند.

اینها عبارتند از: نان شوی

روغن و نور منوره

بخور بر محراب عود.

با تأمل در همه اینها متوجه شدم وجه مشترک آنها این است که همه آنها اقلامی بودند که در مکان مقدس (مکان جدا شده) نگهداری می شدند. علاوه بر این، وقتی به همه اینها فکر می کنیم، نمادهای باورنکردنی در مورد نمایندگی مسیح ما یاوشا دارند. او نیز - مستمر است. او آغاز و پایان است، الف تاو، او بود - او هست - او خواهد آمد. او به یقین مستمر است و جاودان است. بنابراین منطقی است که همه این تصاویر قابل مشاهده در قلمرو دیده شده ما، او را نشان می دهند... ایستاده پیوسته و ابدی. بره کامل را نیز به این ویژگی ها اضافه کنید و برایم آشکار شد که امروز صبح و عصر، پیوسته و روزانه، تصاویری از مسیح است و از نزدیک با او ارتباط دارد.

اکنون، تمام این اقلامی که همراه با نذری مستمر صبح و عصر بره آورده می‌شوند، می‌توانند به مکان جدا شده بروند. نان شوی که با دانه نشان داده می شود، روغنی که منبع نور منوره را ارائه می دهد که با روغن زیتون خالص نشان داده می شود، و هدایای نوشیدنی شراب با شراب نشان داده می شود. همه اینها می توانند در Set Apart Place وجود داشته باشند. اما بره و خون داخل نمی‌شوند. بره کاملاً سوخته و خون به قربانگاه می‌رود. همانطور که خود استاد به ما گفته است:

پس یهوشا بدیشان گفت: «به راستی، به راستی به شما می‌گویم، تا گوشت پسر آدم را نخورید و خون او را ننوشید، جانی در خود ندارید. هر که گوشت مرا بخورد و خون مرا بنوشد دارای حیات جاودانی است و من او را در روز آخر زنده خواهم کرد. زیرا گوشت من واقعاً غذا است و خون من واقعاً نوشیدنی است. کسی که گوشت مرا می خورد و خون مرا می نوشد در من می ماند و من در او. همانطور که پدر زنده مرا فرستاد و من به خاطر فاتر زندگی می‌کنم، کسی که از من تغذیه می‌کند به خاطر من زنده خواهد شد.» یوحنا: 53-57

و همچنین پولس به ما می گوید:
با این حال، امر معنوی ابتدا امری طبیعی و پس از آن معنوی بود. اولین انسان از زمین و خاکی بود. انسان دوم استاد بهشتی است. همانطور که خاکی است، خاکی ها نیز چنین هستند. و همانطور که آسمانی است، بهشتیان نیز چنین هستند. و همانطور که ما تشبیه خاکی را حمل کردیم، مانند آسمانی را نیز خواهیم داشت. و ای برادران، این را می گویم که گوشت و خون نمی توانند وارث سلطنت خداوند باشند و فساد نیز وارث فساد نیست. اول قرنتیان 1:15-46

بنابراین در آنجا معنای تحت اللفظی پیشکش روزانه صبح و عصر را می بینیم. این یک بره نر کامل بود و هدیه افتخار و سپاس الهی بود و به طور کامل سوزانده شد. این توسط یکی از اعضای جامعه اسرائیلی با آرد خوب، روغن خالص و شراب ارائه شد.

بنابراین من حدود 9 ماه پیش آنجا بودم و دعا می کردم و فکر می کردم که چگونه می توانم این صبح و عصر را به طور روزانه و مداوم برای پادشاهم انجام دهم. درک محدودی دریافت کردم که بره من بودم. همانطور که یوشا را می پوشم، گوشت او را می خورم، خون او را می نوشم... ما یکی می شویم. باید صبح و شام در حضور خداوند به قربانگاه بیایم و یوغ او را بر گردنم بگذارم و خود و قربانی سوختنی را تقدیم کنم. من گوشت دارم، از خاک آفریده شده ام، همانطور که دانه از زمین است، روح خدا را در خود دارم که روغن است، و شرابی دارم که خون من است. این موضوع سوالات بیشتری را مطرح کرد.

اونجا چیکار میکردم؟ صبح ها و عصرها چه ساعتی است؟ کل این ایده برای من یک معمای بزرگ بود و با این حال از سوی Set Apart Spirit به من دستور داده شد تا این کار را انجام دهم. من از مطالعه می دانستم که ساعت سوم و ساعت نهم هر روز دارای اهمیت است و بنابراین از آنجا شروع کردم. من هر روز در ساعت 9 صبح و 3 بعد از ظهر هر کاری را که انجام می دادم متوقف کردم، رو به شرق بودم و فهمیدم که باید چیزی ارائه دهم. اما من چه پیشنهادی داشتم؟؟؟؟ من برای مدتی در این مورد گیج شدم و واقعاً در این زمینه جستجو و دعا می کردم تا پاسخی پیدا کنم. من درک "آنجا بودن" را داشتم و همچنین درک می کردم که اکنون زمانی نیست که از خداوند لطف و برکت از هر نوع، یا شفا یا هر چیز دیگری بخواهم. این…. *این* متفاوت بود. می توانستم آن را در درونی ترین قسمت هایم حس کنم.

سپس ... او به من گفت. من باید "بول های لب هایم" را بیاورم. اجازه دهید کتاب مقدس را با شما به اشتراک بگذارم:
ای اسرائیل، به سوی خداوند، خدای خود بازگرد، زیرا از کجی خود لغزش یافته ای. کلمات را با خود ببرید و به یهوه بازگردید. به او بگو: هر کجی را از خود دور کن و نیکوکاری را بپذیر و ما گاوهای نر لب خود را می پردازیم. هوشع 14: 1-2

پس بیایید بوسیله او دائماً قتل عام ستایش خدایم را تقدیم کنیم، یعنی میوه لبهایمان، و نام او را شکر کنیم. عبرانیان 13:15
هر روز و هفته ای که می گذرد، درک بیشتری از این پیشنهاد دریافت می کنم. همراه با این من می خواهم یک اعتراف به اشتراک بگذارم. وقتی فهمیدم که امروز صبح و عصر، تقدیم روزانه و مستمر یکی از ستایش، افتخار، شکرگزاری و شادی بر او بود... خیلی زود متوجه شدم که متأسفانه، نمی‌دانم چگونه تنها با ستایش و افتخار به الوهیم بیایم! چقدر شرمنده شدم شرمنده بودم، اما با خوشحالی نیز آمیخته بود، زیرا اکنون فرصتی برای یادگیری، تغییر و رشد دارم. خیلی زود متوجه شدم که نمی دانم چگونه پادشاهم را ستایش کنم. آنقدر عادت کرده بودم که نزد او بروم و از او صلوات بخواهم، از گناه و معصیتم با او صحبت کنم، از او طلب مغفرت و کمک کنم و از او تشکر کنم. اما این همه عزت و ستایش و جلال و ارج چیه!!؟؟ من هیچ سرنخی نداشتم!

بنابراین من چند روز را در غم و اندوه گذراندم و از وضعیت خود اطلاع داشتم و پاسخی برای اصلاح (سریع) مشکلم نداشتم. یقیناً اینطور نبود که ستایش و تکریم برای او در دل من نبود، بلکه نیاز داشتم که کلمات بر لبانم باشد و در برابر او از زبانم بیرون بیاید. بعد بنظرم رسید. اجازه دهید شروع به خواندن مزامیر ستایش پادشاه داوود کنم و اجازه دهید پادشاه داوود به من بیاموزد که چگونه به درستی به پادشاه خود احترام بگذارم. اگر کسی می دانست که چگونه یَهُوَه را ستایش کند، او پادشاه داوود بود. پس این کاری است که من انجام دادم. چند سطر از مزامیر حمد را می نوشتم و یاد می گرفتم. آنها را صبح و عصر قبل از پدرم گفتم. میدونی چیه؟ اکنون می توانم بدون تردید او را ستایش کنم. کلمات آنجا هستند، از لبانم جاری می شوند. بارها از خوشحالی با احساساتی شدید نسبت به او برای همه آنچه که هست شروع به گریه کرده ام. حالا من کلمات کافی ندارم! من بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر به کلمات نیاز دارم تا بیان کنم که چقدر او را دوست دارم، می پرستم، به او و نام با شکوهش احترام می گذارم! واقعاً باورنکردنی است که در این سفر که نزدیک به نه ماه پیش آغاز شد چه اتفاقی برای من افتاده است. من هم خیلی خیلی ممنونم

بنابراین معنی تحت اللفظی صبح و عصر مستمر را آموختم. من مقداری از معنای استعاری و برخی از معنای پنهان را نیز یاد گرفته ام. در آخر، من می خواهم فقط برای چند کلمه در مورد "برافراشتن عصا و گذاشتن بر گردن" - معنای Olah و Olah بازگردم. در یک تصویر ساده... این یک یوغ است. در این زندگی، هر یک از ما در یوغ چیزی هستیم. و فقط دو نیرو وجود دارد که آنها را باور کنیم یا نه. یک نیرو روح یهوه است و نیروی دیگر روح دشمن، سرکش. همین است. ما یا در یوغ خدا هستیم یا در یوغ گناه و معصیت. ما می توانیم به اطراف خود نگاه کنیم و یوغ دشمن را ببینیم و من حتی سعی نمی کنم همه آنها را در اینجا نام ببرم. کل مقوله به سادگی می تواند تحت اسارت و مرگ قرار گیرد.

در اینجا شهادت استاد ما از یوغ او است:
همه توسط پدرم به من تسلیم شده اند و هیچ کس پسر را جز پدر نمی شناسد. هیچ کس پدر را نمی شناسد جز پسر و کسی که پسر بخواهد او را به او آشکار کند.

ای همه زحمتکشان و سوخته به سوی من بیایید و من به شما آرامش خواهم داد. یوغ مرا بر خود بگیرید و از من بیاموزید، زیرا من حلیم و فروتن هستم و برای وجود خود آرامش خواهید یافت.

زیرا یوغ من ملایم و بار من سبک است. متی 11:27-30

من می توانم با اطمینان بگویم که این کلمات مطمئن و درست هستند. این را بدون شک *می دانم*. نه با خواندن، مطالعه، یا نوشتن یا فکر کردن؛ اما با انجام و تجربه آن در زندگی ام. این ایمان عبری است، عمل، اثبات، انجام، یادگیری است. بیرون رفتن از سبک زندگی و مسیر تورات.
پدر یَهُوَه از طریق حضرت ارمیا همین را فرمود:

خداوند چنین گفت: «در راهها بایستید و ببینید، و راههای قدیمی را که راه نیک است، بپرسید، و در آن قدم بردارید. و برای خود آرامش بیابید...» ارمیا 6:16
بنابراین بسیاری از پدرسالاران و همچنین پولس در مورد یوغ با ما صحبت می کنند:

پس در آزادی که مسیح ما را آزاد کرده است، استوار بایستید و دیگر در یوغ بردگی گرفتار نشوید. غلاطیان 5:1
من مطمئن هستم که چیزهای بیشتری در مورد این موضوع وجود دارد که باید فاش شود و هرچه بیشتر و بیشتر یاد می‌گیرم آنچه را که یاد می‌گیرم به اشتراک خواهم گذاشت. لطفا اگر این مقاله چیزی را در شما ایجاد کرده است به اشتراک بگذارید. آیا در حال انجام دادن هدایای مداوم روزانه صبح و عصر خود هستید؟ بله، این می تواند به معنای حکم اعدام برای ما در این روزهای آینده و آخرین روزگار باشد. اما چه راهی برای بیرون رفتن، ها؟ ستایش و تکریم پادشاهمان با احترام بزرگ او بر لبانمان. بره شایسته است.


چرخه تورات سه ساله

این آخر هفته را با همیشگی خود ادامه می دهیم تورات خوانی سه ساله

پیدایش 2 جاش 5-7 ص 2-3 مت 2:19-4:25

 

آفرینش مرد و زن (پیدایش 2:4-25)

در پیدایش 1، اعمال خدا به صورت کلی ارائه شده است. هدف ارائه نمای پانوراما از فعالیت خلاق خداوند است. آفرینش انسان در روز ششم اتفاق می‌افتد، اما درباره نحوه خلقت یا ارتباط خلقت زن و مرد از نظر زمانی و طبیعت چیزی بیان نشده است. در پیدایش 2، اعمال خاص خدا در خلقت انسان به تفصیل بیان شده است، بنابراین تمرکز بر وقایع روز ششم ارائه می شود.

آیه 7 می گوید که خدا انسان را «شکل داد» و «در درونش دمید». «تشکیل‌شده» به طور کلی نشان‌دهنده رفتار شخصی با چیزی است که ساخته می‌شود، مانند شکل دادن به آن با انگشتان دست. "تنفس" که شاید بهتر ترجمه شود "دمید" نشان دهنده خروج نیرومند هوا به داخل مرد است، بیشتر شبیه نیروی تنفس دهان به دهان - یک بازدم تیز و عمیق هوا. بنابراین، خلقت انسان با خلقت همه چیزهای دیگر در پیدایش 1 بسیار متفاوت به نظر می رسد، زیرا در موارد دیگر فقط خدا را می بینیم که برای زنده کردن آنها صحبت می کند. با این حال، با آفرینش انسان، «تشکیل» و «دمیده شده» نشان دهنده یک مشارکت عملی و شخصی صمیمی است. نه تنها انسان ها به گونه ای خاص آفریده شده اند، بلکه خداوند باغ ویژه ای را برای آن ها کاشته بود تا در آن سکونت و مراقبت کنند. بنابراین ما شاهد یک عمل خاص از آفرینش هستیم که موجودی خاص را تولید می کند که سپس در محیطی خاص قرار می گیرد و کار خاصی برای انجام دادن به آن داده می شود. تمام این جزئیات به این منظور است که مشارکت محبت آمیز و صمیمی خدا با انسان را بر ما تأثیر بگذارد.

با وجود ماهیت خاص عمل خلاق در خلقت انسان، انسان از خاک آفریده شد و «روح زنده شد». کلمات "روح زنده" از عبری nephesh chaih ترجمه شده است که به معنای "موجود زنده" یا "موجود زنده" است. در واقع، پیدایش 1:20-21 و آیه 24 هنگام اشاره به موجودات دریایی و حیوانات خشکی، نفش را مخلوق ترجمه می‌کنند، و بنابراین انسان نوع دیگری از موجودات است که از این نظر هیچ تفاوتی با جانوران زمین ندارد.

این امر جنبه جالب دیگری از گزارش های خلقت در پیدایش 1 و 2 را نشان می دهد. در سرتاسر این دو فصل تنش ظریفی بین بیان ماهیت خاص انسان وجود دارد و در عین حال بر ارتباط انسان با زمین و تمایز او از خدا تأکید می شود. به عنوان مثال، انسان برای تأکید بر خاکی بودن خود از عناصری مشابه همه جانوران آفریده شده است و فرمانی مشابه برای تکثیر دریافت می کند. اما برای تأکید بر برتری خود، انسان آخرین مخلوق آفریده شده است و به او سلطه داده شده است. برای تأکید بر خاکی بودن انسان از خاک زمین آفریده شده است. اما برای تأکید بر منحصر به فرد بودن خود، انسان به شیوه ای خاص خلق شده است.

البته تفاوت مهم دیگری نیز بین حیوان و انسان وجود دارد. انسان در وجود خود یک جزء معنوی دارد. نباید با مفهوم نادرست روح جاودانه اشتباه شود، این روح از خود آگاه نیست، بلکه مغز فیزیکی را با عقل انسان نیرو می بخشد. این «روح در انسان» یا «روح انسانی» در تعدادی از آیات در عهد عتیق و جدید ذکر شده است. جالب اینجاست که هم کلمه عبری روح، روآخ، و هم معادل یونانی آن در عهد جدید، پنوما، هم معنای «باد» یا «نفس» را می‌رسانند. بنابراین منطقی است که وقتی خدا در زندگی جسمانی آدم دمید، روح انسان را نیز «روحاً دمید» در او. این روحیه است که انسان را قادر می سازد تا ذهنی به تصویر خدا داشته باشد، دست به انتخاب اخلاقی بزند و با خدا رابطه واقعی داشته باشد.

آخرین عمل محبت خداوند در این آیات خلقت زن است. خداوند به طرز شگفت آوری نیازهای جسمانی انسانی را که آفریده بود فراهم کرده بود. هرگز آب و هوای سالم تر، محیطی دلپذیرتر، خانه ای امن تر یا کاری نیروبخش تر از باغ وجود نداشت. با این حال، خداوند ماهیت عاطفی و فکری را برای مرد فراهم کرده بود که تنها با همراهی می توانست ارضا شود. در واقع، خدا انسان را به شکل خود ساخته بود، و می خواست که مرد زندگی در خانواده را تجربه کند - نوعی از روابط خانوادگی خدا-صفحه. بدین ترتیب خداوند همدم مناسبی برای مرد آفرید. (عبارت "کمک به ملاقات" در نسخه کینگ جیمز نسخه 2:18 باید به صورت "ملاقات با کمک" یا "کمک مناسب"-"ملاقات" درک شود که صرفاً یک صفت قدیمی به معنای مناسب یا مناسب است. NKJV این را بهتر به این صورت ترجمه می کند: یاوری قابل مقایسه با او.») و از این همراهی تولید مثل انسان برای گسترش خانواده به وجود می آید.

با این حال، به نظر می رسد که خداوند قبل از خلقت حوا تصمیم گرفته است که انسان را از این نیاز به همراهی عاطفی و فکری آگاه کند. خداوند به انسان دستور داد تا مخلوقات مختلفی را که ساخته بود نام ببرد و بدین ترتیب رهبری آن مرد را نشان داد. (در سرتاسر کتاب مقدس، اعطای یک نام توسط یکی بر دیگری نشان می‌دهد که اولی بر دومی قرار گرفته است، مانند اینکه خداوند آدم را نامید، آدم همسرش را حوا نامید، خداوند نام‌های جدیدی به ابرام، اسحاق و یعقوب داد، فرعون نام یوسف را تغییر داد. ، نبوکدنصر نام دانیال و دوستانش را تغییر داد، خدا عیسی را نامید و عیسی را پطرس نامید. باید تاکید کرد که خداوند به آدم اجازه نمی داد از میان حیوانات جفتی بجوید. بلکه در بررسی حیوانات، آدم جفت آنها را می‌دید و نیاز خود را به همدمی مانند خودش درک می‌کرد. سپس خدا یکی از دنده‌های مرد را گرفت و از آن (عبری به معنای واقعی کلمه، «ساخت» است) یک زن ساخت.

چرا خدا دنده گرفت؟ چرا به سادگی زن را نیز از گرد و غبار زمین نمی سازیم؟ ممکن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد، اگرچه ما فقط می توانیم حدس بزنیم. اولاً، برای ساختن زن از خاک زمین، ممکن است استدلال شود که آیا غبار آدم با غبار حوا متفاوت است یا برتر از آن، شاید او از سنگ و زن از شن، یا چیزی شبیه به آن. درعوض، ساختن زن از دنده آدم بر این حقیقت تأکید داشت که زن از ماهیت یکسانی با مرد برخوردار است. ثانیاً، ساختن همسر مورد نظر آدم از بدن انسان، یادآور این نکته است که نه مرد و نه زن بدون دیگری نمی توانند کامل باشند - که آنها بخشی از یکدیگر هستند.

 

ختنه در گیلجال (یوشع 5:2-15)

پس از ورود آنها به اردوگاه در جلجال، خداوند به یوشع دستور می دهد که بنی اسرائیل را برای برگزاری اولین عید فصح که درصد قابل توجهی از آنها اجازه شرکت در آن را داشته اند آماده کند. پسران خود را ختنه کنند (آیات 2-7). و برگزاری عید فصح در بیابان مستلزم حذف این پسران ختنه نشده بود (خروج 12:43-49). با این حال، به نظر می‌رسد که قوم اسرائیل عید فصح را در تمام سرگردانی‌های بیابان برگزار می‌کردند - همه کسانی که از مصر بیرون آمدند و سپس، پس از مرگ نسل قدیمی‌تر، یوشع، کالیب، همه مردان مرد اولین نسلی که در زمان خروج کمتر از 20 سال داشتند و احتمالاً زنان. (لازم به ذکر است که حتی مردان ختنه نشده به طور کلی اعیاد خدا را به همراه بقیه اسرائیل برگزار می کردند.)

اکنون، در روز دهم ماهی که اسرائیل از اردن بیرون آمد (یوشع 10: 4)، روزی که بره های عید فصح در مصر انتخاب شدند (خروج 19: 12)، خدا تأیید می کند که بنی اسرائیل را به عنوان خود برگزیده است. مردم. کتاب مقدس در جای دیگر توضیح می دهد که ختنه جسمانی نوعی ختنه روحی «قلب» است (تثنیه 3:30؛ رومیان 6:2)، که مستلزم توبه از گناه گذشته و اطاعت از خدا است. در ختنه تحت اللفظی، پرده از گوشت پاره می شود و خون ریخته می شود که یادآور قربانی است. مصر در کتاب مقدس نوعی زندگی گناه آلود است که ما پشت سر گذاشته ایم.

همه اینها زمانی بسیار جالب است که به سخنان یوشع 5: 9 توجه کنیم: "سپس خداوند به یوشع گفت: "امروز عار مصر را از تو دور کردم." از این رو نام آن مکان تا به امروز گیلگال خوانده می شود.» همانطور که King James Study Bible اشاره می کند: «در اینجا بازی با کلمات رخ می دهد. گیلگال («غلت زدن») جایی را نشان می‌دهد که خداوند سرزنش مصر را دور زد. دوران اسارت شرم آور [و طرد] اسرائیل اکنون رسماً به پایان رسیده است. میراث کنعان در پیش است (مقایسه کنید 1:6؛ 21:43-45). همین ریشه لفظی مکان عهد جدید گلگوتا را نشان می‌دهد، جایی که اسارت بشر در اثر گناه [و طرد ناشی از آن] پایان یافت [یعنی برای کسانی که توبه کردند و آمرزش گرفتند]. در آنجا گناهان انسان از بین رفت و بر شخص عیسی مسیح غلتید تا ایمانداران وارد میراث معنوی خدا شوند» (توجه داشته باشید در 5: 9). و این البته مستلزم ختنه روحانی ماست. در واقع، تنها از طریق ختنه شدن روحانی است که به ما اجازه داده می شود از نان و شراب عید فصح عهد جدید بخوریم.

بنی‌اسرائیل چند روز طول می‌کشند تا شفا پیدا کنند (مقایسه کنید با 5: 8)، و بدون شک بسیاری از آنها هنوز هم درد دارند وقتی که چند روز بعد، در 14 ابیب (آیه 10)، عید فصح را برگزار می‌کنند (آیه XNUMX)، و هنگامی که راهپیمایی خود را در اطراف آغاز می‌کنند. جریکو، که ظاهرا روز بعد شروع می شود.

این روز بعد، 15 ابیب، روز اول فطیر بود. در این روز مقدس بود که یوشع با "فرمانده لشکر خداوند" (آیه 14) روبرو شد، که ثابت کرد کسی جز خود خدا نیست، زیرا یوشع اجازه داشت او را پرستش کند (مکاشفه 19:10؛ 22 را مقایسه کنید: 8-9) و از آنجا که به یوشع دستور داده شد که صندل های خود را در حضور این موجود درآورد، درست همانطور که به موسی دستور داده شد که در حضور خدا در بوته سوزان انجام دهد (آیه 15؛ خروج 3: 5-6 را مقایسه کنید). در هر دو مورد، باید توجه داشت که این عیسی مسیح پیش از تجسم بود و نه خدای پدر (یوحنا 1:18؛ 6:46؛ اول قرنتیان 1:10 را مقایسه کنید؛ کتابچه رایگان ما را ببینید خدا کیست؟).

خدا - یعنی مسیح پیش از تجسم - در این مناسبت به یوشع ظاهر شد تا برای کار پیش رو، یعنی گرفتن زمین، تشویق شود. دستورات یشوع به یوشع بلافاصله در آیات بعدی دنبال می شود (6: 2-5).

 

و دیوارها سقوط کردند (جاشوا 6)

ظاهراً در روز اول نان فطیر است که یوشع از موشیاخ که از قبل تجسم یافته بود - «فرمانده لشکر خداوند» (5: 15) دستورالعمل‌هایی در مورد چگونگی تصرف اریحا دریافت می‌کند (6:2-5). به نظر می رسد اولین راهپیمایی آنها در اطراف شهر اواخر همان روز انجام شده است. این شهر که تنها یک مایل با آن فاصله داشت و راهپیمایی آنها در اطراف آن حدود یک مایل دیگر بود، این کار زیاد طول نمی کشید. راهپیمایی های بعدی صبح زود آغاز می شود (آیات 12 و 14). روز هفتم، آخرین روز نان فطیر، اگرچه روز مقدسی بود، اما در آن سال برای آنها آرامش خاصی نداشت. خدا کار خود را برای آنها داشت. آنها در سپیده دم برخاستند و هفت بار در اطراف شهر راهپیمایی کردند و سپس با صدای شیپور فریاد بلندی سر دادند. تا اینجا حدود هشت مایل راهپیمایی بود، اما کار خدا هنوز تمام نشده بود. با صدای شیپورها و فریادها، دیوارهای شهر «سقوط شد» یا به معنای واقعی کلمه، «زیر خودش افتاد» و به سربازان اسرائیلی اجازه داد که از همه طرف بر روی آوارها به تکاپو افتاده و وارد شهر شوند. آیه 20).

بسیاری از باستان شناسان به جریکو به عنوان نمونه ای اشاره کرده اند که در آن گزارش کتاب مقدس با شواهدی که در این مکان یافت شده است قابل پشتیبانی نیست. با این حال، این اساساً بر اساس تاریخ‌گذاری نادرست یک لایه تخریب خاص توسط باستان‌شناس بریتانیایی کاتلین کنیون در دهه 1950 است. به گفته باستان شناس برایانت وود: «او به این نتیجه رسید که شهر جریکو در عصر مفرغ در حدود 1550 سال قبل از میلاد توسط مصریان ویران شده است. با این حال، تجزیه و تحلیل عمیق شواهد نشان می دهد که تخریب در حدود 1400 قبل از میلاد (پایان دوره برنز اول) اتفاق افتاده است، دقیقاً زمانی که کتاب مقدس می گوید فتح رخ داده است. -مه 1999، ص 37).

در واقع، یافته های این لایه تخریب قابل توجه است. به عنوان مثال، دیوار شهر بالا (داخلی) و پایین (خارجی) آجری وجود داشت، دیوار پایینی بر روی یک دیوار حائل قرار داشت که خاکریز خاکی زیر شهر را در جای خود نگه می داشت. همراه با بسیاری از ساختمان‌ها، دیوار شهر فروریخت و "زیر خود" به پایه دیوار حائل افتاد، آوارها یک سطح شیبدار مجازی از همه جهات به داخل شهر ایجاد کردند - همه به جز یکی، یعنی. قسمت کوتاهی از دیوار پایین شهر در ضلع شمالی سقوط نکرد - و خانه‌هایی در کنار آن دیوار ساخته شده بود، همانطور که خانه رحاب توصیف شده است! علاوه بر این، این منطقه، روی خاکریز بیرونی، منطقه فقیرتری بود، دقیقاً جایی که یک فاحشه در آن زمان زندگی می کرد. همچنین شواهد روشنی از سوزاندن شهر وجود دارد، اما تنها پس از "زلزله" آسیب به آن وارد شد، که دوباره روایت کتاب مقدس را تأیید کرد.

نکته قابل توجه تر این است که «هم گارستانگ [بیل مکانیکی دهه 1930] و هم کنیون کوزه های ذخیره زیادی پر از غلات پیدا کردند که در آتش سوزی گرفتار شده بودند. این یک یافته منحصر به فرد در سالنامه های باستان شناسی است. غلات نه تنها به‌عنوان منبع غذا، بلکه به‌عنوان کالایی که می‌توان آن را مبادله کرد، ارزشمند بود. در شرایط عادی، اشیاء قیمتی مانند غلات توسط فاتحان غارت می شد. چرا دانه در اریحا رها شد؟ کتاب مقدس پاسخ را ارائه می دهد. یوشع به بنی‌اسرائیل دستور داد که شهر و هر آنچه در آن است به خداوند تقدیم شود (یوشع 6: 17، عبرانیان). [همچنین] چنین مقدار زیادی از غلات دست نخورده باقی مانده است، گواه خاموشی بر حقیقت جنبه دیگری از گزارش کتاب مقدس است. یک شهر به شدت مستحکم با ذخایر فراوان غذا و آب [همانطور که اریحا داشت، داشتن چشمه ای در داخل آن] معمولاً ماه ها و حتی سال ها طول می کشد تا تسلیم شود. کتاب مقدس می گوید که اریحا تنها پس از هفت روز سقوط کرد. کوزه های یافت شده در ویرانه های اریحا پر بود و نشان می داد که محاصره کوتاه بوده است زیرا مردم داخل دیوارها مقدار بسیار کمی از غلات مصرف می کردند» (ص 39). کتاب مقدس به ما می گوید که "با ایمان، دیوارهای اریحا فرو ریخت" (عبرانیان 11:30). و شواهد شگفت‌انگیزی که نشان می‌دهد این رویداد واقعاً اتفاق افتاده است، می‌تواند ایمان ما را تقویت کند که خدا هر «دیوار»‌ای را که بر سر راه ما قرار می‌گیرد، در حالی که در تلاش برای زندگی مسیحی در حضور او هستیم، فرو خواهد ریخت.

مانند مصر و سدوم، اریحا نماد گناهی بود که خدا در حال نابودی آن بود (آیات 17-18). و همانطور که قبلاً اشاره شد، جریکو ظاهراً در آخرین روز نان فطیر که نمادی مناسب از پیروزی نهایی بر گناه بود، نابود شد. چهل سال قبل، بنی‌اسرائیل از دریای سرخ عبور کرده بودند و خداوند آب‌های دریا را بر لشکر فرعون فرود آورد و به بنی‌اسرائیل پیروزی و فرار از اسارت مصر عطا کرد که نماد رهایی نهایی از اسارت به مصر روحانی و مرگ است. به نظر می رسد که گذرگاه دریای سرخ در آخرین روز نان فطیر نیز بوده است، همانطور که سنت یهودی گواهی می دهد. بعلاوه، دلایلی وجود دارد که باور کنیم نابودی سدوم و عموره ممکن است در روزهای نان فطیر نیز بوده باشد (پیدایش 19: 3 را مقایسه کنید). این به ما سه پیروزی بزرگ بر گناه می‌دهد تا در تلاش‌هایمان برای جایگزینی گناه با روش زندگی خدا در روزهای نان فطیر یادآوری و تشویق شود.

در آیه 26، یوشع بر هر کسی که شهر اریحا را بازسازی کند، نفرین کرد. پس از این، مکان به طور پراکنده اشغال شد (یوشع 18:21؛ قضات 3:13؛ دوم سموئیل 2:10)، اما هرگز به میزان واقعی. با این حال، نفرین یوشع در اول پادشاهان 5:1، زمانی که مردی به نام هیل در واقع پایه‌های جدیدی را بنا نهاد و دروازه‌های شهر را بازسازی کرد، در واقع برآورده می‌شود. قرن‌ها بعد شهر دیگری در نزدیکی شهر ساخته شد که جریکو نام داشت. این شهر بعدی اریحا است که در عهد جدید ذکر شده است.

 

شکست در آی به دلیل گناه آکان (یوشع 7)

بنی اسرائیل از ادعای غنایم شهر منع شده بودند (6: 17-19). اما یک مرد فکر کرد که او می تواند یک استثنا باشد. کلمه عبری که در آیه 15 «یک چیز شرم‌آور» ترجمه شده است «بی‌اعتنایی آشکار و بی‌معنا به اراده خدا را نشان می‌دهد» (کتاب مقدس مطالعه نلسون، یادداشت در 7: 15-16). گاهی اوقات گناه یک نفر می تواند بر دیگرانی که ظاهراً هیچ ارتباطی با آن ندارند تأثیر منفی بگذارد. خوشبختانه، تنها 36 نفر از چند هزار مرد گم شدند (آیات 3-5). اگرچه غم انگیز بود، اما عواقب آن می‌توانست بسیار بدتر باشد - زیرا خدا کل ملت را «محکوم به نابودی» اعلام کرد (آیه 12) تا زمانی که گناه از میان آن حذف شد.

King James Study Bible خاطرنشان می کند: «آکان به عنوان «آچار، مضطرب اسرائیل، که در امر ملعون تجاوز کرد» نامیده می شود (اول کر. 1: 2). او به دلیل نقض «ممنوعیت» در جریان فتح اریحا (آیه 7) سنگسار شد. آکان 1 مثقال نقره، یک جامه بابلی و یک گوه طلا به وزن 200 مثقال دزدید و در کف خاکی چادر خود پنهان کرد (آیه 50). گناه آکان به کل قوم نسبت داده شد (آیه 21 و 11)، و بدین ترتیب آنها در نبرد عای به شدت شکست خوردند (آیه 12 و 4). اسرائیل به سختی آموخت که کاری که یک نفر انجام می دهد می تواند بر رفاه کل ملت تأثیر بگذارد. او را در دره آکور دفن کردند. آکور به معنای مجازی در اشعیا 5:26 و هوشع 65:10 برای توصیف عصر مسیحایی یا زمان بازسازی استفاده می‌شود که برای قوم اسرائیل تنها پس از گذراندن مشکلات حاصل می‌شود.» در واقع، مانند این مثال، مصیبت بزرگ در آخرالزمان بر اسرائیل خواهد آمد، نه به این دلیل که هر فردی در طغیان کامل و کامل علیه خدا باشد. در عوض، به دلیل گناهان وحشتناک برخی - در واقع، بسیاری از آنها - که ریشه در اسرائیل ندارند، رنج همه را فرا خواهد گرفت.

از قضا، اگر آکان فقط تا نبرد بعدی با آی صبر می کرد، اجازه داشت برای خود غنیمت بگیرد (8:2). اما حرص او بر او چیره شد - و باعث سقوط او شد.

مزمور 2 یک مزمور سلطنتی است که از داوود و فرزندانش در اورشلیم سلطنت می‌کند و در نهایت به حکومت هزار ساله موشیاخ بر روی زمین اشاره می‌کند. «پادشاه خود را بر تپه مقدس خود صهیون قرار دادم... اقوام را به میراث تو و اقصی نقاط جهان را به تملک تو خواهم داد» (آیات 6، 8) . «پادشاهان و كاهنان اسرائيل هنگامي كه به قدرت رسيدند با روغن مسح شدند. احتمالاً "مسح" در اصل به معنای "پادشاه" بوده است. با این حال، آن را به ایستادگی برای بیشتر. کلمه عبری masiah است که مسیح شد و به یونانی به کریستوس یا مسیح ترجمه شده است. این مزمور در عهد جدید به عنوان اشاره به عیسی فهمیده شد - زیرا هیچ پادشاه عهد عتیق هرگز کنترل ملل را که در اینجا ذکر شده است به دست نیاورده است.» (Zondervan New Student Bible, یادداشت در آیه 2).

با توجه به اینکه خداوند نقشه خود را اعلام کرد و تمام قدرت برای تحقق آن را دارد، مزمورنویس از جسارت توطئه علیه او تعجب می کند. مشورت با خدا و مسح او کاری بیهوده است. خداوند با تمسخر به تاریخ طولانی نافرمانی بشر می خندد (آیه 4). پادشاهان و رهبران از قبل هشدار داده شده اند. آنها باید «حکمت کنند» و خداوند را با ترس و لرز خدمت کنند (آیه 11؛ تثنیه 10: 12-13). در پایان عصر، اتحادیه ای از ملت ها شورش دیگری علیه خدا برپا خواهد کرد - این بار حمله ای به یشوای بازگشته. مسیح با تمام قدرت به فرمان خود، ارتش شورشیان را نابود خواهد کرد و شروع به حکومت بر ملل «با عصای آهنین» خواهد کرد (آیه 9؛ مکاشفه 2:27؛ 12:5، NIV).

«تو پسر من هستی، امروز من تو را به دنیا آوردم» در مزمور 2: 7 «اعلام عمومی است که پسر پادشاهی را از پدرش به ارث خواهد برد... این حق پسر را برای حکومت بر پادشاهی خدا تثبیت می کند» (The Bible Reader's Companion, توجه به آیه 7). خدا این را به فرشتگان خود نگفته است (عبرانیان 1: 5 را ببینید). او این را برای عیسی (اعمال رسولان 13:33) و نیز سایر انسانهایی که از نظر روحی به عنوان فرزندان خدا متولد خواهند شد، محفوظ داشت (عبرانیان 1-2 را ببینید).

«پسر را ببوس» (آیه 12) شاید به معنای «نشانه تسلیم» باشد (اول سائوی 1:10؛ اول پادشاهی 1:1؛ هوس 19:18... را ببینید). تسلیم در برابر پادشاه آشور با بوسیدن پاهای او بیان می شد.» (Zondervan NIV Study Bible, یادداشت در مزمور 13:2). عهد جدید بوسیدن گونه را به عنوان وسیله ای برای احوالپرسی نشان می دهد که به معنای استقبال و پذیرش است. ترجمه تناخ کل عبارت "با حسن نیت ادای احترام کنید" را بیان می کند، و کلمه "پسر" را حذف می کند - شاید با نگرانی در مورد تفسیر مسیحی - اما عبری را در پاورقی نامشخص اعلام می کند. درست است که کلمه «پسر» در اینجا به جای بن عبری، نوار آرامی است. با این حال، همانطور که Expositor در پاورقی خود در آیه 2 بیان می کند، «به نفع ترجمه سنتی ['پسر']... زمینه مزمور (تسلیم شدن به خداوند و مسح شدگان) است، پیشنهاد [مفسر] دلیتز که قلم سکانسی نوار («پسر، مبادا») از ناهماهنگی قلم بن... و پیشنهاد [مفسر دیگر] مبنی بر اینکه استفاده از آرامی ممکن است عمداً به کشورهای بیگانه معطوف شود، اجتناب می کند» - همانطور که آرامی زبان رایج مردم بود. کل خاورمیانه باستانی جالب اینجاست که وقتی عیسی پسر واقعاً در میان آنها آمد، این زبان یهودیان نیز خواهد بود.

مزمور 3: «در مصیبت مرا راحت کردی».

مزمور 3 یک گروه بندی موضوعی از 12 مزمور داوود (3-14) را آغاز می کند، همانطور که بعداً در رابطه با مزمور 8 و مزمور 14 خواهیم دید.

مزمور 3 را قبلاً در برنامه خواندن کتاب مقدس خواندیم. این مرثیه ای است که داوود هنگام فرار از دست پسرش ابشالوم سروده است (به نظرات برنامه خواندن کتاب مقدس در دوم سموئیل 2:15-1:16 و مزمور 14 مراجعه کنید). ابشالوم که با جاه طلبی خود به پادشاهی می رسد، دل مردم را از داوود برگرداند. داوود از اینکه عده زیادی علیه او روی آورده اند ناامید است (آیه 3). آنها دیگر باور ندارند که خدا با او است تا به او کمک کند (آیه 1).

عبارت «سرم را بلند می کند» (آیه 3) اعتقاد داوود را بیان می کند که خدا او را از خواری و خواری برمی خیزد. در دوم سموئیل 2:15 در مورد موقعیت غم انگیز رانده شدن داوود از اورشلیم می خوانیم: «پس داود از فراز کوه زیتون بالا رفت و چون بالا می رفت گریه می کرد و سر خود را پوشانده بود و پابرهنه می رفت. و همه کسانی که با او بودند، سرهای خود را پوشانده، بالا رفتند و گریه کردند.»

علی رغم مخالفت شدید دشمن، داوود می تواند بدون ترس بخوابد، «زیرا خداوند مرا حمایت کرد» (آیات 5-6). ترجمه KJV و NKJV آیه 7 می گوید که خدا قبلاً از داوود دفاع کرده است. با این حال، NIV آیه 7 را به عنوان یک درخواست حاضر از خدا ترجمه می کند تا «به تمام دشمنان من ضربه بزند. دندان بدکاران را بشکن.» حتی اگر مورد دوم صحیح باشد، خدا در واقع قبلاً برای داوود مداخله کرده است و مطمئناً دوباره این کار را خواهد کرد - درست همانطور که برای همه ما که به او اعتماد می کنیم، این کار را خواهد کرد.

 

متی 2:19-3

یوسف و مریم خبر دریافت کردند که هیرودیس مرده است و اکنون برای آنها امن است که از مصر به سرزمین مقدس بازگردند. این اطلاعات توسط یک پیام رسان در خواب به آنها داده شد. آنها به دلیل شرارت ارکلائوس که در یهودا سلطنت می کرد، به جای بیت لحم به جلیل بازگشتند. به همین دلیل است که آنها همراه با اکثر فرزندان داوود پادشاه در ناصره بودند.

 

متیو 3

جان غوطه ور در این زمان فعال بود و پادشاهی الوهیم و نیاز به توبه را اعلام می کرد. جامه ای از پشم شتر و کمربند چرمی به کمر می پوشید. او به عنوان کاهن اعظم «واقعی» در بیابان بیرون آمد و در دوران کودکی در امنیت جانش بود. پدرش زکریا به خاطر او و حاکمان که از او می ترسیدند سلاخی شد. فریسیان و صدوقیان بیرون آمدند تا ببینند این همه هیاهو برای چیست، زیرا بسیاری از یهودیان به استقبال یحیی رفتند و توبه کردند و توسط او در آب غوطه ور شدند. یوحنا حتی برای آنها نبوت می کند و آنها را در مورد پادشاهی آینده هشدار می دهد و اینکه نه تولد و نه موقعیت آنها آنها را نجات نخواهد داد.

سپس یشوع نزد یوحنا می آید تا غوطه ور شود، زیرا این نمایش دستور و فرمان بود. یشوآ نیازی به غوطه وری نداشت، اما او این کار را به دلیل عشقی که به کلام و آموزش الهی داشت انجام داد. صدایی از آسمان گفت: «این است پسر محبوب من که از او لذت بردم.»

 

متی 4 - 4:25

یشوآ بلافاصله توسط روح به بیابان هدایت می شود و توسط دشمن محاکمه می شود. 40 روز و 40 شب روزه داشت و گرسنه بود. دشمن ابتدا او را با امیال نفسانی وسوسه می کند تا سنگ ها را به نان تبدیل کند. یشوآ با کلام مکتوب الوهیم او را شکست می دهد.

سپس حریف یشوا را با غرور وسوسه می کند. یشوا بار دیگر با کلام الوهیم او را شکست می دهد.

دشمن برای آخرین بار تلاش می کند و یشوا را با قدرت وسوسه می کند. Yeshua یک بار دیگر دشمن را با کلام الوهیم شکست می دهد. سپس دشمن او را رها کرد و رسولان آمدند و به او توجه کردند.

یشوآ شروع به سفر به اطراف و همچنین اعلام "توبه کنید!" او پیتر و اندرو را از ماهیگیری به نزد خود می خواند. سپس بعدها نیز جیمز و جان. او تمام تلاش خود را برای اعلام پادشاهی، توبه و شفای بیماران انجام داد.

0 نظرات

ارسال یک نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شده اند *

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. با نحوه پردازش داده های نظر خود آشنا شوید.